اجرا در فضای موسیقی دستگاهی
نوازنده سنتور : پشنگ کامکار
نوازنده نی : جمشید عندلیبی
نوازنده کمانچه : اردشیر کامکار
نوازنده تار : داریوش پیرنیاکان
نوازنده سنتور : پشنگ کامکار
نوازنده نی : جمشید عندلیبی
نوازنده کمانچه : اردشیر کامکار
نوازنده تار : داریوش پیرنیاکان
آهنگ ها
-
عنوانزمان
-
6:31آهنگساز : علی اکبر شهنازی تنظیم : پشنگ کامکار خواننده : صدیق تعریف شاعر : محمدتقی بهار نسیم سحر بر چمن گذر کن ز من بلبل خسته را خبرکن شبی سحرکن - شبی سحرکن سکوت شب و نوای بلبل شکر خنده زد به چهره ی گل کنار بستان -به یاد مستان -بنوشان می ماه من دلدار من تویی آزار من تویی تو هرکجا همراه من، تویی دلخواه من تویی تو روزی آهم گیرد دامنت -سوزد با منت گر شود دلم کوه درد و غم چارهاش به یک جام می کنم همچو فرهادش از ریشه برکنم من همان مرغ بیبال وپر شاخ بیبرگ و بر دل آزردهام من همان مرغ بی بال و پر شاخ بی برگ و بر دل آزردهام
-
6:42خواننده : صدیق تعریف شاعر : حافظ نوازنده ی سنتور : پشنگ کامکار دیدی ای دل که غم عشق دگربار چه کرد چون بشد دلبر و با یار وفادار چه کرد آه از آن نرگس جادو که چه بازی انگیخت وای از آن مست که با مردم هشیار چه کرد اشک من رنگ شفق یافت ز بیمهری یار طالع بیشفقت بین که در این کار چه کرد
-
5:21آهنگساز : پشنگ کامکار تکنواز سنتور : پشنگ کامکار
-
3:36خواننده : صدیق تعریف نوازنده ی کمانچه : اردشیر کامکار شاعر : حافظ ، باباطاهر برق عشق آتش غم در دل حافظ زد و سوخت یار دیرینه ببینید که با یار چه کرد اگر مستان هستیم از ته ایمان وگر بی پا و دستیم از ته ایمان ای گمشده دل کجات جویم غم فراقت به کی گویم
-
5:17آهنگ شیدا به روایت استاد دوامی شاعر : علی اکبر شیدا خواننده : صدیق تعریف مرا عشق رویت بیچاره کرده میان کوه و دشت آواره کرده یارم مشکل پسنده مشکل پسنده در این شبهای تنهایی من و این شور و شیدایی مرا عشق رویت بیچاره کرده میان کوه و دشت آواره کرده یارم مشکل پسنده مشکل پسنده ای عشق بی فرجام ما خوش می بری آرام ما آنت روا آرام جان دور ار نیاید کار ما در این شبهای تنهایی من و این شور و شیدایی مرا عشق رویت بیچاره کرده میان کوه و دشت آواره کرده یارم مشکل پسنده مشکل پسنده
-
21:37آهنگساز : پشنگ کامکار خواننده : صدیق تعریف نوازنده ی تار : داریوش پیرنیاکان شاعر : مولوی ، سعدی چون که گل رفت و گلستان شد خراب بوی گل را از که گیریم از گلاب چونک گل رفت و گلستان درگذشت نشنوی زین پس ز بلبل سرگذشت چون است حال بستان ای باد نوبهاری کز بلبلان برانم فریاد بی قراری ای گنج نوشدارو بر خستگان گذر کن مرهم به دست و ما را مجروح می گذاری گل نسبتی ندارد با روی دلفریبت تو در میان گل ها چون گل میان خاری وقتی کمند زلفت دیگر کمان من بود این می کشد به زورم وان می کشد به زاری عمری دگر بباید بعد از فراق ما را کین عمر طی نمودیم اندر امیدواری هر درد را که بینی درمان و چاره ای هست درمان و درد سعدی ، با دوست سازگاری
-
4:42آهنگساز : پشنگ کامکار شاعر : سعدی خواننده : صدیق تعریف فریاد من از فراق یار است وافغان من از غم نگار است بی روی چو ماه آن نگارین رخساره ی من به خون نگار است درد دل من ز حد گذشته ست جانم ز فراق بی قرار است خون جگرم ز فرقت تو از دیده روانه در کنار است از دست زمانه در عذابم زان جان و دلم همی فگار است
-
2:15آهنگساز : پشنگ کامکار


کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان