display result search
منو

20 سال با آثار پرویز مشکاتیان (2)

  • 9 قطعه
  • 8':00" مدت زمان
  • 674 دریافت شده
بیست سال با آثار پرویز مشکاتیان 2، نام آلبوم موسیقی است با آهنگسازی پرویز مشکاتیان، در این اثر خوانندگان متعددی همکاری کرده‌اند.

آهنگ ها

  • عنوان
    زمان
  • 4:55
    بر من که صبوحی زده ام خرقه حرام است ای مجلسیان راه خرابات کدام است با چون تو حریفی به چنین جای در این وقت گر باده خورم خمر بهشتی نه حرام است دردا که بپختیم در این سوز نهانی وان را خبر از آتش ما نیست که خام است
  • 4:36
  • 4:29
    مرا عاشق چنان باید که هر باری که برخیز قیامت های پرآتش ز هر سویی بر انگیزد دلی خواهیم چون دوزخ که دوزخ را فرو سوزد دو صد دریا بشوراند ز موج بحر نپرهیزد چو شیری سوی جنگ آید دل او چون نهنگ آید به جز خود هیچ نگذارد و با خود نیز بستیزد مولوی
  • 8:02
    لاله خونین کفن از خاک سر آورده برون خاک مستوره قلب بشر آورده برون دل ماتم زده ما درِ زاریست که مرگ از زمین همره داغ پسر آورده برون آتشین آه فرو مرده مدفون شده است که زمین از دل خود شعله ور آورده برون راست گویی که زبانهای وطن خواهان است که جفای فلک از پشت سر آورده برون یا به تقلید شهیدان ره آزادی طوطی سبز قبا سرخ پرآورده برون یا که بر لوح وطن خامه خونبار بهار نقشی از خونِ دلِِ رنج برآورده برون ملک الشعرای بهار
  • 7:07
    بگذر شبی به خلوت این همنشین درد تا شرح آن دهم که غمت با دلم چه کرد خون می‌رود نهفته از این زخمِ اندرون ماندم خموش، آه! که فریاد داشت، درد ساقی بیار جام صبوحی که شب نماند وان لعل فام، خنده زد از جامِ لاجورد باز آید آن بهار، گل سرخ بشکُفد چندین مَنال از نَفَس سرد و رویِ زرد روزی که جان فدا کُنمت، باورت شود "دردا که جز به مرگ، نسنجند قدرِ مرد" خونی که ریخت از دل ما، سایه! حیف نیست گر زین میانه، آب خورَد تیغِ هم نبرد هوشنگ ابتهاج
  • 5:01
    طالع اگر مدد دهد دامنش آورم به کف گر بکشم زهی طرب ور بکشد زهی شرف طرف کرم ز کس نبست این دل پر امید من گر چه سخن همی‌برد قصه من به هر طرف از خم ابروی توام هیچ گشایشی نشد وه که در این خیال کج عمر عزیز شد تلف من به خیال زاهدی گوشه‌نشین و طرفه آنک مغبچه‌ای ز هر طرف می‌زندم به چنگ و دف ابروی دوست کی شود دستکش خیال من کس نزده‌ست از این کمان تیر مراد بر هدف حافظ
  • 2:14
  • 6:29
    گلعذاری ز گلستان جهان ما را بس زین چمن سایه ی آن سرو روان ما را بس من و همصحبتی اهل ریا دورم باد از گرانان جهان رطل گران ما را بس قصر فردوس به پاداش عمل می بخشند ما که رندیم و گدا دیر مغان ما را بس بنشین بر لب جوی و گذر عمر ببین کین اشارت زجهان گذران ما را بس نقد بازار جهان بنگر و آزار جهان گر شما را نه بس این سود و زیان مارا بس یار با ماست چه حاجت که زیادت طلبیم دولت صحبت آن مونس جان ما را بس حافظ از مشرب قسمت گله بی انصافی است طبع چون آب و غزلهای روان ما را بس حافظ
  • 8:00

مشخصات موسیقی

تصاویر

دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه

  • کاربر مهمان
    عالی
  • کاربر مهمان
    روحت شاد.......
  • کاربر مهمان
    گاهی یک موسیقی خوب آدم را به راه راست هدایت و به پروردگار عالم نزدیک می کند

آلبوم‌هایی از همین سبک

صدای موسیقی