ترانهی پاپ با مضمون جنگ رمضان و شهدای مدرسه شجره طیبه میناب
امروز دستم غرق یک رویاست
با خاطراتت زیر آوارم
یک روز در جشن تو میرقصم
جشنی که از دنیا طلبکارم
من بی تو گم کردم جهانم را
اما مسیرم اشتباهی نیست
از اول این قصه میگفتم
تا آخر این جاده راهی نیست
پای تو ماندم تا ته دنیا
این مرثیهها امروز دستم غرق یک رویاست
با خاطراتت زیر آوارم
یک روز در جشن تو میرقصم
جشنی که از دنیا طلبکارم
من بی تو گم کردم جهانم را
اما مسیرم اشتباهی نیست
از اول این قصه میگفتم
تا آخر این جاده راهی نیست
پای تو ماندم تا ته دنیا
این مرثیهها را غزل کردم
وقتی تو از آوار میگفتی
من زخم هایت را بغل کردم
از زخمهای کهنه پر بودیم
اما به روی هم نیاوردیم
غم بود اما باز خندیدیم
کم بود اما کم نیاوردیم
بی تو غروبی بی سرانجام
موقتی نباشی بی تو گمنامم
با دردهایت تار و تنبورم
در رزمهایت سنج و دمامم
پای تو ماندم تا ته دنیا
این مرثیهها را غزل کردم
وقتی تو از آوار میگفتی
من زخم هایت را بغل کردم (2)را غزل کردم
وقتی تو از آوار میگفتی
من زخم هایت را بغل کردم
از زخمهای کهنه پر بودیم
اما به روی هم نیاوردیم
غم بود اما باز خندیدیم
کم بود اما کم نیاوردیم
بی تو غروبی بی سرانجام
موقتی نباشی بی تو گمنامم
با دردهایت تار و تنبورم
در رزمهایت سنج و دمامم
پای تو ماندم تا ته دنیا
این مرثیهها را غزل کردم
وقتی تو از آوار میگفتی
من زخم هایت را بغل کردم (2)
امروز دستم غرق یک رویاست
با خاطراتت زیر آوارم
یک روز در جشن تو میرقصم
جشنی که از دنیا طلبکارم
من بی تو گم کردم جهانم را
اما مسیرم اشتباهی نیست
از اول این قصه میگفتم
تا آخر این جاده راهی نیست
پای تو ماندم تا ته دنیا
این مرثیهها امروز دستم غرق یک رویاست
با خاطراتت زیر آوارم
یک روز در جشن تو میرقصم
جشنی که از دنیا طلبکارم
من بی تو گم کردم جهانم را
اما مسیرم اشتباهی نیست
از اول این قصه میگفتم
تا آخر این جاده راهی نیست
پای تو ماندم تا ته دنیا
این مرثیهها را غزل کردم
وقتی تو از آوار میگفتی
من زخم هایت را بغل کردم
از زخمهای کهنه پر بودیم
اما به روی هم نیاوردیم
غم بود اما باز خندیدیم
کم بود اما کم نیاوردیم
بی تو غروبی بی سرانجام
موقتی نباشی بی تو گمنامم
با دردهایت تار و تنبورم
در رزمهایت سنج و دمامم
پای تو ماندم تا ته دنیا
این مرثیهها را غزل کردم
وقتی تو از آوار میگفتی
من زخم هایت را بغل کردم (2)را غزل کردم
وقتی تو از آوار میگفتی
من زخم هایت را بغل کردم
از زخمهای کهنه پر بودیم
اما به روی هم نیاوردیم
غم بود اما باز خندیدیم
کم بود اما کم نیاوردیم
بی تو غروبی بی سرانجام
موقتی نباشی بی تو گمنامم
با دردهایت تار و تنبورم
در رزمهایت سنج و دمامم
پای تو ماندم تا ته دنیا
این مرثیهها را غزل کردم
وقتی تو از آوار میگفتی
من زخم هایت را بغل کردم (2)
آهنگ ها
-
عنوانزمان
-
4:52
تصاویر
دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه
دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه
