display result search
منو

نرگس مست

  • 9 قطعه
  • 4':20" مدت زمان
  • 11757 دریافت شده
نرگس مست نام یک آلبوم موسیقی به آهنگسازی و خوانندگی حسام الدین سراج است که دارای 8 تراک است.
تار: جلیل شهناز، نی: بهزاد فروهری، کمانچه: هادی منتظری، عود: محمد فیروزی، سه تار: علی قورچیان، تنبک: مهرداد اعرابی، دف: مسعود حبیبی

آهنگ ها

  • عنوان
    زمان
  • سحرگاهان که مخمور شبانه گرفتم باده با چنگ و چغانه نهادم عقل را ره توشه از می ز شهر هستیش کردم روانه ز ساقی کمان ابرو شنیدم که ای تیر ملامت را نشانه ندیم و مطرب و ساقی همه اوست خیال آب و گل در ره بهانه بده کشتی می تا خوش برانیم از این دریای ناپیداکرانه که بندد طرف وصل از حسن شاهی که با خود عشق بازد جاودانه وجود ما معماییست حافظ که تحقیقش فسون است و فسانه حافظ
  • تار: جلیل شهناز تنبک: مهرداد اعرابی
  • ما در ره عشق تو اسیران بلاییم کس نیست چنین عاشق بیچاره که ماییم بر ما نظری کن که درین شهر غریبیم بر ما کرمی کن که در این شهر گداییم نه اهل صلاحیم و نه مستان خرابیم اینجا نه و آنجا نه چه قومیم و کجاییم حلاج و شانیم که از دار نترسیم مجنون صفتانیم که در عشق خداییم ما را به تو سری ست که کس محرم آن نیست گر سر برود سر تو با کس نگشاییم ما را نه غم دوزخ و نی حرص بهشت است بردار ز رخ پرده که مشتاق لقاییم ترسیدن ما چونکه هم از بیم بلا بود اکنون ز چه ترسیم که در عین بلاییم دریاب دل شمس خدا مفتخر تبریز رحم آر که ما سوخته داغ خداییم پرسید یکی که عاشقی چیست گفتم که مپرس از این معانی آنگه که چو من شوی ببینی آنگه که بخواندت به خوانی مولوی
  • مرا چشمیست خون افشان ز دست آن کمان ابرو جهان بس فتنه خواهد دید از آن چشم و از آن ابرو تو کافردل نمی‌بندی نقاب زلف و می‌ترسم که محرابم بگرداند خم آن دلستان ابرو دعای صبح و آه شب کلید گنج مقصود است بدین راه و روش می‌رو که با دلدار پیوندی در این بازار اگر سودیست با درویش خرسند است خدایا منعمم گردان به درویشی و خرسندی حافظ
  • تنظیم کننده: جلال ذوالفنون عود: محمد فیروزی سه تار: علی قورچیان تنبک: مهرداد اعرابی فرد
  • گفت معشوقی به عاشق کای فتی تو به غربت دیده‌ای بس شهرها پس کدامین شهر ز آنها خوشترست گفت آن شهری که در وی دلبرست هر کجا که یوسفی باشد چو ماه جنتست ارچه که باشد قعر چاه با تو دوزخ جنت است، ای جانفزا با تو زندان گلشن است، ای دلربا هر کجا تو با منی من خوشدلم گر بود در قعر چاهی منزلم مولوی
  • به تیغم گر کشد دستش نگیرم وگر تیرم زند منت پذیرم کمان ابرویت را گو بزن تیر که پیش دست و بازویت بمیرم حافظ نگارینا دل و جانم ته داری همه پیدا و پـنهانـم ته داری نمیدانم که این درد از که گیرم همین دانم که درمانم ته داری نمی دونم دلم دیونه کیست کجا آواره و در خونه کیست نمی دونم دل سر گشته مو اسیر نرگس و مستونه کیست باباطاهر
  • مرحبا ای پیک مشتاقان بده پیغام دوست تا کنم جان از سر رغبت فدای نام دوست سر ز مستی برنگیرد تا به صبح روز حشر هر که چون من در ازل یک جرعه خورد از جام دوست میل من سوی وصال و قصد او سوی فراق ترک کام خود گرفتم تا برآید کام دوست زلف او دام است و خالش دانه آن دام و من بر امید دانه‌ای افتاده‌ام در دام دوست حافظ
  • دل می‌رود ز دستم صاحب دلان خدا را دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا کشتی نشستگانیم ای باد شرطه برخیز باشد که بازبینم دیدار آشنا را ای صاحب کرامت شکرانه سلامت روزی تفقدی کن درویش بی‌نوا را حافظ

تصاویر

دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه

  • کاربر مهمان
    عالی
  • کاربر مهمان
    فوق العاده ست این قطعه ... در یک کلام بسیار باهاش خاطره دارم، بسبب پخش شدنش موقع اذان از رادیو آوا روحم رو میندازه هر بار که بهش گوش میدم

آلبوم‌هایی از همین سبک

صدای موسیقی