موسیقی دستگاهی
نوازنده ی تار و سه تار : مجید درخشانی
نوازنده ی کمانچه : اردشیر کامکار
نوازنده ی نی : جمشید عندلیبی
نوازنده ی سنتور : مجید اخشابی
نوازنده ی عود و بم تار : حسین بهروزی نیا
نوازنده ی تنبک و دهل : همایون شجریان
نوازنده ی سه تار : بهداد بابایی
نوازنده ی نی : بهزاد فروهری
نوازنده ی ویولن سل : شاهین یوسف زمانی
نوازنده ی تار و سه تار : مجید درخشانی
نوازنده ی کمانچه : اردشیر کامکار
نوازنده ی نی : جمشید عندلیبی
نوازنده ی سنتور : مجید اخشابی
نوازنده ی عود و بم تار : حسین بهروزی نیا
نوازنده ی تنبک و دهل : همایون شجریان
نوازنده ی سه تار : بهداد بابایی
نوازنده ی نی : بهزاد فروهری
نوازنده ی ویولن سل : شاهین یوسف زمانی
آهنگ ها
-
عنوانزمان
-
7:06دانی که چیست دولت دیدار یار دیدن در کوی او گدایی بر خسروی گزیدن از جان طمع بریدن آسان بود ولیکن از دوستان جانی مشکل توان بریدن خواهم شدن به بستان چون غنچه با دل تنگ وان جا به نیک نامی پیراهنی دریدن گه چون نسیم با گل راز نهفته گفتن گه سر عشقبازی از بلبلان شنیدن فرصت شمار صحبت کز این دوراهه منزل چون بگذریم دیگر نتوان به هم رسیدن حافظ
-
9:18گفتا تو از کجایی کاشفته می نمایی گفتم منم غریبی از شهر آشنایی گفتا سر چه داری کز سر خبر نداری گفتم بر آستانت دارم سر گدایی گفتا کدام مرغی کز این مقام خوانی گفتم که خوش نوایی از باغ بینوایی گفتا به دلربایی ما را چگونه دیدی گفتم چو خرمنی گل در بزم دلربایی خواجوی کرمانی
-
3:14
-
4:18گفتا چرا چو ذره با مهر عشق بازی گفتم از آنکه هستم سرگشته ای هوایی گفتا بگو که خواجو در چشم ما چه بیند گفتم حدیث مستان سری بود خدایی خواجوی کرمانی
-
5:12جان بی جمال جانان میل جهان ندارد هر کس که این ندارد حقا که آن ندارد با هیچ کس نشانی زان دلستان ندیدم یا من خبر ندارم یا او نشان ندارد هر شبنمی در این ره صد بحر آتشین است دردا که این معما شرح و بیان ندارد سرمنزل فراغت نتوان ز دست دادن ای ساروان فروهل کاین ره کران ندارد احوال گنج قارون کایام داد بر باد با غنچه باز گویید تا زر نهان ندارد کس در جهان ندارد یک بنده همچو حافظ زیرا که چون تو شاهی کس در جهان ندارد حافظ
-
7:12ساقی به نور باده برافروز جام ما مطرب بگو که کار جهان شد به کام ما ما در پیاله عکس رخ یار دیده ایم ای بی خبر ز لذت شرب مدام ما هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق ثبت است بر جریده ی عالم دوام ما ای باد اگر به گلشن احباب بگذری زنهار عرضه ده بر جانان پیام ما حافظ ز دیده دانه ی اشکی همی فشان باشد که مرغ وصل کند قصد دام ما حافظ
-
7:05خوش است ناله ی نای و نوای زیر و بمی دمی خجسته و در صحبت خجسته دمی چه رازها که نگفتند کجاست هم نفسی چه راه ها که نرفتند کجاست هم قدمی چرا به دفتر عشق ، ای خدای علم و قلم به غیر حیرت و حسرت نمی زنی رقمی رعدی آذرخشی
-
2:52
-
1:27به عشق کوش که تا در دل تو رحم نکند نه ماجرای وجودی ، نه وحشت عدمی رعدی آذرخشی
-
2:15
-
2:52به عشق کوش که تا در دل تو ره نکند نه ماجرای وجودی نه وحشت عدمی شکار شد دل رعدی به یک نگاه و حذر به شیرگیری چشمان آهوی حرمی رعدی آذرخشی


کاربر مهمان