گزیده ای از تصنیف های ارکسترال با مضمون کربلا
آهنگ ها
-
عنوانزمان
-
6:09قاسم رزم آورم دین حق را یاورم نور چشم مجتبی از تبار حیدرم نوجوانم نونهال رسته در طوفان منم نوگل باغ شهادت خار چشم دشمنم شیر پیکارم که شمشیر از پی حق می زنم مرد میدان نبردم ، تک سوار لشکرم کی هراسی در دل من از هجوم دشمن است رسم جانبازی به راه حق سر و جان دادن است شیر یزدان سرور مردان علی جد من است سر به فرمان امام و رهرو راه خدا تا شوم در راه حفظ دین پیغمبر فدا گر جدا گردد سرم از حق نمی گردم جدا اسماعیل امینی
-
4:16در دشت لاله زاران ، در شام غمگساران در چشم بی قراران ، باران گرفته باران در خانه ی سپیده ، خورشید نو دمیده بیتی از آن قصیده ، یا دیده یا شنیده ای نور هردو دیده ، سرباز سربریده بر خاک پاک یاران ، باران گرفته باران هردم به جستجویی ، دل می رود به سویی روی بنفشه خویی ، لبخند لاله رویی در خون شد آرزویی فواره شد گلویی فاضل نظری
-
4:56نمی شود آسان جدایی یاران ولی خداحافظ ولی خداحافظ وداع دلداران نمی شود آسان ولی خداحافظ ولی خداحافظ تبسم حیدر ، نگاه پیغمبر ستاره ی روشن شکوفه ی پرپر کسی غروبت را نمی کند باور تو صبح جان هایی طلوع فردایی تویی که دل دادی به شور و شیدایی به سوی مشتاقان چرا نمی آیی دلاور دوران ، عزیز سرداران دگر خداحافظ ، دگر خداحافظ برو که تا چندی به او بپیوندی به شوقش از دنیا ، اگرچه دل کندی دوباره مهمان کن مرا به لبخندی تبسم حیدر ، نگاه پیغمبر ستاره ی روشن ، شکوفه ی پرپر کسی غروبت را نمی کند باور فاضل نظری
-
6:34گل غلتیده در خون ، خداحافظ حسینم لب خندیده در خون ، خداحافظ حسینم یقین دارم که زهرا به روی خاک صحرا تو را بوسیده در خون ، خداحافظ حسینم به شور آسمان ها چه آسان برکشیدند به دشت پرتکاپو به خوابِ دیدن او کبوترهای خونین ، چه آرام آرمیدند حسین جان ، حسین جان کسی باور ندارد اگرچه رفتنت را به زیر تیغ و خنجر خودم دیدم تنت را چرا ای لاله ی پاک رخت گل کرده بر خاک چرا بر تن نداری ، دگر پیراهنت را نمی دیدم سرت را ، خداحافظ حسینم به صحرا پیکرت را ، خداحافظ حسینم به قربانت بگردم ، چرا پیدا نکردم به دست انگشترت را ، خداحافظ حسینم از این سو بی قراران ، از آن سو تک سواران چه خواهد شد خدایا ، دل آیینه داران پس از شور رشادت ، پس از عطر شهادت غمت هرجا که گل کرد ، به بار آمد بهاران فاضل نظری
-
4:18عباس نور چشمان حسین ابوالفضل پاره ی جان حسین عالم شد حیران در روی تو عباس ماه تابان حسین فرزند حیدر ، شیر شیران خدایی آیت ایثار ، سوره ی صدق و صفایی تو علمدار لشکر عشق و وفایی عباس سرو بستان حسین ابوالفضل پاره ی جان حسین عالم شد حیران در روی تو عباس ماه تابان حسین لبخندت ای گل در شطی از خون دغا شد دستان سبزت وای من از تن جدا شد نام زیبایت رمز عشاق خدا شد عباس محو عرفان حسین ابوالفضل پاره ی جان حسین عالم شد حیران در روی تو عباس ماه تابان حسین ای روح شیدا از یادت در دل ها غوغاستپ شور عشق تو ، تا ابد در جان ها برپاست سالار گل ها ساقیا دست تو با ماست عباس یار یاران حسین ابوالفضل پاره ی جان حسین عالم شد حیران در روی تو عباس ماه تابان حسین عبدالرضا رضایی نیا
-
4:53باکلام عربی شاعر : موسی بیدج


کاربر مهمان