ایران صدا
صدای جمهوری اسلامی ایران
display result search

صدای موسیقی ایران

سوگواران خاموش

  • 6 قطعه
  • 2':26" مدت زمان
  • 1 دریافت شده

درباره

سنتور: پژمان طاهری، تار: حمید خبازی، نی: اسحاق چگینی، عود: نوشین پاسدار، كمانچه: سامان صمیمی، سهیل صادقی، تنبك و دایره: رشید كاكاوند، سه تار: اردوان طاهری

آهنگ ها

  • عنوان
    طول قطعه
    تعداد پخش
  • 8:03

    آن روز خوش كجاست كه از طالع بلند بر هر كرانه پرتو مهرش بگستریم بی روشنی پدید نیاید بهای در در ظلمت زمانه كه داند چه گوهریم آن لعل را كه خاتم خورشید نقش اوست دستی به خون دل ببریم و بر آوریم ماییم سایه كز تك این دره ی كبود خورشید را به قله ی زرفام می بریم هوشنگ ابتهاج

  • 8:31

    بگذار تا ازین شب دشوار بگذریم آنگه چه مژده‌ها كه به بام سحر بریم رود رونده سینه و سر می‌زند به سنگ یعنی بیا كه ره بگشاییم و بگذریم لعلی چكیده از دل ما بود و یاوه گشت خون می‌خوریم باز كه بازش بپروریم دریاب بال خسته‌ی جویندگان كه ما در اوج آرزو به هوای تو می‌پریم هوشنگ ابتهاج

  • 3:38

    ایران ـ هنگام كار است برخیز و ببین - ایران بختت در انتظار است از پا منشین - ایران از جور فراوان هر گوشه شوری بپاست خون‌ها شده پامال و آزادیش خونبهاست خدا ز درد و غم رهاند ما را خدا به كام دل رساند ما را دور جهان نگر كه چه غوغا خواهد كرد كه چه غوغا خواهد كرد حب وطن نگر كه چه با ما خواهد كرد كه چه با ما خواهد كرد آه چه محنت‌ها كه كشیدی ایران آه به كام دل نرسیدی‌، جز غم ندیدی ایران تاكی به دل جوانی نكنم به عادت پیران جامی بده به یاد وطنم -‌ سلامت ایران ایران‌، تا ز دل بركشم نعره? آزادی ملك الشعرای بهار

  • 8:03

    آن روز خوش كجاست كه از طالع بلند بر هر كرانه پرتو مهرش بگستریم بی روشنی پدید نیاید بهای در در ظلمت زمانه كه داند چه گوهریم آن لعل را كه خاتم خورشید نقش اوست دستی به خون دل ببریم و بر آوریم ماییم سایه كز تك این دره ی كبود خورشید را به قله ی زرفام می بریم هوشنگ ابتهاج

  • 4:45

    مست آمدم ای پیر كه مستانه بمیرم مستانه در این گوشه ی میخانه بمیرم درویشم و بگذار قلندر منشانه كاكل همه افشان بسر شانه بمیرم من دُر یتیمم، صدفم سینه ی دریاست بگذار یتیمانه ودُردانه بمیرم بیگانه شمردند مرا در وطن خویش تا بی وطن و از همه بیگانه بمیرم سرباز جهادم من و از جبهه ی احرار انصاف كجا رفته كه در خانه بمیرم من بلبل عشاق به دامی نشوم رام در دام تو هم بی طمع دانه بمیرم در زندگی افسانه شدم در همه آفاق بگذار كه در مرگ هم افسانه بمیرم شهریار

  • 2:26

    در پهنه دشت رهنوردی پیداست وندر پی آن قافله، گردی پیداست فریاد زدم- "دوباره دیداری هست؟" در چشم ستاره اشك سردی پیداست فریدون مشیری

اطلاعات موسیقی

تصاویر موسیقی

آلبوم‌هایی از همین سبک

آلبوم ها