آلبومی با آهنگسازی، نوازندگی سنتور و سرپرستی پرویز مشکاتیان با صدای شهرام ناظری. لالهٔ بهار در سال 1362 اجرا و در سال 1365 منتشر شد.
نوازندگان:
سنتور: پرویز مشکاتیان
کمانچه: علیاکبر شکارچی، اردشیر کامکار
تنبک: ناصر فرهنگ فر
نی: جمشید عندلیبی
تار: حمید متبسم، ارشد طهماسبی
بمتار: فرخ مظهری
بربط: محمد فیروزی
نوازندگان:
سنتور: پرویز مشکاتیان
کمانچه: علیاکبر شکارچی، اردشیر کامکار
تنبک: ناصر فرهنگ فر
نی: جمشید عندلیبی
تار: حمید متبسم، ارشد طهماسبی
بمتار: فرخ مظهری
بربط: محمد فیروزی
آهنگ ها
-
عنوانزمان
-
8:13
-
10:05بیداد رفت لاله بر باد رفته را یا رب خزان چه بود بهار شکفته را بیداد رفت لاله بر باد رفته را یا رب خزان چه بود بهار شکفته را ای کاش ناله های چو من بلبلی حزین بیدار کردی آن گل در خاک خفته را جز در صفای اشک دلم وا نمی شود باران به دامن است هوای گرفته را شهریار
-
8:16لاله خونین کفن از خاک سر آورده برون خاک مستوره فلب بشر آورده برون دل ماتمزده مادر زاریست که مرگ از زمین همره داغ پسر آورده برون آتشین آه فرو مرده مدفون شده است که زمین از دل خود شعله ور آورده برون راست گو که زبانهای وطن خواهانست که جفای فلک از پشت سرآورده برون یا به تقلید شهیدان ره آزادی طوطی سبز قبا سرخ پر آورده برون یاکه بر لوح وطن خامه? خونبار بهار نقشی از خون دل رنجبر آورده برون ملکالشعرای بهار
-
4:32مرا عاشق چنان باید که هر باری که برخیزد قیامت های پرآتش ز هر سویی برانگیزد دلی خواهیم چون دوزخ که دوزخ را فروسوزد دو صد دریا بشوراند ز موج بحر نگریزد چو شیری سوی جنگ آید دل او چون نهنگ آید بجز خود هیچ نگذارد و با خود نیز بستیزد مولوی
-
4:18کمانچه: علی اکبر شکارچی چند این شب و خاموشی؟ وقت است که برخیزم وین آتش خندان را با صبح برانگیزم صد دشت شقایق چشم در خون دلم دارد تا خود به کجا آخر با خاک در آمیزم چون کوه نشستم من با تاب و تب پنهان صد زلزله برخیزد آنگاه که برخیزم هوشنگ ابتهاج
-
8:30برخیزم برخیزم و بگشایم این بند دل جوشان وین سیل گدازان را از سینه فرو ریزم شب گر چه غم افزاید خورشید از او زاید چون راحت دل خواهم از درد چه پرهیزم چند این شب و خاموشی وقتست که برخیزم وان آتش خندان را با صبح برانگیزم هوشنگ ابتهاج
تصاویر
دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه
دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه
