برنامه ای در آواز ابوعطا با آهنگسازی پرویز مشکاتیان با اجرای گروه عارف
نوازندگان:
سنتور: پرویز مشکاتیان
عود: محمد فیروزی
تار: داریوش پیرنیاکان
تار و بم تار: منصور سینکی
نی: جمشید عندلیبی
قیچک: اردشیر فهیمی
تنبک: جمشید محبی
دف: اردشیر کامکار
تکنوازان:
پرویز مشکاتیان، داریوش پیرنیاکان، داوود گنجه ای
نوازندگان:
سنتور: پرویز مشکاتیان
عود: محمد فیروزی
تار: داریوش پیرنیاکان
تار و بم تار: منصور سینکی
نی: جمشید عندلیبی
قیچک: اردشیر فهیمی
تنبک: جمشید محبی
دف: اردشیر کامکار
تکنوازان:
پرویز مشکاتیان، داریوش پیرنیاکان، داوود گنجه ای
آهنگ ها
-
عنوانزمان
-
8:00
-
10:29به خدا اگر بمیرم که دل از تو برنگیرم برو ای طبیبم از سر که دوا نمی پذیرم همه عمر با حریفان بنشستمی و خوبان تو بخاستی و نقشت بنشست در ضمیرم مده ای حکیم پندم که به کار در نبندم که ز خویشتن گزیر است و ز دوست ناگزیرم برو ای سپر ز پیشم که به جان رسید پیکان بگذار تا ببینم که که میزند به تیرم سعدی
-
3:18
-
15:30ز دستم بر نمیخیزد که یک دم بی تو بنشینم به جز رویت نمیخواهم که روی هیچ کس بینم تو را من دوست میدارم خلاف هر که در عالم اگر طعنه است در عقلم اگر رخنه است در دینم من اول روز دانستم که با شیرین درافتادم که چون فرهاد باید شست دست از جان شیرینم تو همچون گل ز خندیدن لبت با هم نمیآید روا داری که من بلبل چو بوتیمار بنشینم برآی ای صبح مشتاقان اگر نزدیک روز آمد که بگرفت این شب یلدا ملال از ماه و پروینم سعدی
-
6:51به خاک پای عزیزت که عهد نشکستم ز من بریدی و با هیچ کس نپیوستم چنین که دست خیالت گرفت دامن من چه بودی ار برسیدی به دامنت دستم من از کجا و تمنای وصل تو ز کجا اگر چه آب حیاتی هلاک خود جستم بکش چنان که توانی که سعدی آن کس نیست که با وجود تو دعوی کند که من هستم سعدی
-
7:18زان یار دلنوازم شکریست با شکایت گر نکته دان عشقی بشنو تو این حکایت بی مزد بود و منت هر خدمتی که کردم یا رب مباد کس را مخدوم بی عنایت در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کانجا سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت چشمت به غمزه ما را خون خورد و میپسندی جانا روا نباشد خونریز را حمایت در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود از گوشهای برون آی ای کوکب هدایت حافظ


کاربر مهمان
کاربر مهمان