display result search
منو

آبگینه

  • 6 قطعه
  • 8':49" مدت زمان
  • 8597 دریافت شده
آلبوم در فضای موسیقی دستگاهی
نوازنده تار: داوود آزاد
نوازنده نی: حسن ناهید
نوازنده کمانچه و قیچک: کیهان کلهر
نوازنده عود: حسین بهروزی‌ نیا

آهنگ ها

  • عنوان
    زمان
  • گفتم ز شب سحر برآید آیینه دلی ز در درآید ترسم ز پا فتاده باشم ماندم که شب سیه سرآید فریاد که نشنیدیی فریاد مرا دیگر بی مهری و عیاری با یار چرا دیگر از روز گرفتاری اندیشه اگر داری بر صید گرفتارت آتش مگشا دیگر ترسم ز پا فتاده باشم ماندم که شب سیه سرآید بگذار تا یار از کار دلم گره گشاید آزار بسیار بهتر که زیار کمتر آید افسانه ناشنیده ما باشد سخنی که باور آید ?
  • شبی که با تو بودم یاد از آن شب یاد از آن شب شبی که بی تو بودم داد از آن شب داد از آن شب شبی که لیلی از مجنون جدا شد فغان و ناله و فریاد از آن شب دلم بی وصل تو شادی مبیناد به غیر از محنت آزادی مبیناد خراب آباد دل بی مقدم دوست الهی هرگز آبادی مبیناد غم دریا دلان را با که گویم کجا غمخوار دریا دل بجویم دلم دریای خون گشته از غم دوست چگونه دل از این دریا بشویم گل پرپر کجا گیرم سراغت صدای گریه می آید ز باغت صدای گریه می آید شب و روز که می سوزد دل بلبل ز داغت هوشنگ ابتهاج
  • جلوه ی گل، بوی سنبل ناله ی چنگ، بانگ بلبل کرده صحن چمن پر ز غلغل شبنم صبح و بر چهره ی گل مطرب آهنگ را تازه تر کن وز دل خویشتن نغمه سر کن زخم دل تار به زخمه میازار ناله ی تار کمتر برون آر بگو به ساقی ای نسیم سحری شد سپری عهدِ خزان بیا به عاشقان بپیما قدحی خونِ دل دخت رزان از غمِ عشق شد دلم خون با یک جلوه بردی دل ز برم ز آتشت ای عشق این دل زارم گشته پریش آتشی امّا در دل عاشق مرهم ریش تو آخر ای عشق چه ای رهزنِ دل بلای جان ها از آتش پرشررت سوخته شد چه خانمان‌ها باعث آه و بیداد و ناله از چکاوک بود عشقِ لاله ساقی اگر برخیزد باده به جامم ریزد جانِ من از مِی فروزد مطرب اگر بنشیند ناله ی عشق بیند آتش عشقش بسوزد برکشد از پرده ی بیداد برون ناله ی روح بخش همایون نورالله همایون
  • دیدی چه کردی با دلم هنگام مستی گسستی پیمان ما را وای از دل بی حاصلم با خود پرستی شکستی آیینه ها را ای مهربان مهربان مهربانم تندی مکن با دل ناتوانم آنجا که لرزد دلم از نسیمی طوفان به غارت برد آشیانم دیدی چه کردی با دلم هنگام مستی گسستی پیمان ما را وای از دل بی حاصلم با خود پرستی شکستی آیینه ها را در خواب و در بیداریم از بس شکفتی تو گفتی باغ و بهارم در خاک اگر بسپاریم صد گل برآرد برآرد سنگ مزارم دیدی چه کردی با دلم هنگام مستی گسستی پیمان ما را وای از دل بی حاصلم با خود پرستی شکستی آیینه ها را
  • گرت به گوشه چشمی نظر بود به اسیران دوای درد من اول که بی گناه بخستی دمی با غم به سر بردن جهان یک سر نمی ارزد به می بفروش دلق ما کز این بهتر نمی ارزد به کوی می فروشانش به جامی بر نمی گیرد زهی سجاده تقوا که یک ساغر نمی ارزد شکوه تاج سلطانی که بیم جان در او درج است کلاهی دلکش است اما به ترک سر نمی ارزد دمی با غم به سر بردن جهان یک سر نمی ارزد المنه لله که در میکده باز است ز آن رو که مرا به در او روی نیاز است حقیقت نه مجاز است در میکده باز است همه کس به نیاز است بار غم مجنون و خم طره لیلی ها لیلی رخساره محمود کف پای ایاز است حقیقت نه مجاز است است در میکده باز است همه کس به نیاز است سر قصه دراز است سعدی
  • بر سر آنم که گر ز دست برآید دست به کاری زنم که غصه سرآید صحبت حکام ظلمت شب یلداست نور ز خورشید خواه بو که برآید به در ارباب بی مروت دنیا چند نشینی که خواجه کسی به در آید بلبل عاشق تو عمر خواه که آخر باغ شود سبز و سرخ گل به برآید غفلت حافظ در این سراچه عجب نیست هر که به میخانه رفت بیخبر آید حافظ

تصاویر

دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه

  • کاربر مهمان
    آبگینه
  • کاربر مهمان
    عالی مثل همیشه . ولی چه بد که آلبوم کامل نیست

آلبوم‌هایی از همین سبک

صدای موسیقی