آلبوم در فضای موسیقی دستگاهی
نوازنده تار: داوود آزاد
نوازنده نی: حسن ناهید
نوازنده کمانچه و قیچک: کیهان کلهر
نوازنده عود: حسین بهروزی نیا
نوازنده تار: داوود آزاد
نوازنده نی: حسن ناهید
نوازنده کمانچه و قیچک: کیهان کلهر
نوازنده عود: حسین بهروزی نیا
آهنگ ها
-
عنوانزمان
-
4:47گفتم ز شب سحر برآید آیینه دلی ز در درآید ترسم ز پا فتاده باشم ماندم که شب سیه سرآید فریاد که نشنیدیی فریاد مرا دیگر بی مهری و عیاری با یار چرا دیگر از روز گرفتاری اندیشه اگر داری بر صید گرفتارت آتش مگشا دیگر ترسم ز پا فتاده باشم ماندم که شب سیه سرآید بگذار تا یار از کار دلم گره گشاید آزار بسیار بهتر که زیار کمتر آید افسانه ناشنیده ما باشد سخنی که باور آید ?
-
9:50شبی که با تو بودم یاد از آن شب یاد از آن شب شبی که بی تو بودم داد از آن شب داد از آن شب شبی که لیلی از مجنون جدا شد فغان و ناله و فریاد از آن شب دلم بی وصل تو شادی مبیناد به غیر از محنت آزادی مبیناد خراب آباد دل بی مقدم دوست الهی هرگز آبادی مبیناد غم دریا دلان را با که گویم کجا غمخوار دریا دل بجویم دلم دریای خون گشته از غم دوست چگونه دل از این دریا بشویم گل پرپر کجا گیرم سراغت صدای گریه می آید ز باغت صدای گریه می آید شب و روز که می سوزد دل بلبل ز داغت هوشنگ ابتهاج
-
7:52جلوه ی گل، بوی سنبل ناله ی چنگ، بانگ بلبل کرده صحن چمن پر ز غلغل شبنم صبح و بر چهره ی گل مطرب آهنگ را تازه تر کن وز دل خویشتن نغمه سر کن زخم دل تار به زخمه میازار ناله ی تار کمتر برون آر بگو به ساقی ای نسیم سحری شد سپری عهدِ خزان بیا به عاشقان بپیما قدحی خونِ دل دخت رزان از غمِ عشق شد دلم خون با یک جلوه بردی دل ز برم ز آتشت ای عشق این دل زارم گشته پریش آتشی امّا در دل عاشق مرهم ریش تو آخر ای عشق چه ای رهزنِ دل بلای جان ها از آتش پرشررت سوخته شد چه خانمانها باعث آه و بیداد و ناله از چکاوک بود عشقِ لاله ساقی اگر برخیزد باده به جامم ریزد جانِ من از مِی فروزد مطرب اگر بنشیند ناله ی عشق بیند آتش عشقش بسوزد برکشد از پرده ی بیداد برون ناله ی روح بخش همایون نورالله همایون
-
4:52دیدی چه کردی با دلم هنگام مستی گسستی پیمان ما را وای از دل بی حاصلم با خود پرستی شکستی آیینه ها را ای مهربان مهربان مهربانم تندی مکن با دل ناتوانم آنجا که لرزد دلم از نسیمی طوفان به غارت برد آشیانم دیدی چه کردی با دلم هنگام مستی گسستی پیمان ما را وای از دل بی حاصلم با خود پرستی شکستی آیینه ها را در خواب و در بیداریم از بس شکفتی تو گفتی باغ و بهارم در خاک اگر بسپاریم صد گل برآرد برآرد سنگ مزارم دیدی چه کردی با دلم هنگام مستی گسستی پیمان ما را وای از دل بی حاصلم با خود پرستی شکستی آیینه ها را
-
10:02گرت به گوشه چشمی نظر بود به اسیران دوای درد من اول که بی گناه بخستی دمی با غم به سر بردن جهان یک سر نمی ارزد به می بفروش دلق ما کز این بهتر نمی ارزد به کوی می فروشانش به جامی بر نمی گیرد زهی سجاده تقوا که یک ساغر نمی ارزد شکوه تاج سلطانی که بیم جان در او درج است کلاهی دلکش است اما به ترک سر نمی ارزد دمی با غم به سر بردن جهان یک سر نمی ارزد المنه لله که در میکده باز است ز آن رو که مرا به در او روی نیاز است حقیقت نه مجاز است در میکده باز است همه کس به نیاز است بار غم مجنون و خم طره لیلی ها لیلی رخساره محمود کف پای ایاز است حقیقت نه مجاز است است در میکده باز است همه کس به نیاز است سر قصه دراز است سعدی
-
8:49بر سر آنم که گر ز دست برآید دست به کاری زنم که غصه سرآید صحبت حکام ظلمت شب یلداست نور ز خورشید خواه بو که برآید به در ارباب بی مروت دنیا چند نشینی که خواجه کسی به در آید بلبل عاشق تو عمر خواه که آخر باغ شود سبز و سرخ گل به برآید غفلت حافظ در این سراچه عجب نیست هر که به میخانه رفت بیخبر آید حافظ


کاربر مهمان
کاربر مهمان