display result search
منو

تصنیف‌هایی با اجرای علی رستمیان

  • 14 قطعه
  • 2':30" مدت زمان
  • 764 دریافت شده
آلبوم در فضای موسیقی دستگاهی
نوازنده‌ی کمانچه: آوا رستمیان
نوازنده‌ی سنتور: محمدرضا رستمیان

آهنگ ها

  • عنوان
    زمان
  • 4:24
    بخوان مرا ای باراندر این شب پاییزاناگر نباری بر من باغ بی‌بهارمشده پریشان بی تو روز و روزگارمسری بزن ای باران به تک‌درخت تنهابشوی از این دلخسته، غبار بی‌کسی راتو چه می‌دانی چه کرده باد و طوفان با منتو چه می‌دانی چه کرده عشقت ای جان با منچه غمی داری که بی تو خسته و مسکینمتو نمی‌باری که بی‌ترانه و غمگینمتو اگر باشی چه غم از پاییزچو بهارانم من شیدا نیزنخورم با تو غم فردا رابزنم آتش شب غم ها راتو مرا بخوان که شادیبه سراغم آید ای گلتو ماه من خورشید منیبه سایه‌ها سر خم نکنمتو بیا که زندگانی سوی باغم آید ای گل تو بیا چون بارانتو عشق من امید منیز ناامیدی دم نزنمسر یاری ای مه رو تو اگر داری با من تو بمان آری با من تو بماناسماعیل فرزانه
  • 5:24
    یار تو مرو تو مرو تو مروصنما چو ز دام تو دل نرهد چه غم ار سر و جان برودیار تو مرو تو مرو تو مروبت من تو و جلوه‌ی آن رخ ماه من و شکوه‌ی بخت سیاهبه خدا تو به چهره مهی چه هراسم از این سیهییار تو مرو تو مرو تو مرونه به‌جز وصل‌ت هوسی نه جز تو دل سپارم به کسیمه من ز کنارم یگانه دلدارم تو مرو تو مرو تو مروتو نویدی، نوید دولت، فروغ هستیشرنگ ساغر، نشاط مستی نور مهری رشک ماهی، بوی گلیتو سروری، سرور دل‌ها، صفای بستان سرشک شبنمنوای مرغان شور عشقی، بانگ نایی، سوز دلیبه خدا در کمند زلفت چنان اسیرم که بی‌رخت از زمانه سیرممی‌میرم ز کنارم یگانه دلدارم تو مرو تو مرو تو مرومن فدای چشم مستت تو مرو جان کجا برم ز دستت تو مرو تو مرومعین افشار
  • 5:25
    دیده در راهت نهم دردانه بارانت کنمچهره‌ی زیبا نما تا جان به قربانت کنممثل زلف دلفریبت سر به پایت می‌نهمبخت اگر یاری کند در خانه مهمانت کنمجان من روزی بیا در این چمن مثل بهاراز رخت با جلوه‌ای در باغ دل‌ها گل بکارمهر تابانم بیا نور از تو گیرد آسمانبی‌فروغ روی تو شد روزم چون شام تاراین دل من مثل غنچه پرده پرده خون گرفتبس‌که من در کوچه‌ی شوقت کشیدم انتظارمحمود شاهرخی
  • 3:01
    ما نه زان محتشمانیم که ساغر گیرندو نه زان مفلسکان که بز لاغر گیرندما از آن سوختگانیم که از لذت سوزآب حیوان بهلند و پی آذر گیرندناامیدان که فلک ساغر ایشان بشکستچو ببینند رخ ما طرب از سر گیرندآنکه زین جرعه کشد جمله جهانش نکشدمگر او را به گلیم از بر ما برگیرندبه یکی دست می خالص ایمان نوشندبه یکی دست دگر پرچم کافر گیرندمولوی
  • 5:17
    گل‌های باغم دلپذیره بوی عطرش عالم گیرهمی‌گردم دور گل‌هاش در زیبایی بی‌نظیرهلاله و ریحونم داره مرغ نواخونم دارهارغوان گلگونم داره بیا بیا به باغ گل سراغ گلسنبل خواب نرگس بیدار بلبل مست قمری هوشیارگل‌های باغم دلپذیره بوی عطرش عالم گیرهچه باغی گل فراوان در این باغ گل‌های باغم دلپذیرهببین بلبل نواخون در این باغ گل‌های باغم دلپذیرهبه یاد روی دلداری دل آزار گل‌های باغم دلپذیرهدل آلاله پرخون در این باغ گل‌های باغم دلپذیرهگل‌های باغم دلپذیره بوی عطرش عالم گیرهمی‌گردم دور گل‌هاش در زیبایی بی‌نظیرهخداوندا دل مو بی‌قراره گل‌های باغم دلپذیرهچو موجی بی‌سکون از عشق یاره گل‌های باغم دلپذیرهبه گلشن چون روم گل را ببینم گل‌های باغم دلپذیرهبه راهش چشم مو در انتظاره گل‌های باغم دلپذیرهمحمود شاهرخی
  • 4:57
    شد ز غمت خانه‌ی سودا دلمدر طلبت رفت به هرجا دلمدر طلب زهره رخ ماهرومی‌نگرد جانب بالا دلماز طلب گوهر گویای عشقموج زند موج چو دریا دلماز دل تو در دل من نکته‌هاستوه چه ره است از دل تو تا دلمگر نکنی بر دل من رحمتیوای دلم وای دلم وا دلممولوی
  • 5:06
    مهربان ماهم یار دلخواهممهربان ماه من ای دلبر دلخواه مرامی‌کند مستم عطر گیسویتچشم افسونگر تو می‌برد از راه مراگفتی ای عاشق بیچاره چرا می‌نالیمی‌کشد چون موج سویت ای ماهدر شب زلف تو این ناله و این آه مرابخت و اقبال من آن باد که با جذبه‌ی عشقببری پیش خود ای ماه ازین چاه مرامن نه دلبسته این خاک سیاهم که ز جامی‌کند عشق تو گر کوهم اگر کاه مراشوق دیدار زده شعله به جانم تا صبحنازنین یارچشم بیدار مرا، ورد شبانگاه مرااسماعیل فرزانه
  • 4:43
    بیا گل نوبهارم ز عشقت بی‌قرارم روز و شب در انتظارمبگو گل من کجایی چرا پیشم نیایی که ببینی حال زارمتو دوری از برم ای گلعذارم بیا گل نوبهارمسر باغ و چمن دیگر ندارم بیا گل نوبهارمرخ زردم ببین با چشم گریون بیا گل نوبهارمز عشقت در به در در هر دیارم بیا گل نوبهارمبیا گل نوبهارم ز عشقت بی‌قرارم روز و شب در انتظارمبگو گل من کجایی چرا پیشم نیایی که ببینی حال زارمبود غم در دلم بسیار بسیار بیا گل نوبهارمنمی‌پرسی که چونی ای دل افکار بیا گل نوبهارماگه پرسی برایت می‌شمارم بیا گل نوبهارمغم دل را چو نی با ناله‌ی زار بیا گل نوبهارمبیا گل نوبهارم ز عشقت بی‌قرارم روز و شب در انتظارمبگو گل من کجایی چرا پیشم نیایی که ببینی حال زارمدل تنگم ز سنگ غم شکسته بیا گل نوبهارمبه تیغ نامرادی گشته خسته بیا گل نوبهارمببین از دوریت ای نازنینم بیا گل نوبهارمغبار حسرتم در دل نشسته بیا گل نوبهارممحمود شاهرخی
  • 5:49
    دل نمی‌کنم از تو میهنمخاک پاک تو پاره تنمجز به یاد تو دم نمی‌زنمروح و روان می‌دانمتملک جهان می‌خوانمت منهرجا که باشم میهنمبا یاد تو سر می‌کنم مناز غم دوران در امان باشیجان من ایران جاودان باشیبه صفای تو نباشدبه جهان ملک و دیاری وطنمتو به دنیا چو بهشتیتو چنان باغ بهاری وطنمدمی از تو جدا شدنم نتوانمبه خدا به خدا وطنم نتوانمکرامت سعیدی
  • 5:48
    شب عاشقان بی دل چه شبی دراز باشدتو بیا کز اول شب در صبح باز باشدعجبست اگر توانم که سفر کنم ز کویتبه کجا رود کبوتر که اسیر باز باشدبه کرشمه‌ی عنایت نظری به سوی ما کنکه دعای دردمندان ز سر نیاز باشدسخنی که نیست طاقت که ز خویشتن بپوشمبه کدام دوست گویم که محل راز باشددگر چو باز بینی غم دل مگوی سعدیکه شب وصال کوتاه و سخن دراز باشدقدمی که برگرفتی به وفا و عهد یاراناگر از بلا بترسی قدم مجاز باشدسعدی
  • 4:20
    چه روی است آن که پیش کاروان استمگر شمعی به دست ساربان استجمال ماه پیکر بر بلندیبدان ماند که ماه آسمان استخداوندان عقل این طرفه بینندکه خورشیدی به زیر سایبان استتو را گر دوستی با ما همین بودوفای ما و عهد ما همان استوفا کردیم و با ما غدر کردندبرو سعدی که این پاداش آن استندانستی که در پایان پیرینه وقت پنجه کردن با جوان استسعدی
  • 4:30
    از نای جانم نوای دل بیرون نیایداز سینه‌ی من چو مرغ حق جز خون نیایدای عاشقان در روزگاران زار و محزون و شیداچو من دگر مجنون نیایددر سینه داغی ز سوز دل چون لاله دارمبر چهره اشکی ز خون دل چون ژاله دارممن چون نی دل خسته‌ی دور از نیستانشور و فریاد و غوغا در انجمن با ناله دارمنقش نگارم چون در دل آیدعیش مدامم زان حاصل آیدهر شب که من یادش کشم چون جان در آغوشوقت سحر از بسترم بوی گل آیدمحمود شاهرخی
  • 5:17
    یوسف عزیزم کو ای برادران رحمیکز غمش عجب بینم حال پیر کنعانیمی‌روی و مژگانت خون خلق می‌ریزدتند می‌روی جانا ترسمت فرو مانیپیش زاهد از رندی دم مزن که نتوان گفتبا طبیب نامحرم حال درد پنهانیزاهد پشیمان را ذوق باده خواهد کشتعاقلا مکن کاری کآورد پشیمانیدل ز ناوک چشمت گوش داشتم لیکنابروی کماندارت می‌زند به پیشانیجمع کن به احسانی حافظ پریشان راای شکنج گیسویت مجمع پریشانیحافظ
  • 2:30
    مژده ای دل پیک جانان می‌رسداز دل شب صبح خندان می‌رسدچشم ساقی روشنای محفل استبا طلوعش نور ایمان می‌رسدهمچو بلبل در غم گل ناله کنبا نوایت گل به بستان می‌رسدمژده آمد فصل هجران می‌رودعاشقان را وقت سامان می‌رسدحسن عسگری

تصاویر

دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه

آلبوم‌هایی از همین سبک

صدای موسیقی