display result search
منو

سودای وطن

  • 10 قطعه
  • 9':50" مدت زمان
  • 184 دریافت شده
آلبوم موسیقی دستگاهی در گرامیداشت یاد استاد پرویز مشکاتیان
علی یاری‌پور (خواننده)
آرش فرهنگ فر (نوازنده تمبک)
شروین مهاجر (نوازنده کمانچه و کمانچه آلتو)
حسین رضایی نیا (نوازنده دف و دایره)
شهرام غلامی (نوازنده عود)
حسین روزبهانی (نوازنده تار، بم تار و رباب)
سینا شکری (نوازنده نی)
سحر محمدی (همخوان)
بهرخ شورورزی (همخوان)
بیتا همدانی (همخوان)
محمد موحد نیا (آهنگساز، تنظیم کننده و نوازنده سنتور)

آهنگ ها

  • عنوان
    زمان
  • 8:46
  • 5:44
    وطن وطن وطن در رهت جان و دل می دهم تویی جان من تو ایمان تویی میهن پاک ایران من وطن وطن وطن ببین که من به بام عشق تو بال و پر گشوده ام همیشه با تو ام همیشه با منی تو ای وطن سرود و نغمه ی منی نگاه من ببین به چشم من نگر که اشک شوق آزادی حلقه زد درود درود درود بیکران به روح پاک تو ای شهید جاودان که خون پاک تو به تیر اهرمن بشد به پای آزادی این وطن منم ز جان خود برآرم این سخن که این جان فدا کنم بهر میهنم بگو با من تو ای میهن که در جان خود چه بنهفته ای بگو با من ز دردت از این هنگام سردت ز سودا دل خون شدم وطن بشنو امروز فریاد من به مهرت فدا میکنم جان و تن خروش آ که توفان در آید بتازد برآنان که ویرانگر میهن اند (محمد موحدنیا)
  • 1:13
  • 10:29
    بگذار که در سوگ تو مستانه بمیرم مجنون و رها گوشه ی میخانه بمیرم هرکس به دلی خو کند و لطف بجوید من مست تو ام مست چو دیوانه بمیرم جانا تو کجایی که به غربت برسیدم من بی تو در این شهر غریبانه بمیرم از هجر تو شبگردم و کاشانه ندارم در میکده لب بر لب پیمانه بمیرم از خانه برفتی نه خبر بود و وداعی با یاد تو در ظلمت این خانه بمیرم یک زخمه ی دیگر بزن ای عشق به سازت تا گرد وجود تو چو پروانه بمیرم (محمد عابدی)
  • 4:29
  • 6:55
    عشق تو مست و کف زنانم کرد مستم و بیخودم چه دانم کرد از ره کهکشان گذشت دلم زان سوی کهکشان کشانم کرد (مولوی)
  • 2:31
  • 7:05
    چون راه تو را هیچ سر و پایان نیست این درد من سوخته را درمان نیست بر روی تو جان بدادنم آسان است بی روی تو صبر کردنم آسان نیست تا چند روم که این ره کوتاه نیست وز هر سویی که راه جویم ره نیست چون شمع میان آب و آتش شب و روز می سوزم و کس ز سوز من آگه نیست در عشق تو عقل با جنون خواهم کرد دیوانگی خویش کنون خواهم کرد شوریده به خاک سر فرو خواهم برد شوریده ز خاک سر برون خواهم کرد (عطار)
  • 4:20
  • 9:50
    ای عاشقان ای عاشقان امروز ماییم و شما افتاده در غرقابه‌ای تا خود که داند آشنا این باد اندر هر سری سودای دیگر می‌پزد سودای آن ساقی مرا باقی همه آن شما دیروز مستان را به ره بربود آن ساقی کله امروز می در می‌دهد تا برکند از ما قبا ای رشک ماه و مشتری با ما و پنهان چون پری خوش خوش کشانم می‌بری آخر نگویی تا کجا هر جا روی تو با منی ای هر دو چشم و روشنی خواهی سوی مستیم کش خواهی ببر سوی فنا ای طالب دیدار او بنگر در این کهسار او ای که چه باده خورده‌ای ما مست گشتیم از صدا (مولوی)

تصاویر

دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه

  • کاربر مهمان
    ممنونیم از این همه زیبایی که امروز نثارماکردید

آلبوم‌هایی از همین سبک

صدای موسیقی