display result search
منو

بهار رویا

  • 9 قطعه
  • 5':02" مدت زمان
  • 3771 دریافت شده
موسیقی دستگاهی
تکنواز کمانچه : هادی منتظری

آهنگ ها

  • عنوان
    زمان
  • شکوه گل صفای صحرا ، به یادم آورد تورا به یاد آور از آن بهاران، بهار آرزوی ما تو بودی و من، به دشت وفا، فراره ما ،بهشت رویا رسیده کنون ، بهار دگر، قرار تو با، یار دگر ای که زخود راندی مرا، با غم تو تنها خوشم گر تو خوشی با دیگران ، من به همان رویا خوشم با یاد توام ای خاطره ی عید وبهارم باز آ که به سر سودای کسی جز تو ندارم (لعبت والا)
  • هادی منتظری
  • شب آمد که من با غمش خو کنم در این خلوت شب به او رو کنم به سودای او هر شب از سوز دل چو مرغ سحر من هیاهو کنم شب آمد که با خود بر آرم دمی بود خلوت شب چه خوش عالمی به کاشانه ی خود من از سوز دل به آن راحت جان بگویم غمی امید دل من روا نشد دلم از غم او رها نشد خدایا چه کنم نه او از غم من شود خبر نه آهم به دلش کند اثر خدایا چه کنم چه شبها با یادش سحر کردم جهان را از عشقش خبر کردم ز جورش بر آتش نشستم من که بودم ای آرام که هستم من چو مرغ شب از غم دل تا کی کنم آه و فغان که خوب و بد میگذرد در این جهان گذرا در این دو روز زندگی چرا دچار غم شوم ز جور این زمان دگر پروا ندارم اگر چه زار وخسته ام اگر چه دل شکسته ام اسیر عشق او شدم حاشا ندارم به کوی او چون گذری از من سلامی برسان بگو که ای غزال من همیشه در خیال من به دشت پر ملال نم تنها تویی تو اگر چه زار وخسته ام اگر چخ دلشکسته ام امید و آرزوی نم تنها تویی تو (ابراهیم صفایی)
  • ما چون دو دریچه ، رو به روی هم آگاه ز هر بگو مگوی هم هر روز سلام و پرسش و خنده هر روز قرار روز آینده عمر آینه ی بهشت ، اما ... آه بیش از شب و روز تیر و دی کوتاه اکنون دل من شکسته و خسته ست زیرا یکی از دریچه ها بسته ست نه مهر فسون ، نه ماه جادو کرد نفرین به سفر ، که هر چه کرد او کرد (اخوان ثالث)
  • بیاد تو شب همه شب سحر کنم بر آسمان در دل شب نظر کنم سپیده یاد آورد از رخسارت دو دیده در حسرت یک دیدارت نسیم جان بخش سحرگه با من به گوش جان آورد از گفتارت شده نورافشان به ره یاران زتو عطرافشان هر گذری زتو آرام سر بی سامان زچه رو ای جان در سفری تو رفته ای ای گل ومن بی تاب توام تو خفته ای ای مه و من بی خواب تو ام ای مهر تو در جان با عهد تو پیمان پیوند تو در دل من ای چشمه ی جوشان دریای خروشان پیوند تو در دل من با تو دل شده باغ و بهار گلباران شده دشت و کنار گویم با ستاره گویم با سحر عشق تو جان شد پر شور وشرر بارانی تو به من تو ببار خورشیدی تو و ابر بهار از تو هر نفس یاد آرم شب در کوچه ات بیدارم کوچه ی تو شده وطنم به ره دگری نروم بیاد تو شب همه شب سحر کنم بر آسمان در دل شب نظر کنم سپیده یاد آورد از رخسارت دو دیده در حسرت یک دیدارت (وحید موحد)
  • سحرفام من شکرکام من درخت بلند بادام من تو ای عمر بر لب بام نم چرا آمدی چرا میروی بی نشانه به لبهای تو نبینم چرا شکرخنده ی جوانه در این باغ آتشین چرا وانمی شود غنچه ی ترانه با کدام آرزو یا کدامین دعا بشکفد برلبت غنچه ی نام ما نتوانم شکستن طلسم تو را که به افسون شکستی طلسم همه دلها به لبهای تو نبینم چرا شکرخنده ی جوانه در این باغ آتشین چرا وانمی شود غنچه ی ترانه با کدام آرزو یا کدامین دعا بشکفد برلبت غنچه ی نام ما نتوانم شکستن طلسم تو را که به افسون شکستی طلسم همه دلها
  • ای دل غم این جهان فرسوده مخور بیهوده نئی غمان بیهوده مخور چون بوده گذشت و نیست نابوده پدید خوش باش غم بوده و نابوده مخور از دی که گذشته ست ازو یاد مکن فردا که نیامده ست فریاد مکن برنامده و گذشته بنیاد مکن حالی خوش باش و عمر بر باد مکن (خیام)
  • من برگ زردم یک سینه دردم با مهربانان هرگز دمی در زندگانی بد نکردم اکنون که تنها دور از نگاهی افتاده ام بر خاک راهی با من کسی دیگر سر یاری ندارد هر رهگذر پا بر سر من میگذارد من روزگاری در باغ بودم سایه گستر آغوش من بود پر از نسیم آشنایی ها سراسر سرسبزی من بر هرکه روحی تازه میداد هر عاشقی را امید بی اندازه میداد اکنون که تنها دور از نگاهی افتاده ام بر خاک راهی با من کسی دیگر سر یاری ندارد هر رهگذر پا بر سر من میگذارد (تیمور گرگین)

مشخصات موسیقی

سایر مشخصات

تصاویر

دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه

آلبوم‌هایی از همین سبک

صدای موسیقی