موسیقی باکلام ایرانی
آهنگ ها
-
عنوانزمان
-
4:48گه شکایت از گلی گه شکوه از خاری کنم من نه آن رندم که غیر از عاشقی کاری کنم هر زمان بی روی ماهی همدم آهی شوم هر نفس با یاد یاری ناله? زاری کنم حلقههای موج بینم نقش گیسویی کشم خندههای صبح بینم یاد رخساری کنم گر سر یاری بود بخت نگونسار مرا عاشقیها با سر زلف نگونساری کنم درد خود را میبرد از یاد گر من قصهای از دل سرگشته با صید گرفتاری کنم رهی معیری
-
4:26به شکوه گفتم برم ز دل یاد روی تو آرزوی تو به خنده گفتا نرنجم از خلق و خوی تو یاد روی تو ولی ز من دل چو برکنی، امید خود بر که افکنی؟ هر کجا روی بسته منی ، ساغر وفا از چه بشکنی گذشتم از او به خیره سری، گرفته ره مه دگری کنون چه کنم با خطای دلم، که مهر و وفا شد بلای دلم به دام دل اکنون فتاده منم رسد به فلک ناله های دلم به جز ره او نه راه دگر، دگر پس از این خطا نکنم به شکوه گفتم برم ز دل یاد روی تو آرزوی تو به جز ره او نه راه دگر مرا نبود پناه دگر به جز ره او نه راه دگر، مرا نبود نه راه دگر دگر پس از این خطا نکنم ز دام بلا دل رها نکنم گرم بکشد پا از او نکشم ز جان گذرم شکوه ها نکنم ابراهیم صفایی
-
2:59در میان آتش و خون، ای وطن، من با توام ور بباید ترک جان و تن من با توام عاشقان را هر سری در کار سودایی شود اندرین هنگامه سر باختن من با توام گر بر اوج آسمانم یا حضیض خاکدان هر کجا بینی درین دیر کهن من با توام ترک مادر کی تواند گفت فرزند شریف ای گرامی مادر من، ای وطن ،من با توام یدالله بهزاد کرمانشاهی
-
3:08رسید از راه پیری چهره پرگرد رهاورد وی انبانی غم و درد عقابی را ز تیغ کوهساران فرود آورد و مرغ خانگی کرد پلنگی خشمگین بودم بافسون تو ام آهوی دست آموز کردی دل سرد مرا در هم شکستی وزان شمعی سراپا سوز کردی یدالله بهزاد کرمانشاهی
-
5:27سه تار: پوریا خاکپور
-
19:06تار: پوریا خاکپور
-
5:56درد عشق و انتظار دارم زان شب یادگار در آن شب سرد پاییز آهنگ سفر می کردی از رهگذری محنت خیز دیدم که گذر می کردی تو رفتی و دلم غمین شد قرین آه آتشین شد از آن شبی که بر نگشتی جهان که شادی آفرین بود به چشم من غم آفرین شد از آن شبی که بر نگشتی از آن شب سرد خزان شبها گذشته داستان باده و مینا گذشته روزگاری بر من تنها گذشته کریم فکور


کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان