گزیده آلبوم موسیقی دستگاهی با آهنگسازی تهمورس پورناظری، 1377
آهنگ ها
-
عنوانزمان
-
12:33گوش کن دورترین مرغ جهان می خواند شب سلیس است و یکدست و باز شمعدانی ها و صدا دار ترین شاخه فصل ماه را می شنوند پلکان جلو ساختمان در فانوس به دست و در اسراف نسیم گوش کن جاده صدا می زند از دور قدمهای تو را چشم تو زینت تاریکی نیست پلکها را بتکان کفش به پا کن و بیا و بیا تا جایی که پر ماه به انگشت تو هشدار دهد و زمان روی کلوخی بنشیند با تو و مزامیر شب اندام تو را مثل یک قطعه آواز به خود جذب کنند پارسایی است در آن جا که تو را خواهد گفت بهترین چیز رسیدن به نگاهی است که از حادثه عشق تر است
-
8:41در عشق زنده باید کز مرده هیچ ناید دانی که کیست زنده آن کو ز عشق زاید هرگز چنین دلی را غصه فرونگیرد غمهای عالم او را شادی دل فزاید طبل غزا برآمد وز عشق لشکر آمد کو رستم سرآمد تا دست برگشاید در عشق جوی ما را در ما بجوی او را گاهی منش ستایم گاه او مرا ستاید تا چون صدف ز دریا بگشاید او دهانی دریای ما و من را چون قطره دررباید
-
7:43ای گل باغ عشق ای تو مهتاب عشق دل را صدا کن همچو اشک سحر در افقهای تن غوغا بپا کن نگه چون مهت از جام می به دو سه پیمانه زان ساغر به من ده ای گل باران تازه بهاران مهر تو بر جان شد دل خسته ام از تو فروزان ای تو مهتاب عشق ای گل باران همچو آوای دل مهر نوایی ای که آئینه ی عشق خدایی
تصاویر
دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه
دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه
