مجموعه تلویزیونی با ژانر تاریخی به کارگردانی محمدرضا ورزی
آهنگ ها
-
عنوانزمان
-
4:20ایران فدای اشک و خنده ی تو دل پر و تپنده ی تو فدای حسرت و امیدت رهایی رمنده ی تو , رهایی رمنده ی تو ایران اگر دل تو را شکستند تورا به بند کینه بستند چه عاشقان بی نشانی که پای درد تو نشستند که پای درد تو نشستند کلام شد گلوله باران به خون کشیده شد خیابان ولی کلام آخر این شد که جان من فدای ایران تو ماندی و زمانه نو شد خیال عاشقانه نو شد هزار دل شکست و آخر هزار و یک بهانه نو شد ایران به خاک خسته ی تو سوگند به بغض خفته ی دماوند که شوق زنده ماندن من به شادی تو خورده پیوند به شادی تو خورده پیوند ایران اگر دل تو را شکستند تو را به بند کینه بستند چه عاشقانه بی نشانی که پای درد تو نشستند که پای درد تو نشستند
-
4:39یران به آتش میکشد، خاموشی تاریخ را هوشیار پایان میدهد، مدهوشی تاریخ را ایران به شوق زندگی، در مرگ رویین تن شده مرد و زنش تلفیقی از، ابریشم و آهن شده ایران پر است از عاشقان، این گنجهای بیشمار مرزیست پر گوهر ولی، با رنجهای بیشمار در بند بنشانم ولی، از بندها آزاد شو قلب مرا ویران کن، با خون من آباد شو ما قرنها پای وطن، پیدا و پنهان ماندهایم ما پای فرهنگی کهن، با نام ایران ماندهایم ایران به آتش میکشد، خاموشی تاریخ را هوشیار پایان میدهد، مدهوشی تاریخ را ایران به شوق زندگی، در مرگ رویینتن شده مرد و زنش تلفیقی از، ابریشم و آهن شده ایران پر است از عاشقان، این گنجهای بیشمار مرزیست پر گوهر ولی، با رنجهای بیشمار


کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان