آلبومی از ترانههای پاپ
آهنگ ها
-
عنوانزمان
-
5:01ای نیمه ی پنهان منآتش بزن بر جان منبنشین چنان یک خواب شیریندر چشم حیران نتاز دیده پنهان می رویچون دود رقصان می رویگفتم فراموشت کنمچون شمع خاموشت کنمپشت این فاصله هامحو دیدار توامتو جفاکار منیمن وفادار تو اممی چکد بی صدااشک پروانه هابه تمنای تومی نشیند خداپشت آیینه هابه تماشای توکجای شبیستاره ی منکه با تو مگرسحر برسدکی سر می رسد این تنهاییبگو چه کنمستاره ی منکه از تو شبیخبر برسدهمچون بخت من ناپیداییای نیمه ی پنهانآتش بزن بر جان منبنشین چنان یک خواب شیریندر چشم حیران مناحسان افشاری
-
4:28شده رسوا دلماز گریه دریا دلمچشم سیاهش ببینچه می کند با دلمروز و شب می دوم سوی تو، تا به گیسوی تو چنگی زنم، شوم نغمه خوانجان به لب ماندم از بی کسی، کی به دادم میرسیچون قفسی شد این آسمانجان پناهم کجاستجز در آغوش تومهربانی مگر شد فراموش توغزلی مانده ز تو در صدای منکی گذر می کنی از ره خواب مندیگر نمی شود باورمیک دم ز تو بگذرماشکم ز تو شد دریاطوفان زده چون بگذرم؟بنشین بهار نیلوفرمتا از جنون بگذرماشکم ز تو شد دریاطوفان زده چون بگذرم؟اکبر آزاد
-
3:42با این دل ماتم زده آواز چه سازمبشکسته نی ام بی لب دمساز چه سازمدر گنج قفس می کشدم حسرت پروازبا بال و پر سوخته پرواز چه سازمگفتم که دل از مهر تو برگیرم و هیهاتبا این همه افسونگری و ناز چه سازمخونابه شد آن دل که نهانگاه غمت بوداز پرده درافتد اگر این راز چه سازمگیرم که نهان برگشتم این آه جگر سوزبا اشک تو ای دیده ی غماز چه سازمساز غزل سایه به دامان تو خوش بوددور از تو من دلشده آواز چه سازمهوشنگ ابتهاج
-
8:01رفتی ولی کجا؟ که به دل جا گرفته ای دل جای توست، گرچه دل از ما گرفته ایترسم به عهد خویش نپایی و بشکنی آن دل که از منش به تمنای گرفتهای ای نخل من که برگ و برت شد ز دیگران دانی که از آب دیده من پا گرفته ای؟ بگذار تا ببینمش اکنون که میرویای اشک از چه راه تماشاگر گرفته ایخارم به دل فرو مکن ای گل به نیشخند اکنون که روی سینه او جا گرفته ایاطهری کرمانی
-
3:03در آن خزان مه زدهسپردمت به جاده های بی صدا ببین برای یک نفسخیال تو رها نمی کند مرابه گریه سرسپرده ام،ستاره ها شمرده ام،بگو در این شبانه ها چگونه از هوای تو سفر کنم؟در این جنون بی اماندر این سراب بی کران (ناگهان)چگونه بی تو سر کنم؟چه عاشقانه در غمتشکسته امکجای گریه می رسی به داد مناگرچه برده ای مراز خاطرتولی بدان نمی روی ز یاد من احسان افشاری
-
4:43وای از این شیدا دل من خانه غم ها دل منتا سحر نالان همه شب بی کس و تنها دل منرفتی و بی تو دلم خون شدآخر قصه ی مجنون شدبی تو بگو چه کنمدیده به راه تو می بارددل غم و داغ تو را داردبی تو بگو چه کنمچون ز تو دم نزنمبا یادت ای یارم شب تا به سحر بیدارمجز گریه نباشد کارم دور از رخ آن دلدارم چون جان بسپارمزان شور و شر و شیدایی.من مانده ام و تنهایی شد آتش حسرت یارم. آه از دل زارمرفتی و و بی تو دلم خون شد. آخر قصه ی مجنون شد بی تو بگو چه کنمدیده به راه تو می بارد دل غم و داغ تو را داردبی تو بگو چه کنمچون ز تو دم نزنمتا به کمند عشقت افتادم به نگاهی دادی بر بادم زفراق تو دل خسته منم. آه، گل رویت را تنها نِگَرمکه نباشد سودایی دگرم به نگاه تو دل بسته منماسماعیل امینی
تصاویر
دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه
دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه
