display result search
منو

سروستان

  • 10 قطعه
  • 6':28" مدت زمان
  • 10584 دریافت شده
آلبوم موسیقی دستگاهی در آواز اصفهان

ویلن : مجتبی میرزاده ، فرشید فرهمند ، مینو افتاده ، ساغر کتابچی ، علی چراغچی ، سالو عندلیبی
کنترباس : علیرضا خورشیدفر
کلارینت : سینا صادق پور
فلوت : حمید محسنی پور
تار : امیر حسین رضا
سنتور : کوروش متین
تنبک : سالار عندلیبی
دف : فرامرز عندلیبی
ویلن سل : امید ابطحی

آهنگ ها

  • عنوان
    زمان
  • یه گلی یه گلی سایه چمن تازه شکفته عزیز دلمی تازه شکفته یار نه دستم بش میرسه بش میرسه نه خوش میفته بیا بریم شاهچراغ عهدی ببندیم عزیز دلمی عهدی ببندیم هرکدوم عهد بشکنیم کمر نبندیم گلم گلمی کمر نبندیم
  • از دست غمت خیمه به میخانه زدم باز با یاد لبت بوسه به پیمانه زدم باز در ساغر می جلوه چشمان تو دیدم دیوانه شدم نعره زدم باز
  • نادیده رخت نادیده رخت در غم عشقت شده مشکل خدا ترسم که بمیرم نشود مشکل من حل خدا تو نازنین یار منی تو نازنین یار منی تو یار غمخوار منی من که میمیرم خدا من که میسوزم چرا دور از منی روزم به طعب روزم به طعب بگذرد و شب به فراقت خدا زین هر دو شده زین هر دو شده زندگیم عاطل و باطل خدا تو نازنین یار منی تو نازنین یار منی تو یار غمخوار منی من که میمیرم خدا من که میسوزم چرا دور از منی
  • سروی چو تو می‌باید تا باغ بیاراید ور در همه باغستان سروی نبود شاید در وهم نمی‌گنجد در فهم نمی‌آید کز نسل بنی آدم فرزند پری زاید (سعدی)
  • یارم به یک لا پیرهن خوابیده زیر نسترن ترسم که بوی نسترن مست است و هشیارش کند ای آفتاب آهسته نِه پا درحریم یار من ترسم صدای پای تو خواب است و بیدارش کند پیراهنی از برگ گل بهر نگارم دوختم بس که لطیف است آن بدن ترسم که آزارش کند یارم به یک لا پیرهن خوابیده زیر نسترن ترسم که بوی نسترن مست است و هشیارش کند (فائز دشتستانی)
  • بیا تازه نگار من ببین شب های تار من دوچشم اشکبار من تویی آخر نگار من یک روز به شیدایی در زلف تو آویزم زان دو لب شیرینت صد شور برانگیزم (سعدی) دلم جز مهر مه رویان طریقی بر نمی‌گیرد ز هر در می‌دهم پندش ولیکن در نمی‌گیرد خدا را ای نصیحتگو حدیث ساغر و می گو که نقشی در خیال ما از این خوشتر نمی‌گیرد (حافظ)
  • ای ساقیا مستانه رو ، آن یار را آواز ده گر او نمی‌آید بگو ، آن دل که بردی باز ده افتاده‌ام در کوی تو ، پیچیده‌ام بر موی تو نازیده‌ام بر روی تو ، آن دل که بردی باز ده ای دلبر زیبای من ، ای سرو خوش بالای من لعل لبت صهبای من ، آن دل که بردی باز ده ما را به غم کردی رها ، شرمی نکردی از خدا اکنون بیا ای دلربا ، آن دل که بردی باز ده (مولوی)
  • دل بردی از من به یغما ای ترک غارتگر من دیدی چه آوردی ای دوست از دست دل بر سر من عشق تو در دل نهان شد دل زار و تن ناتوان شد رفتی چو تیر کمان شد از بار غم پیکر من ول دلم را صفا داد، ایینه ام را جلا داد آخر به باد فنا داد ، عشق تو خاکستر من ( صفای اصفهانی)
  • ای بت شیرین سخن خوش لقا عاشق و مستور کجایی کجا یک نظری با من شوریده دل از کرم و رحمت خود خوش درا نور خدایی و تورا طالبیم همدم ما باش برای خدا دردکش شاهد شیرین سخن زد به صبوحی زدگان السلام کیست که حاشا نشاید شدن جانب مست شرب رحیق صفا
  • جان منی جان منی جان من آن منی آن منی آن من شاه منی شاه منی شاه من سرور و زیبای منی ماه من نور منی باش در این چشم من چشم من و چشمه ی حیوان من ای رسن زلف تو پابند من چاه زنخدان تو زندان من دست فشان مست کجا میروی پیش من آ ای گل خندان من (مولوی)

تصاویر

دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه

آلبوم‌هایی از همین سبک

صدای موسیقی