موسیقی دستگاهی
نوازنده ی تار : ارشد تهماسبی
نوازنده ی دیوان : محمدرضا ابراهیمی
نوازنده ی تار و سه تار : حمیدرضا خبازی
نوازنده ی تنبک : داریوش زرگری
نوازنده ی تار : ارشد تهماسبی
نوازنده ی دیوان : محمدرضا ابراهیمی
نوازنده ی تار و سه تار : حمیدرضا خبازی
نوازنده ی تنبک : داریوش زرگری
آهنگ ها
-
عنوانزمان
-
3:53ای ساربان آهسته ران کارام جانم می رود وان دل که با خود داشتم ، با دلستانم می رود من مانده ام مهجور از او ، بیچاره و رنجور از او گویی که نیشی دور از او ، در استخوانم می رود گفتم به نیرنگ و فسون پنهان کنم ریش درون پنهان نمی ماند که خون بر آستانم می رود محمل بدار ای ساروان تندی مکن با کاروان کز عشق آن سرو روان گویی روانم می رود او می رود دامن کشان من زهر تنهایی چشان دیگر مپرس از من نشان کز دل نشانم می رود با آن همه بیداد او وین عهد بی بنیاد او در سینه دارم یاد او یا بر زبانم می رود سعدی
-
1:21تکنوازی تار : ارشد تهماسبی
-
7:16در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد جلوهای کرد رخت دید ملک عشق نداشت عین آتش شد از این غیرت و بر آدم زد جان علوی هوس چاه زنخدان تو داشت دست در حلقه ی آن زلف خم اندر خم زد حافظ
-
1:28تکنوازی تار : ارشد تهماسبی
-
3:57
-
1:00تکنوازی تار : ارشد تهماسبی
-
4:50عشق در دل ماند و یار از دست رفت دوستان دستی که کار از دست رفت ای عجب گر من رسم در کام دل کی رسم چون روزگار از دست رفت بخت و رای و زور و زر بودم دریغ کاندر این غم هر چهار از دست رفت عشق و سودا و هوس در سر بماند صبر و آرام و قرار از دست رفت گر من از پای در آیم گو درآی بهتر از من صد هزار از دست رفت مرکب سودا جهانیدن چه سود چون زمام اختیار از دست رفت سعدیا با یار عشق آسان بود عشق باز اکنون که یار از دست رفت سعدی
-
1:20تکنوازی تار : ارشد تهماسبی
-
3:34درد عشقی کشیده ام که مپرس زهر هجری چشیده ام که مپرس گشته ام در جهان و آخر کار دلبری برگزیده ام که مپرس سوی من لب چه می گزی که مگوی لب لعلی گزیده ام که مپرس بی تو در کلبه ی گدایی خویش رنجها یی کشیده ام که مپرس حافظ
-
1:42تکنوازی تار : ارشد تهماسبی
-
4:39به تیغم گر کشد دستش نگیرم وگر تیرم زند منت پذیرم کمان ابروان را گو بزن تیر که پیش دست و بازویت بمیرم غم گیتی گر از پایم درآرد بجز ساغر که باشد دستگیرم برآی ای آفتاب صبح امید که در دست شب هجران اسیرم به فریادم رس ای پیر خرابات به یک جرعه جوانم کن که پیرم حافظ
-
2:29تکنوازی تار : ارشد تهماسبی
-
6:53شاه شمشادقدان خسرو شیرین دهنان که به مژگان شکند قلب همه صف شکنان مست بگذشت و نظر بر من درویش انداخت گفت ای چشم و چراغ همه شیرین سخنان تا کی از سیم و زرت کیسه تهی خواهد بود بنده ی من شو و برخور ز همه سیم تنان حافظ
-
1:19تکنوازی تار : ارشد تهماسبی
-
6:14خوش آن که وصال تو میسر شده باشد چشمم به جمال تو منور شده باشد ریزم ز مژه اشک دمادم که بشویم گر غیر جمال تو مصور شده باشد با هیچ برابر نکند آن که سر من در پای تو با خاک برابر شده باشد زین بیش مکن سرکشی ای ماه بیندیش زان لحظه که آهم به فلک بر شده باشد شد قامت من حلقه در آن فکر که دستم در حلقه ی آن زلف معنبر شده باشد هرگز به وفا با دگری عهد نبندم گر خود ز جفا عهد تو دیگر شده باشد جامی
-
2:16تکنوازی تار : ارشد تهماسبی
-
4:14زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست پیرهن چاک و غزل خوان و صراحی در دست نرگسش عربده جوی و لبش افسوس کنان نیم شب دوش به بالین من آمد بنشست سر فرا گوش من آورد به آواز حزین گفت ای عاشق دیرینه ی من خوابت هست عاشقی را که چنین باده ی شبگیر دهند کافر عشق بود گر نشود باده پرست حافظ
تصاویر
دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه
دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه
