تصنیف در فضای موسیقی دستگاهی
شب بر سر من جز غم ایّام کسی نیست
میسوزم و میسازم و فریادرسی نیست
بیمارم و تب دارم و در سینهی مجروح
چندان که فغان برکشم از دل نفسی نیست
شب بر سر من جز غم ایّام کسی نیست
میسوزم و میسازم و فریادرسی نیست
بیمارم و تب دارم و در سینهی مجروح
چندان که فغان برکشم از دل نفسی نیست


کاربر مهمان
کاربر مهمان