بازخوانی تصنیف های ابوالقاسم عارف قزوینی در هشتادمین سال خاموشی او و یادمان جنبش مشروطه
نوازندگان
پویان بیگلر و سحر سخایی (تار)
ماهان نه رودی (سنتور)
سهیل صادقی و علیرضا دریایی(کمانچه)
زمان خیری (نی)
مهیار اسدی (عود)
نیما جان محمدی (رباب)
سعید جلالیان (تنبک)
زکریا یوسفی (دف و دایره)
نوازندگان
پویان بیگلر و سحر سخایی (تار)
ماهان نه رودی (سنتور)
سهیل صادقی و علیرضا دریایی(کمانچه)
زمان خیری (نی)
مهیار اسدی (عود)
نیما جان محمدی (رباب)
سعید جلالیان (تنبک)
زکریا یوسفی (دف و دایره)
آهنگ ها
-
عنوانزمان
-
5:44بلبل شوریده فغان میکنه شکوه ز آشوب جهان میکنه دامن گل گشته ز دستش رها ناله و فریاد و فغان میکنه باد خزان پیراهن گل درید دامن گل شد ز نظر ناپدید سرو چو یعقوب ازین غم خمید غصه قد سرو کمان میکنه
-
4:46دیدم صنمی سرو قدی روی چو ماهی الهی تو گواهی خدایا تو پناهی افکنده به رخسار چو مه زلف سیاهی الهی تو گواهی خدایا تو پناهی گر گویم سروش نبود سرو خرامان این قسم شتابان چون کبک خرامان ور گویم گل پیش تو گل همچو گیاهی الهی تو گواهی خدایا تو پناهی
-
6:47چه خوش برقی به چشم شب درخشید چراغم را فروغی تازه بخشید مخوان ای جغد شب لالایی شوم که پشت پرده بیدار است خورشید (هوشنگ ابتهاج) غم انگیزم غم انگیزم غم انگیز چو نیشابور در چنگال چنگیز نمی دانی چه فصلی داشت این باغ نمی دانی چه با من کرد پاییز (جواد زهتاب)
-
5:25خون چو سرچشمه آب حیات است پیش خون نقش هر رنگ مات است خون مدیر حیات و ممات است خون فقط خضر راه نجات است رنگ خون رنگ میمون مینوست دشت بیلاله دیدن نه نیکوست خون به دربار گل تهنیت گوست این کهن پی بنا بی ثبات است خون فقط خضر راه نجات است خسرو خون گر شوی خون آورد چون لاله گلگون سوزد از خون شهر و بیرون دشت و هامون جانم دشت و هامون گر از این دل خود سر خود خون نریزد همه خون خود از مژه بیرون بریزد
-
1:22برگرفته از ردیف موسی معروفی
-
3:49آهنگساز رضا محجوبی
-
4:33دل من برد و روی از من نهان کرد خدا را با که این بازی توان کرد شب تنهاییم در قصد جان بود خیالش لطف های بی کران کرد چرا چون لاله خونین دل نباشم که با ما نرگس او سرگران کرد که را گویم که با این درد جانسوز طبیبم قصد جان ناتوان کرد چرا چون لاله خونین دل نباشم که با ما نرگس او سرگران کرد (حافظ)
-
6:36تا رخت مقید نقاب است دل چو پیچه ات در پیچ و تاب است مملکت چو نرگست خراب است چاره ی خرابی انقلاب است یا درستی اندر انتخاب است سنگدل بت آیینه رو باش با بدان چو سنگ با سبو باش خانمان نگون گل عدو باش تا عدوی مملکت به خواب است ریشه ی بدان بر کن از جهان گشته امتحان تو این بدان ای جان جان تو این بدان ای جان جان هست امید تا ریشه در آب است همان که خصم خیره گردد در انتخاب چیره گردد بدان که روزگار ملت چو طره ی تو تیره گردد شحنه مست و شیخ بی کتاب است
-
3:36ندای عشق تو دوشم در اندرون دادند فضای سینه ی حافظ هنوز پر ز صداست سرم بدنیی و عقبی فرو نمی آید تبارک الله از این فتنه ها که در سر ماست
-
6:38آهنگساز و شاعر علی اکبر شیدا الا ساقیا ز راه وفا به شیدایی خود جفا کم نما که سلطان ز لطف ترحم کند به حال گدا چو اردیبهشت جهان گشته باز تو ای دل نواز به بستان خرام به صد عجز و ناز که شد چهره ات چمن را تراز که شد عشق تو جهان را تراز ای که به پیش قامتت سرو چمن خجل شده سوسن و گل به پیش تو بنده ی منفعل شده تا به از غمت گدازم ای صنم سوزم و بسازم حبیبم طبیبم از عشقت چه سازم
-
6:30مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو یادم از کشته خویش آمد و هنگام درو گفتم ای بخت بخسبیدی و خورشید دمید گفت با این همه از سابقه نومید مشو تکیه بر اختر شب دزد مکن کاین عیار تاج کاووس ببرد و کمر کیخسرو آسمان گو مفروشی عظمت کاندر عشق خرمن مه به جوی خوشه ی پروین به دو جو آتش زهد و ریا خرمن دین خواهد سوخت حافظ این خرقه ی پشمینه بیانداز و برو
-
5:22ترک چشمش ار فتنه کرد راست بین دو صد از این فتنه فتنه خواست خدا فتنه خواست ای صبا زبر دست را بگوی دست دیگری خدا رووی دستهاست جانم روی دستهاست حرص بین و آز پنجه کرده باز بهر صعود باز بیخبر ز سر پنجه ی قضاست (خدا پنجه ی قضاست امان پنجه ی قضاست) ما خرابیم چو صفر اندر حسابیم چو صید اندر طنابیم جهانرا برده آب و ما بخوابیم شد عالم غرق خون مست شرابیم همه بد خواه خود از شیخ و شابیم ما چه هستم عجب بی پا و دستیم چه شد مخمور ومستیم همه عاجز کش و دشمن پرستیم ز نادانی و غفلت زیر دستیم به رغم دوست با دشمن نشستیم


کاربر مهمان