موسیقی دستگاهی
بازخوانی ارکسترال آثار همایون خرم
بازخوانی ارکسترال آثار همایون خرم
آهنگ ها
-
عنوانزمان
-
6:57موجم و در تاب و تبم جان و به کف و کف به لبم دل زجان بریدم نعره زنان در همه سو وز پی او در تکاپو جان به لب رسیده که به یک جا نیارمیده زبحر بی کران اگر راهی گاهی سویش ببرم چه ضربه ها که می زند ساحل غافل هردم به سرم موجم و بی صبر و سکون عاشقم ومست جنون گر سکون پذیرم دگر از خامشی بریدم در دل این بحر بلا منم که سرگردانم منم که سیر از جان منم که بی سامانم راحت من گشته فنا ز غم به خود پیچانم به خون خود غلتانم که زاده ی توفانم هر دم از غم دل، سر به سنگ ساحل میزنم که بسپردم دل به دست توفان جان رسد به جانان مه من در دیده چو دریا همه افسون دارد و رویا این منم که سر زنم به دریا به صخره ها چو موج غلتان در توفان (محمود ثنایی)
-
7:39نیامد امشب نسیم سحر که ازسرزلفت آرد خبر چه شد شب نظاره ها کجاشد آن اشاره ها ؟ نه ازمَهم بود نشان نه جلوه در ستاره ها چه شد شب نطاره ها آه که چون بی اوشب به پایان رسد سحرگهان برلبم جان رسد به جان رسم ازغم بی کسی که درد من تا به درمان رسد فغان من تا به کی به آن رسد صبا به یارم رسان سلامی ز خسته جانی ببر پیامی بگوکه ازغم گرفنه آتش حریم عشقم چوشعله هایی به رهگذارِ نسیمِ عشقم نیامد امشب نسیم سحر که از سر زلفت آرد خبر نسیم زلف دلکشت که جان تازه آورد چوبگذرد به سوی من غم ازدلم برون شود ، غم ازدلم برون شود صبا به یارم رسان سلامی ز خسته جانی ببر پیامی (هدایت اله زنیرسینا)
-
3:38توی چشات نوشته دلت پریشون گشته پریشونی چه فایده گذشته ها گذشته آب ازچشمه رفته کی دیگه برمی کرده کی میاد خونه اونکه ترک کاشونه کرده میرم جهانوخبرمیکنم که باتودارم سفرمیکنم مثه پرنده بیا نکن ناز ویکدندگی بیابخندیم که این زندگی بما بخنده زندگی اگه همش غمه غم نخور که زندگی کمه غم بلای عمر آدمه دردنیا هیچ چیزی یه جور نمی مونه هیچ کسی درست نمی دونه چی میشه صبح فردا بازی آسمونا (محمدعلی شیرازی)


کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان