موسیقی دستگاهی اجرای گروه موسیقی «مضراب»
سمیرا گلباز : سهتار
پویان بیگلر : تار (تکنواز)
پدیده احرارنژاد : تار (تکنواز)
نوشین پاسدار : عود (تکنواز)
بهنام بهنامنیا : عود
آوا ایوبی : بمتار
جلال امیرپورسعید : بمتار
افشین بابایی : دایره و کوزه
سینا خشکبیجاری : تنبک و دایره
حمید متبسم : سه تار
سمیرا گلباز : سهتار
پویان بیگلر : تار (تکنواز)
پدیده احرارنژاد : تار (تکنواز)
نوشین پاسدار : عود (تکنواز)
بهنام بهنامنیا : عود
آوا ایوبی : بمتار
جلال امیرپورسعید : بمتار
افشین بابایی : دایره و کوزه
سینا خشکبیجاری : تنبک و دایره
حمید متبسم : سه تار
آهنگ ها
-
عنوانزمان
-
9:26اشک رازیست لبخند رازیست عشق رازیست اشک آن شب لبخند عشقم بود قصه نیستم که بگویی نغمه نیستم که بخوانی صدا نیستم که بشنوی چیزی چنان که ببینی یا چیزی چنان که بدانی من درد مشترکم مرا فریاد کن درخت با جنگل سخن میگوید علف با صحرا ستاره با کهکشان و من با تو سخن میگویم نامت را به من بگو دستت را به من بده حرفت را به من بگو قلبت را به من بده ای دیریافته با تو سخن میگویم بسان ابر که با توفان بسان علف که با صحرا بسان باران که با دریا بسان پرنده که با بهار ای دیریافته با تو سخن میگویم
-
18:16تو را من چشم در راهم شباهنگام که میگیرند در شاخ تلاجن سایهها رنگ سیاهی وزان دلخستگانت راست اندوهی فراهم تو را من چشم در راهم در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام گرم یادآوری یا نه من از یادت نمیکاهم تو را من چشم در راهم
-
6:46چشم تو خواب میرود یا که تو ناز میکنی نی به خدا که از دغل چشم فراز میکنی چشم ببستهای که تا خواب کنی حریف را چون که بخوف بر زرش دست دراز میکنی سلسلهای گشادهای دام ابد نهادهای بند کی سخت میکنی بند کی باز میکنی عاشق بیگناه را بهر ثواب میکشی بر سر گور کشتگان بانگ نماز میکنی گه به مثال ساقیان عقل ز مغز میبری گه به مثال مطربان نغنغه ساز میکنی عشق منی و عشق را صورت شکل کی بود اینکه به صورتی شدی این به مجاز میکنی
-
16:26چشم تو خواب میرود یا که تو ناز میکنی نی به خدا که از دغل چشم فراز میکنی نامت را به من بگو دستت را به من بده حرفت را به من بگو قلبت را به من بده ای دیریافته با تو سخن میگویم کس نگذشت در دلم تا تو به خاطر منی یک نفس از درون من خیمه به در نمیزنی در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام گرم یادآوری یا نه من از یادت نمیکاهم تو را من چشم در راهم
-
7:47
-
7:54کس نگذشت در دلم تا تو بخاطر منی یک نفس از درون من خیمه به در نمیزنی مهر گیاه عهد من تازه ترست هر زمان ور تو درخت دوستی از بن و بیخ برکنی کس نستاندم به هیچ از تو برانی از درم مقبل هر دو عالمم گر تو قبول میکنی از همه کس رمیدهام با تو درآرمیدهام جمع نمیشود دگر هر چه تو می پراکنی ای دل اگر فراق او و آتش اشتیاق او در تو اثر نمیکند تو نه دلی که آهنی
تصاویر
دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه
دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه
