display result search
منو

ماه و ماهی

  • 8 قطعه
  • 4':34" مدت زمان
  • 198 دریافت شده
آلبوم «ماه و ماهی» را می توان تلفیقی از موسیقی سنتی و کلاسیک دانست
امیر بیات
درسال 1355 در تهران به دنیا آمد.
نوازندگی پیانو را ابتدا زیر نظر خانم لیلیا سرکسیان و سپس آقایان را فائل میناسکانیان و گائیک بابایان نوازندگان به نام و چیره دست پیانو ، به صورت حرفه ای ادامه داد.
وی دارای مدرک لیسانس موسیقی از دانشکده ی هنر و معماری می باشد و ضمن تدریس در آموزشگاه های معتبر تهران مدتی نیز به عنوان مدرس پیانو در هنرستان موسیقی پسران و همچنین هنرستان سوده حوزه هنری به تدریس اشتغال داشته است.
وی سالیان متمادی با ارکستر سمفونیک تهران ، گروه کد ارکستر سمفونیک تهران و گروه کد رادیو و تلویزیون با سمت پیانیست همکاری داشته است.

آهنگ ها

  • عنوان
    زمان
  • 5:11
    دلم شکست کجایی ؟ دلم شکست دلم شکست کجایی ؟ دلم شکست دلم شکست کجایی ؟ که نوش خند زنی به یک اشاره دلم را دوباره بند زنی به یک اشاره دلم را دوباره بند زنی دوباره وصله ای از بوسه های دلچسبت دوباره وصله ای از بوسه های دلچسبت بر این سفال ترک خورده ام به چند زنی بر این سفال ترک خورده ام به چند زنی دلم شکست کجایی ؟ دلم شکست دلم شکست کجایی ؟ دلم شکست دلم شکست کجایی ؟ دلم شکست دلم شکست کجایی ؟ دلم شکست دلم شکست کجایی ؟ که نوش خند زنی به یک اشاره دلم را دوباره بند زنی به یک اشاره دلم را دوباره بند زنی دوباره وصله ای از بوسه های دلچسبت دوباره وصله ای از بوسه های دلچسبت بر این سفال ترک خورده ام به چند زنی بر این سفال ترک خورده ام به چند زنی دلم شکسته دل دوستان شکسته مباد کسی چنین که منم از زمانه خسته مباد وطن تویی و غریبان که از تو دور افتاد به روی هیچکس آغوش دوست بسته مباد دلم شکست کجایی ؟ دلم شکست دلم شکست کجایی ؟ دلم شکست (علیرضا بدیع)
  • 4:50
    پاییز می‌رسد که مرا مبتلا کند با رنگ‌های تازه مرا آشنا کند پاییز می‌رسد که همانند سال پیش خود را دوباره در دل قالیچه جا کند او می‌رسد که باز هم عاشق کند مرا او قول داده است به قولش وفا کند پاییز عاشق است، و راهی نمانده است جز اینکه روز و شب بنشیند دعا کند تقویم خواست از تو بگیرد بهار را تقدیر خواست راه شما را جدا کند خش خش، صدای پای خزان است، یک نفر در را به روی حضرت پاییز وا کند پاییز عاشق است، و راهی نمانده است... (علیرضا بدیع)
  • 4:26
    شبی با بید می رقصم ، شبی با باد می جنگم که من چون غنچه های صبحدم بسیار دلتنگم مرا چون آینه هرکس به کیش خویش پندار و الّا من چو مِی با مست و با هشیار یکرنگم شبی در گوشه ی محراب قدری ربّنا خواندم همان یک بار تارِ موی یار افتاد در چنگم اگر دنیا مرا چندی برقصاند ملالی نیست که من گریانده ام یک عمر دنیا را به آهنگم به خاطر بسپریدم دشمان ! چون نام من عشق است فراموش ام کنید ای دوستان ! من مایه ی ننگم مرا چشمان دلسنگی به خاک تیره بنشانید همین یک جمله را با سرمه بنویسید بر سنگم (علیرضا بدیع)
  • 4:09
    و عشق آمد و با شوق انتخابم کرد مرا که شهر کر و کور ها جوابم کرد و عشق چشم مرا بست و مشت من وا شد و عشق بود که وابسته ی نقابم کرد و عشق آمد و دستور داد: حاضر شو در این کویر نمان چشمه ای مسافر شو و عشق بغض مرا از نگاه خیسم خواند گرفت زندگی ام را و گفت: شاعر شو و عشق خواست که این گونه در به در باشم که ابر باشم و یک عمر در سفر باشم (علیرضا بدیع)
  • 3:58
    یادت در یادِ من نامت فریادِ من بی تو از جان سیرم، می میرم می میرم بگو چه کنم که در آسمان ستاره ندارم پر از سخنم تویی و منم چگونه نبارم تویی و منم چگونه نبارم هر آنکه رسید گذشت و ندید الهی نبینم به غیر تو را چنان از خودم لبالب شدم که گاهی نبینم به غیرِ تو را باز آ در چشم من جانم گردد روشن با تو پایان گیرد این رویا این رویا زمانه چرا به سنگِ جفا شکسته دلم را؟ تو ای نازنین بیا و ببین در این خانه غم را بیا و ببین در این خانه غم را هر آنکه رسید گذشت و ندید الهی نبینم به غیر تورا چنان از خودم لبالب شدم که گاهی نبینم به غیرِ تو را که گاهی نبینم به غیرِ تو را (علیرضا بدیع)
  • 4:09
    (بی کلام)
  • 4:42
    مردی پیاده آمده تا روستای تو شعری شکفته روی لبانش برای تو آورده لهجه های پُر از دود شهر را آرام شستشو بدهد در صدای تو یک استکان طراوت گل های تازه دم یک لقمه آفتاب سحر ناشتای تو "در کوچه باغ های نشابور و "باغرود پیچیده ماجرای من و ماجرای تو گه گاه اگر که سر به هوا می شوم چه عیب؟ گه گاه می زند به سرِ من هوای تو جسم مرا بگیر و در خود مچاله کن خواهد چکید از بدنم چشم های تو
  • 4:34
    تو ماهی و من ماهی این برکه ی کاشی اندوه بزرگی ست زمانی که نباشی آه از نفس پاک تو و صبح نشابور از چشم تو و حجره ی فیروزه تراشی پلکی بزن ای مخزن اسرار که هر بار فیروزه و الماس به آفاق بپاشی ای باد سبک سار مرا بگذر و بگذار هشدار که آرامش مارا نخراشی هرگز به تو دستم نرسد ماه بلندم اندوه بزرگی ست چه باشی چه نباشی (علیرضا بدیع)

مشخصات موسیقی

سایر مشخصات

تصاویر

دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه

  • کاربر مهمان
    سلام واقعا آهنگ زیباییه و به دل آدم میشینه

آلبوم‌هایی از همین سبک

صدای موسیقی