display result search
منو

اکبر جان

  • 1 قطعه
  • مدت زمان
  • 49 دریافت شده
مرثیه ی عاشورایی
ساقی ای منظور جان افروز من
ای تو آن پیر تعلق سوز من
درد آن صحرای جان پرورد را
خوش به آبی بر نشان این گرد را
تا که ذکر شاه جانبازان کنم
روی دل با خانه پردازان کنم
بر هدف تیر مراد خود نشاند
گرد هستی را به کلی برفشاند
کرد ایثار آنچه گرد آورده بود
سوخت هرچه آن آرزو را پرده بود
از تعلق پرده ی دیگر نماند
سد راهی جز علی اکبر نماند
اجتهادی داشت از اندازه بیش
کان یکی را نیز بردارد ز پیش
اکبر جانم اکبر جانم اکبر
تا که اکبر با رخ افروخته
خرمن آزادگان را سوخته
آمد و افتاد از ره با شتاب
همچو طفل اشک بر دامان باد
کای پدر جان همرهان بستند بار
از سپهرم غایت دلتنگی است
اسب اکبر را چه وقت لنگی است
دیر شد هنگام رفتن ای پدر
رخصتی گر هست، باری زودتر
در جواب از تنگ شکر قند ریخت
شکر از لب های شکرخند ریخت
گفت ای فرزند مقبل آمدی
آفت جان رهزن دل آمدی
کرده ای از حق تجلی ای پسر
زین تجلی فتنه ها داری به سر
راست بهر فتنه قامت کرده ای
وه کزین قامت قیامت کرده ای
نرگست با لاله در طنازی است
سنبلت با ارغوان در بازی است
از رخت مست غرورم می کنی
از مراد خویش دورم می کنی
گه دلم پیش تو گاهی پیش او
رو که در یک دل نمی گنجد دو دوست
بیش از این بابا دلم را خون مکن
زاده ی لیلا مرا مجنون مکن
هایل ره مانع مقصد مشو
بر سر راه محبت سد مشو
نیست اندر بزم آن والا نگار
از تو بهتر گوهری، بهر نثار
هرچه غیر از اوست، سد راه من
آن بت ست و غیرت من، بت شکن
پس برفت آن غیرت خورشید و ماه
همچو نور از جان و جسم شاه
باز می کردش ثریا تا سری
هر سر پیکان به روی او دری
مست گشت از ضربت تیغ و سنان
بی خودی ها کرد و داد از کف عنان
گرم شد بازار عشق ذوفنون
بو د عجب عشقی جنون اندر جنون

آهنگ ها

  • عنوان
    زمان
  • 8:11

مشخصات موسیقی

سایر مشخصات

تصاویر

دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه

آلبوم‌هایی از همین سبک

صدای موسیقی