موسیقی دستگاهی
آهنگ ها
-
عنوانزمان
-
4:30
-
3:34
-
10:12
-
5:01
-
2:35
-
2:47
-
2:34
-
8:44
-
4:26
-
7:22زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست پیر هم چاک و غزل خوان و صراحی در دست نرگسش عربده جوی و لبش افسوس کنان نیم شب مست به بالین من آمد دلشب سرفراگوش من آورد و به آواز حزین گفت کای عاشق دلخسته ی من خوابت هست؟ عاشقی آن که چنین با دل شب می دهد کافر عشق بود گر نبود باده پرست برو ای زاهد و بر دردکشان خرده مگیر که ندادند جز این طرفه به ما روز الست آن چه او ریخت به پیمانه ی ما نوشیدیم اگر از خم می اش دست وگر از باده ی مست حافظ
-
5:20من خود ای ساقی از این شوق که دارم مستم تو به یک جرعه ی دیگر ببری از دستم هر چه کوته نظرانند بر ایشان پیمای که حریفان ز مل و من ز تأمل مستم به حق مهر و وفایی که میان من و توست که نه مهر از تو بریدم نه به کس پیوستم پیش از آب و گل من در دل من مهر تو بود با خود آوردم از آن جا نه به خود بربستم دایما عادت من گوشه نشسین می بودی تا تو برخاسته ای از طلبت ننشستم سعدی
-
6:33دل بر سر تو بدل نجوید هرگز جز وصل تو هیچ گل نبوید هرگز صحرای دلم عشق تو شورستان کرد تا مهر کسی دگر نروید هرگز عارف گوید که دلق پشمینه ی من عامی گوید که نقل گنجینه ی من عاشق گوید که داغ دیرینه ی من عاشق گوید ز داغ دیرینه می سوزم از آنچه دارم اندر سینه
-
4:01


کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان