آلبومی با آهنگسازی و صدای کورش یغمایی
آهنگ ها
-
عنوانزمان
-
7:09ای گل سرخی که در پاییز میپوسی بوی باران بهاری کو تا تو را از خواب سنگینت بر انگیزد؟ تا زمان باقی است با نسیم و باد و باران باش با بهاران باش پس بزن این غبار سنگین را باز کن رو به صبح پنجره ای تا ببینی که آسمان آبیست تا ببینی که از تو بیرون تر دودی و گردی و غباری نیست چشم اگر وا کنی جهان زیباست هم زمین و هم آسمان زیباست اگر که بپاشد این کابوس اگر این چشم ها رها شوند بی گمان چشم اگر وا کنی صبح را در اتاق خواهی دید اگر که بپوسد این زنجیر اگر این دست ها رها شوند بی گمان دست اگر دراز کنی سیب را از درخت خواهی چید ای گل سرخی که در پاییز می پوسی دیر اگر زین خواب برخیزی خواهد آمد فصل سردی که در آن بی وقفه و یک ریز می پوسی حسین منزوی
-
7:29یک شعر تازه دارم، شعری برای دیوار شعری برای بختک، شعری برای آوار این شهر واره زنده است، اما بر آن مسلط روحی شبیه چیزی، چیزی شبیه مردار چیزی شبیه لعنت، چیزی شبیه نفرین چیزی شبیه نکبت، چیزی شبیه آزار دود گرفته از افق باز کجا سوخته؟ آتش آه کسی باز که را سوخته؟ خانه ای از دود و مه ساخته ام خانه ای سقف فرو ریخته سقف و سرا سوخته ای خوش امید رفتن، از این قفس که دارم هر لحظه بوی تهدید، هر چیز رنگ تکرار عمری اگر نبخشد، عمر دوباره من نیست حل می شوم در این و آن، این جن های بیزاز
تصاویر
دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه
دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه
