display result search
منو

نقش‌ ها

  • 8 قطعه
  • مدت زمان
  • 13646 دریافت شده
البوم موسیقی دستگاهی ، 1392

آهنگ ها

  • عنوان
    زمان
  • خزان زده ام از تو دلزده ام زندگانی / فتاده ز پا مانده ام به ره بی نشانی / حکایت دل از گلایه گذشت / به کام دلم چون زمانه نگشت / از وفا تو مگو بی وفا شده ای / به رسم جفا آشنا شده ای / نگو که بمانم به رویای باران بدون در این کویر گدازان / سزاوار درد جدایی نبودم / غریبه که با آشنایی نبودم / حکایت دل از گلایه گذشت / به کام دلم چون زمانه نگشت / از وفا تو مگو بی وفا شده ای / به رسم جفا آشنا شده ای / ز یاد غمش من کجا بگریزم / به دامن امن خدا بگریزم / کنون که همه هستی ام شده او / تو ای روزگار از جدایی مگو / شاعر محمد مفتاحی
  • / *نوازنده تنبک سهیل الله‌دادیان ؛ *نوازنده تار شهرام شاه‌ولایتی
  • مگذار تا ز دست غمت ناله سرکنم /سوز درون قرین دعای سحر کنم / کاخی که بهر عشرت اغیار ساختی /سیلاب اشک آرم و زیر و زبر کنم / دستی به آستین تو دستی بر آستان /دست دگر کجا که میانت کمر کنم /شاعر جلال‌ الدین همایی
  • نوازنده تنبک سهیل الله‌دادیان ؛ نوازنده تار شهرام شاه‌ولایتی
  • گل شد زمین ز چشمه? خوناب چشم منخاکی دگر نماند که از غم بسر کنم /درخت عشق را جز غم ثمر نسیت بر و برگش بجز خون جگر نیست / جهان گویی همه خواب و خیال است / خیال و خواب اگر نبود چه حال است / وحشی بافقی
  • سنتور مصطفی مومنیان
  • گر نداند که منم دیده به راهش چه کنم /مانده با من غم آخرین نگاهش چه کنم /رفت و روزش شده چون چشم سیاهش چه کنم / به خواب این پریشان خدا کند بیاید /گربیاید بر این بی سر و سامان چه شود / نفسی کار دلم را کند آسان چه شود /از زمستان سیه گر ببرم جان چه شود /به خواب این پریشان خدا کند بیاید /نه دارد از دلم خبر نه آه من دهد ثمر /شکسته قلب و خسته جانم /چه میشود شبی اگر به بوی او شود سحر که آرزو به دل نمانم /
  • تو خسته ترینی تو خسته ترین /شکسته ترینم شکسته ترین /بمان که بمانم در این شب سرد /بخوان که بخوانم ترانه ی درد /صدایم تو صفایم تو / همه شور و نوایم تو / کبوتر اوجم روانه چو موجم / پرنده ی نورم ز باغ بلورم /پرم مشکن مرا مفکن که میمیرم / دل از ستمت سر از قدمت نمیگیرم /تو سوز نهانی تو ساز خزانی شروع غمی /تو هرم جنوبی تو سرخ غروبی طلوع غمی/ز من مگذر مرو به سفر مرنجانم /که روز دگر چو شمع سحر نمیمانم /به رحمت باران به حرمت آب که بی تو سرابم که بی تو سراب /به آهی که در نیمه شبها کشیدم /به دردی که در سوز تبها کشیدم /به صبری که در ارزوی تو کردم /به آن سجده هایی که سوی تو کردم /پرم مشکن مرا مفکن که میمیرم /دل از ستمت سر از قدمت نمیگیرم/شاعر خسرو احتشامی

تصاویر

دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه

آلبوم‌هایی از همین سبک

صدای موسیقی