display result search
منو

پنهان چو دل

  • 11 قطعه
  • 8':05" مدت زمان
  • 10572 دریافت شده
موسیقی دستگاهی
نوازنده ی تار و سه تار : کیخسرو پورناظری
نوازنده ی تار و بم تار و سه تار و بربت : تهمورس پورناظری
نوازنده ی کمانچه و سه تار و بندیر و ضرب زورخانه : سهراب پورناظری
نوازنده ی سنتور : جمشید عندلیبی
نوازنده ی سه تار : کاوه گرایلی
نوازنده ی نی : جمشید عندلیبی

آهنگ ها

  • عنوان
    زمان
  • دلگیر دلگیرم مرا مگذار و مگذر از غصه می میرم مرا مگذار و مگذر با پای از ره مانده در این دشت تب دار ای وای می میرم ، مرا مگذار و مگذر سوگند بر چشمت که از تو تا دم مرگ دل برنمی گیرم مرا مگذار و مگذر با شهپر اندیشه دنیا گردم اما دربند تقدیرم مرا مگذار و مگذر آشفته تر ز آشفتگان روزگارم از غم به زنجیرم مرا مگذار و مگذر یدالله عاطفی
  • رفت عمرم بر سر سودای دل وز غم دل نیستم پروای دل خواب را بر چشم خود کردم حرام تا ببینم صبحدم سیمای دل دل به قصد جان من برخاسته من نشسته تا چه باشد رای دل این جهان یک تابش از خورشید جان وان جهان یک قطره از دریای دل لب ببیند ، جان به گردون می رسد بی زبان هیهای دل هیهای دل مولوی
  • من آن نقش آفرین نقاش پیرم تو آن نقشی که در دامت اسیرم زدم بر پرده صد بارت دریغا نه آن بودی که هستی در ضمیرم پرتو کرمانشاهی
  • صورتگر نقاشم هرلحظه بتی سازم وانگه همه بت ها را در پیش تو بگدازم صد نقش برانگیزم با روح در آمیزم چون نقش تو را بینم ، در آتشش اندازم تو با ساقی خماری یا دشمن هشیاری یا آن که کنی ویران هرخانه که می سازم جان ریخته شد بر تو آمیخته شد با تو چون بوی تو دارد جان ، جان را هله بنوازم هرخون که ز من روید با خاک تو می گوید با مهر تو هم رنگم ، با عشق تو انبازم در خانه ی آب و گل بی توست خراب این دل یا خانه درا جانا ، یا خانه بپردازم مولوی
  • نه ستاره ی سرشکی ، نه مهی ، نه ماهتابی نه به دل قرار و صبری ، نه به چشم خسته خوابی شده دل ز غصه خونین ، همه جا سکوت سنگین ز فراق نالم اما ندهد کسم جوابی نگر ای سپهر گردون چه کنی دل مرا خون نفسی ز عمر مانده چو حباب روی آبی نه نسیم سرد آبی ، نه شرار آفتابی تو هم ای نگاه گیرا ز چه بر دلم نتابی به شکوه تلخ مستی ، به ستاره های هستی همه تیره روزیم من تو زلالی شرابی منم آسمان ابری ، تویی آفتاب شرقی به امید آن پگاهم که برافکنی نقابی حسین ولایت و علیرضا شهاب
  • بی تو به سامان نرسم ، ای سر و سامان همه تو ای به تو زنده همه من ، ای به تنم جان همه تو من که به دریاش زدم ، تا چه کنی با دل من تخته و ورطه همه تو ، ساحل و توفان همه تو ای همه دستان ز تو و مستی مستان ز تو هم رمز میستان همه تو ، راز نیستان همه تو همتی ای دوست که این دانه ز خود سربکشد ای همه خورشید تو و خاک تو باران همه تو شور تو آواز تویی ، بلخ تو شیراز تویی جاذبه ی شعر تو و گوهر عرفان همه تو تا به کجایم بری ای جذبه ی خون ، ذوق جنون سلسله بر جان ، همه من ، سلسله جنبان همه تو حسین منزوی
  • دل جای تو شد وگرنه پرخون کنمش در دیده تویی وگرنه جیحون کنمش امید وصال توست جان را ورنه از تن به هزار حیله بیرون کنمش ابوسعید ابوالخیر
  • ای با من و پنهان چو دل از دل سلامت می کنم تو کعبه ای هرجا روم قصد مقامت می کنم هرجا که هستی ، حاضری از دور در ما ناظری شب خانه روشن می شود چون یاد نامت می کنم در هوش تو ، در گوش تو واندر دل پرجوش تو این ها چه باشد تو منی وین وصف عامت می کنم گه همچو باز آشنا بر دست تو پر می زنم گه چون کبوتر پرزنان آهنگ بامت می کنم مولوی

تصاویر

دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه

  • کاربر مهمان
    خدا حفظتون کنه که با این موسیقی فاخر جانم رو زنده کردید نفستون همیشه گرم
  • کاربر مهمان
    بسیار زیبا بود و روحم رو جلا داد.
  • کاربر مهمان
    عالی

آلبوم‌هایی از همین سبک

صدای موسیقی