اثری ساخته میدیا فرج نژاد با صدای حسام الدین سراج
تکنوازان:
کمانچه: اردشیر کامکار، تار: شهرام میرجلالی
کمانچه: شروین مهاجر، نی: پاشا هنجنی، سنتور: علی بهرامی فرد، عود: شهرام غلامی، بابک غسالی، ویولون: ارسلان کامکار، ویولون و ویولا: امیر فتحی، سینا جهان آبادی، میثم مروستی، علی جعفری پویان، ویلنسل: آیدین احمدی نژاد، ابوا: فرشید حفظی فرد، تنبک: نوید افقه، دف: زکریا یوسفی، طبلا: الیاس حمیدی، تار، بم تار، سه تار: میدیا فرج نژاد
تکنوازان:
کمانچه: اردشیر کامکار، تار: شهرام میرجلالی
کمانچه: شروین مهاجر، نی: پاشا هنجنی، سنتور: علی بهرامی فرد، عود: شهرام غلامی، بابک غسالی، ویولون: ارسلان کامکار، ویولون و ویولا: امیر فتحی، سینا جهان آبادی، میثم مروستی، علی جعفری پویان، ویلنسل: آیدین احمدی نژاد، ابوا: فرشید حفظی فرد، تنبک: نوید افقه، دف: زکریا یوسفی، طبلا: الیاس حمیدی، تار، بم تار، سه تار: میدیا فرج نژاد
آهنگ ها
-
عنوانزمان
-
4:52به سان رود که در نشیب دره سر به سنگ میزند رونده باش امید هیچ معجزهای ز مرده نیست، زنده باش هوشنگ ابتهاج
-
1:09
-
1:24
-
3:49به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم بیا کز چشم بیمارت هزاران درد برچینم الا ای همنشین دل که یارانت برفت از یاد مرا روزی مباد آن دم که بی یاد تو بنشینم جهان پیر است و بیبنیاد از این فرهادکش فریاد که کرد افسون و نیرنگش ملول از جان شیرینم اگر بر جای من غیری گزیند دوست حاکم اوست حرامم باد اگر من جان به جای دوست بگزینم حافظ
-
4:30امروز نه آغاز و نه انجام جهان است ای بس غم و شادی که پس پرده نهان است آبی که بر آسود زمینش بخورد زود دریا شود آن رود که پیوسته روان است باشد که یکی هم به نشانی بنشیند بس تیر که در چله ی این کهنه کمان است گر مرد رهی غم مخور از دوری و دیری دانی که رسیدن هنر گام زمان است هوشنگ ابتهاج (ه.الف.سایه)
-
4:06
-
2:32
تصاویر
دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه
دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه
