مجموعه تصانیفی در فضای موسیقی دستگاهی با موضوع عزاداری های مذهبی
آهنگ ها
-
عنوانزمان
-
6:49ملودی : محمد اصفهانی تنظیم : فریدون شهبازیان شاعر : حافظ و قیصر امین پور فرصت شمار ساعت کز این دو راه منزل چون بگذری دیگر ، نتوان به هم رسیدن دل آسمان خون چکان شد از این غم زمین یک سر آتش فشان شد از این غم نه فرصت که پیراهن تو ببویم نه مرهم که بر دل گذارم نه مهلت که در ماتم تو بمویم نه رخصت که شیون برآرم ببین پشت سر مانده برجا ، خیمه ها همه خاکستر و خون ببین پیش رو مانده تنها ، کاروان اسیران محزون مران کاروان یک دم بمان ، دیگر مزن زنگ عزا را که گم کرده ام در دشت غم آیینه ی خون خدا را
-
6:32ملودی : محمد اصفهانی تنظیم : علی بکان شاعر : سپیده کاشانی گذر دارد زمان بر جاده ی شب سوگوار امشب مه از غم کرده روی خویش پنهان در غبار امشب نسیم مویه گر در گوش نخلستان چه می گوید دو تا شد پشت چرخ از سوگ آن یکتا سوار امشب چه افتادست یارب در حریم گنبد گردون که می ریزند انجم اشک حسرت در کنار امشب بنال ای همنوا با من سرشک از دیده جاری کن که خون می گرید از این قصه چاه رازدار امشب علی در چاه غم فریاد زد تنهایی خود را شنو پژواک آن را از ورای شام تار امشب بنال ای همنوا با من سرشک از دیده جاری کن که خون می گرید از این قصه چاه رازدار امشب
-
3:59آهنگساز : مجید اخشابی شاعر : حافظ دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند وندران ظلمت شب آب حیاتم دادند چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی آن شب قدر که این تازه براتم دادند من اگر کامروا گشتم و خوشدل چه عجب مستحق بودم و اینها به زکاتم دادند هاتف آنروز بمن مژده ی این دولت داد که بدان جور و جفا صبر و ثباتم دادند
-
9:55پیش درآمد : شهریار فریوسفی نوازنده ی تار : شهریار فریوسفی نوازنده ی پیانو : منوچهر بیگلری شاعر : فریدون مشیری همه می پرسند چیست در زمزمه ی مبهم آب چیست در همهمه ی دلکش برگ چیست در بازی آن ابر سپید روی این آبی آرام بلند که ترا می برد این گونه به ژرفای خیال چیست در خلوت خاموش کبوترها چیست در کوشش بی حاصل موج جای مهتاب به تاریکی شب ها تو بتاب من فدای تو به جای همه گل ها تو بخند من همین یک نفس از جرعه ی جانم باقی است آخرین جرعه ی این جام تهی را تو بنوش
-
5:03ملودی : محمد اصفهانی تنظیم : فریدون شهبازیان شاعر : حسان بخواب ای نوگل پژمان و پر پر بخواب ای غنچه ی افسرده ، اصغر بخواب آسوده اندر دامن خاک ندیده دامن پر مهر مادر بخواب و خواب راحت کن شب و روز که خاموش است صحرا بار دیگر نمی آید صدای تیر و شمشیر نه دیگر نعره ی الله اکبر همه افتاده در خوابند و خاموش تویی ، صحرا و چندین نعش دیگر نترس ای کودک شش ماهه ی من که اینجا خفته هم قاسم هم اکبر مگر باز از عطش می سوزی ای گل که از خون گلو لب می کنی تر که با تیر سه شعبه کرده صیدت بسوزد جان آن صیاد کافر خدایا بشکند آن دست گلچین که کرده این غنچه را نشکفته پرپر قیامت می شود آن دم خدایا که اصغر روز حشر آید به محشر
-
6:52ملودی : محمد اصفهانی تنظیم : علی بکان شاعر : احمد عزیزی ای زمین و هفت گردون خاک تو آسمان سرگشته ی ادراک تو بعد تو باید به حسرت زار زار خون بگرید بر سر تو ذوالفقار یا علی تو محو مطلق بوده ای با تو حق بود و تو با حق بوده ای ای علی باغ تو باری دیگر است این شکفتن در بهاری دیگر است از تو هر شب چشم حیرانی تر است قدسیان را ذکر حیدر حیدر است از تو هر شب چشم حیرانی تر است قدسیان را ذکر حیدر حیدر است
-
7:52ملودی : محمد اصفهانی تنظیم : محمد میرزمانی شاعر : حسان من زاده ی علی مرتضایم من شاهباز ملک لا فتایم فضل و شرف همین بس از برایم که خادمم به درگه حسینی سوزم ز خاطرات آتشینی و الله إن قطعتموا یمینی سقای تشنگان بی پناهم دشمن اگر چه گشته خار راهم استاده ام کنار آب لغزان آیم بر آب و قلب من فروزان در آب و آتشم چو شمع سوزان سوزم ز خاطرات آتشینی یا رب مدد کن این فرس برانم وین آب را به خیمه گه رسانم دیگر چه غم که بعد از آن نمانم جانم فدای عشق نازنینی در خاک و خون دلم از این غمین است که از عطش لب تو آتشین است دستم جدا فتاده بر زمین است در فرق من عمود آهنینی
-
5:26ملودی : محمد اصفهانی تنظیم : فریدون شهبازیان
-
5:26ملودی : شاهنگیان تنظیم : فریدون شهبازیان شاعر : سهیل محمودی وقتی که در ان ظهر یک دشت دشمن پیش رویت بود وقتی که تو ماندی و یک کربو بلا غربت یک خیمه تنهایی در چشمهای بیقرارت موج میزد موج میزد دریایی از صبر و شکیبایی این را تمام سروها گفتند این را تمام سروها با قله ها گفتند ازادگی و سرفرازی بی تو معنایی نخواهد داشت از هر طرف رفتی شب بود سیاهی بود یعنی که ای خورشید خون الود یعنی جهان جز با تو فردایی نخواهد داشت یعنی که ای خورشید خون الود جهان جز با تو فردایی نخواهد داشت ای با طنین نام تو لب تشنگی سیراب خیل غریبان را دریاب دریاب خیل غریبان را که ما باشیم ای اشنا دریاب وقتی که در ان ظهر تو ماندی و یک خیمه تنهایی در چشمهای بیقرارت موج میزد موج میزد درایی از صبر و شکیبایی ای با طنین نام تو لب تشنگی سیراب خیل غریبان را دریاب دریاب خیل غریبان را که ما باشیم ای اشنا دریاب


کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان