display result search
منو

آستان عشق

  • 6 قطعه
  • مدت زمان
  • 192 دریافت شده
آلبوم در فضای موسیقی دستگاهی

آهنگ ها

  • عنوان
    زمان
  • 16:19
  • 4:16
    خدایا دل دردمند ما راکه اسیر توست یارابه وصال مرهمی نهچو به انتظار خستیم
  • 16:19
    جز آستان توأم در جهان پناهی نیستسر مرا به جز این در حواله‌گاهی نیستعدو چو تیغ کشد من سپر بیندازمکه تیغ ما به جز از ناله‌ای و آهی نیستزمانه گر بزند آتشم به خرمن عمربگو بسوز که بر من به برگ کاهی نیستغلام نرگس جماش آن سهی سرومکه از شراب غرورش به کس نگاهی نیستمباش در پی آزار و هرچه خواهی کنکه در شریعت ما غیر از این گناهی نیستعنان کشیده‌رو ای پادشاه کشور حسنکه نیست بر سر راهی که دادخواهی نیستچنین که از همه‌سو دام راه می‌بینمبه از حمایت زلفش مرا پناهی نیست
  • 6:49
    بی همگان به سر شود بی تو به سر نمی‌شودداغ تو دارد این دلم، جای دگر نمی‌شودخمر من و خمار من، باغ من و بهار منخواب من و قرار من بی تو به سر نمی‌شودسیر نمی‌شوم ز تو ای مه جان‌فزای منجور مکن جفا مکن نیست جفا سزای منبا ستم و جفا خوشم گرچه درون آتشمچونک تو سایه افکنی بر سرم ای همای منوه که جدا نمی‌شود نقش تو از خیال منتا چه شود به عاقبت در طلب تو جان مننور ستارگان ستد روی چو آفتاب تودست نمای خلق شد قامت چون هلال منغافل چرایی؟ جانا ز دردمرحمت کن آخر بر روی زردمدر دام حسنت جز دم ندیدموز خوان عشقت جز خون نخوردمنقش غمم چون بر دل نوشتیمن نامه‌ی خود در می‌نوردمبیچاره باشد همواره عاشقعشق این‌چنین است بیچاره عاشقگردون نگردد روزی که گردداز کوی معشوق آوازه عاشقخواب مرا ببسته‌ای نقش مرا بشسته‌ایوز همه‌ام گسسته‌ای بی تو به سر نمی‌شودبی همگان به سر شود بی تو به سر نمی‌شودداغ تو دارد این دلم جای دگر نمی‌شود
  • 8:10
    رندان سلامت می‌کنند جان را غلامت می‌کنندمستی ز جامت می‌کنند مستان سلامت می‌کنندمستی سلامت می‌کند پنهان پیامت می‌کندآن کو دلش را برده‌ای جان را غلامت می‌کندای نیست کرده هست را بشنو سلام مست رامستی که هر دو دست را پابند دامت می‌کندتاب بنفشه می‌دهد طره مشک‌سای توپرده غنچه می‌درد خنده دلگشای توشور شراب عشق تو آن نفسم رود ز سرکاین سر پر هوس شود خاک در سرای تویاران ره عشق منزل ندارداین بحر مواج ساحل نداردبذر غم عشق در مزرع دلجز درد و محنت حاصل نداردرندان سلامت می‌کنند جان را غلامت می‌کنندمستی ز جامت می‌کنند مستان سلامت می‌کنندهرکس نبندد بر دلبری دلیا آدمی نیست یا دل نداردمستی سلامت می‌کند پنهان پیامت می‌کندآن کو دلش را برده‌ای جان را غلامت می‌کند
  • 4:08
    چه حکایت از فراق که نداشتم ولیکنتو چو روی باز کردی در ماجرا ببستیگله از فراق یاران جفای روزگاراننه طریق توست سعدی کم خویش گیر رستی

مشخصات موسیقی

سایر مشخصات

تصاویر

دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه

آلبوم‌هایی از همین سبک

صدای موسیقی