تصنیف با مضمون محرم
تا عمو برگردد آب از آسیاب افتاده است
لعل اشک از حلقه چشم رباب افتاده است
این حریر ارغوان خون نیز از پیشانیش
سایه ابر است روی افتاب افتاده است
اه شیرین شهسوار عشق در کام عطش
رفتی آن سان که در آن مرگ آب افتاده است
ذوالفقار مرتضی را با خبر سازد کسی
آتشی در دودمان بوتراب افتاده است
پشت خاک از داغ این ماتم ترک برداشته
روی دریا از دل جوشان حباب افتاده است
خاک تشنه حلق تشنه تیغ عریان تشنه تر
تا عمو برگردد آب از آسیاب افتاده است
لعل اشک از حلقه چشم رباب افتاده است
این حریر ارغوان خون نیز از پیشانیش
سایه ابر است روی افتاب افتاده است
اه شیرین شهسوار عشق در کام عطش
رفتی آن سان که در آن مرگ آب افتاده است
ذوالفقار مرتضی را با خبر سازد کسی
آتشی در دودمان بوتراب افتاده است
پشت خاک از داغ این ماتم ترک برداشته
روی دریا از دل جوشان حباب افتاده است
خاک تشنه حلق تشنه تیغ عریان تشنه تر
تصاویر
دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه
دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه
