بازخوانی تصنیف در فضای موسیقی دستگاهی
می زده شب چو ز میکده باز آیم
بر سر کوی تو من به نیاز آیم
دلدادهی رهگذرم
از خود نبود خبرم
ای فتنهگرم
شبها سر کوی تو
آشفته چو موی تو
میآیم، تا جویم، خانه به خانه
مگر از تو نشانه
میخانه به میخانه، پیمانه به پیمانه
راه تو میپویم این می و مستی بود بی تو بهانه
میسوزم، شبها با شمع رخ تو، با سوز نهان
میسازم، با این آتش دل خود با خواهش جان
تشنهای به راه سرابم
به لب رسیده جان، چو حبابم مستم و خرابم
فارغ از غمم چه نشستی؟
چرا دل مرا بشکستی؟
می زده شب چو ز میکده باز آیم
بر سر کوی تو من به نیاز آیم
دلدادهی رهگذرم
از خود نبود خبرم
ای فتنهگرم
شبها سر کوی تو
آشفته چو موی تو
میآیم، تا جویم، خانه به خانه
مگر از تو نشانه
میخانه به میخانه، پیمانه به پیمانه
راه تو میپویم این می و مستی بود بی تو بهانه
میسوزم، شبها با شمع رخ تو، با سوز نهان
میسازم، با این آتش دل خود با خواهش جان
تشنهای به راه سرابم
به لب رسیده جان، چو حبابم مستم و خرابم
فارغ از غمم چه نشستی؟
چرا دل مرا بشکستی؟
تصاویر
دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه
دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه
