display result search
منو

خانه بوی گل گرفت

  • 12 قطعه
  • 3':15" مدت زمان
  • 591 دریافت شده
موسیقی دستگاهی
نوازنده ی نی : حسن ناهید
نوازنده ی عود : جمال جهانشاد
نوازنده ی تار و تاربم : شهریار فریوسفی
نوازنده ی کمانچه و ویولون : هادی آرزم
نوازنده ی کمانچه : سهیل ایوانی
نوازنده ی تار : سیامک نعمت ناصر
نوازنده ی ویولون سل : کریم قربانی
نوازنده ی سنتور : حسین پرنیا
نوازنده ی تنبک : بابک خواجه نوری
نوازنده ی بربت : علی پژوهشگر
نوازنده ی تاس : شهاب قاسمی

آهنگ ها

  • عنوان
    زمان
  • 10:13
    یک نفس با ما نشستی خانه بوی گل گرفت خانه ات آباد کاین ویرانه بوی گل گرفت از پریشان گویی ام دیدی پریشان خاطرم از پریشان گویی ام دیدی پریشان خاطرم زلف خود را شانه کردی شانه بوی گل گرفت زلف خود را شانه کردی شانه بوی گل گرفت پرتو رنگ رخت با آن گل افشانی که داشت در زیارتگاه دل پروانه بوی گل گرفت لعل گلرنگ تو را تا ساغر و می بوسه زد لعل گلرنگ تو را تا ساغر و می بوسه زد ساقی اندیشه ام پیمانه بوی گل گرفت عشق بارید و جنون گل کرد و افسون خیمه زد تا به صحرای جنون افسانه بوی گل گرفت از شمیم شعر شور انگیز آتش عاشقان از شمیم شعر شور انگیز آتش عاشقان ساقی وساغر می و میخانه بوی گل گرفت ساقی وساغر ، می و میخانه بوی گل گرفت آتش
  • 5:46
    خمی که ابروی شوخ تو در کمان انداخت به قصد جان من زار ناتوان انداخت نبود نقش دو عالم که رنگ الفت بود زمانه طرح محبت نه این زمان انداخت به یک کرشمه که نرگس به خودفروشی کرد فریب چشم تو صد فتنه در جهان انداخت جهان به کام من اکنون شود که دور زمان مرا به بندگی خواجه ی جهان انداخت حافظ
  • 1:57
  • 3:24
    شهر خالی ست ز عشاق بود کز طرفی مردی از خویش برون آید و کاری بکند کو کریمی که ز بزم طربش غمزده‌ ای جرعه‌ ای درکشد و دفع خماری بکند حافظا گر نروی از در او هم روزی گذری بر سرت از گوشه کناری بکند حافظ
  • 6:57
    از نی بی نوا می نویسم از شب و گریه ها می نویسم بی تو بیهوده را می نویسم در شگفتم چرا می نویسم صبر سنگم صبوری صدا نیست مرگ سنگینم از من جدا نیست جز شکستن مرا ماجرا نیست نی غلط گفتم اینم روا نیست واژه واژه تو را می نویسم دل به جان از تن آسایی من خسته از سینه فرسایی من در قفس روح صحرایی من دست تنهای تنهایی من تا ندارد صدا می نویسم خنده ام خار پهلوی سبزه گریه ام سر به زانوی سبزه ای غزال غزلجوی سبزه پشت شب پای گل روی سبزه من تو را هر کجا می نویسم بوی تو بوی گل های خانه بوی سبزینگی در جوانه بوی دلتنگی محرمانه من تو را در غزل در ترانه از رفاقت جدا می نویسم این سفر با تو مجنون دیگر آسمان دشت و آهو کبوتر هر دو پایم قلم جاده دفتر تکیه چون می کنم بر صنوبر از تو بالا بلا می نویسم این صدا در من از شاعری نیست شیون اهل زبان آوری نیست این منم این منم دیگری نیست نزد صاحبدلان کافری نیست از تو یا از خدا می نویسم شیون فومنی
  • 2:38
  • 0:32
  • 3:51
    آن که رخسار تو را رنگ گل و نسرین داد صبر و آرام تواند به من مسکین داد من همان روز ز فرهاد طمع ببریدم که عنان دل شیدا به لب شیرین داد گنج زر گر نبود کنج قناعت باقی ست آن که آن داد به شاهان ، به گدایان این داد بعد از این دست من و دامن سرو و لب جوی خاصه اکنون که صبا مژده ی فروردین داد حافظ
  • 5:14
    ما را ز خیال تو چه پروای شراب است خم گو سر خود گیر که خمخانه خراب است افسوس که شد دلبر و در دیده ی گریان تحریر خیال خط او نقش بر آب است حافظ
  • 3:11
  • 5:14
    معشوق عیان می‌ گذرد بر تو ولیکن اغیار همی‌ بیند از آن بسته نقاب است بیدار شو ای دیده که ایمن نتوان بود زین سیل دمادم که در این منزل خواب است سبز است در و دشت بیا تا نگذاریم دست از سر آبی که جهان جمله سراب است حافظ چه شد ار عاشق و رند است و نظرباز بس طور عجب لازم ایام شباب است حافظ
  • 3:15
    نه دل مفتون دلبندی نه جان مدهوش دلخواهی نه بر مژگان من اشکی نه بر لب های من آهی نه جان بی نصیبم را پیامی از دلارامی نه شام بی فروغم را نشانی از سحرگاهی کیم من ؟ آرزو گم کرده ای تنها و سرگردان نه آرامی نه امیدی نه همدردی نه همراهی گهی افتان و خیزان چون غباری در بیابانی گهی خاموش و حیران چون نگاهی بر نظرگاهی رهی تا چند سوزم در دل شب ها چو کوکب ها به اقبال شرر نازم که دارد عمر کوتاهی رهی معیری

تصاویر

دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه

  • کاربر مهمان
    عالی
  • کاربر مهمان
    فوق العاده زیبا
  • کاربر مهمان
    تصنیف آسمانی. گوش کنید و به عرش سفر کنید.
  • کاربر مهمان
    ممنون ممنون ممنون ...

آلبوم‌هایی از همین سبک

صدای موسیقی