آلبوم موسیقی عاشورایی "عطش و آتش" در محرم سال 1374 با آهنگسازی سید محمد میرزمانی و صدای صادق آهنگران منتشر شده است.
نی: سید محمد هنجنی، فلوت: ناصر رحیمی، ابوا: کامران علی آقا، کلارینت: سعید اتوت، هورن: مسعود غریب نواز، ترمپت: امیرفرشید رحیمیان، دف: مسعود حبیبی، ویولون: علی رحیمیان، ارسلان کامکار، رضا عالمی، ابراهیم لطفی، ویولا: سیاوش ظهیرالدینی، عماد رضا نکوئی، ویولنسل: کریم قربانی، کنترباس: علیرضا خورشیدفر، پیانو: سید محمد میرزمانی
نی: سید محمد هنجنی، فلوت: ناصر رحیمی، ابوا: کامران علی آقا، کلارینت: سعید اتوت، هورن: مسعود غریب نواز، ترمپت: امیرفرشید رحیمیان، دف: مسعود حبیبی، ویولون: علی رحیمیان، ارسلان کامکار، رضا عالمی، ابراهیم لطفی، ویولا: سیاوش ظهیرالدینی، عماد رضا نکوئی، ویولنسل: کریم قربانی، کنترباس: علیرضا خورشیدفر، پیانو: سید محمد میرزمانی
آهنگ ها
-
عنوانزمان
-
7:20جاده و اسب مهیاست، بیا تا برویم کربلا منتظر ماست بیا تا برویم ایستاده ست به تفسیر قیامت خورشید آن سوی واقعه پیداست بیا تا برویم خاک، در خون خدا می شکفد می بالد آسمان، غرق تماشاست بیا تا برویم تیغ، در معرکه می افتد و بر می خیزد رقص شمشیر چه زیباست، بیا تا برویم دست عباس، به خونخواهی آب آمده است آتش معرکه برپاست بیا تا برویم کاش، ای کاش! که دنیای عطش می فهمید آب، مهریه زهراست بیا تا برویم ابوالقاسم حسینجانی
-
8:24خوشا از دل نم اشکی فشاندن به آبی آتش دل را نشاندن خوشا از نی خوشا از سر سرودن خوشا نی نامه ای دیگر سرودن نوای نی نوایی آتشین است بگو از سر بگیرد، دلنشین است نوای نی نوای بی نوایی است هوای ناله هایش، نینوایی است دل نی ناله ها دارد از آن روز از آن روز است نی را ناله پرسوز سری سر مست شور و بی قراری چو مجنون در هوای نی سواری اگر نی پرده ای دیگر بخواند نیستان را به آتش می کشاند قیصر امین پور
-
7:55عمو جان تشنه ی خوناب تیغم مکن بر باده ی عشقت دریغم عمو اینک امانت را ادا کن مرا قربانی خون خدا کن سرم دارد هوای نی سواری سرم را بر سر نی می گذاری تنم مهمان شود بر خوار و خارا سم اسبان بوسد پیکرم را بده جامی که دست افشان شدم من و به جشن تیغ ها مهمان شدم من بکش دست نوازدش بر سر من بده اذن جهادم رهبر من عمو جان سهم قاسم را جدا کن به یک آری مرا حاجت روا کن منم بیمار چشم مهربانت مرا با گوشه چشمی دوا کن در این هنگامه کوچ بهاری مرا هم با پرستو ها رها کن سرآمد طاقت و صبر و شکیبم من اینجا بی علی اکبر غریبم حسینعلی بای
-
7:33چون قوم بنی اسد رسیدند یک دشت، تمام کشته دیدند صحرا همه لاله زار گشته یک کُشته دو صد هزار گَشته باغی گل و سرو بار داده گل ریخته، سروها فتاده صحرا تن کشته سر به سر بود از تن سر کشته در به در بود گفتند که یا رب این چه حال است؟ این واقعه خواب یا خیال است؟ این جسم بریده سر کدام است؟ تا کیست پدر، پسر کدام است؟ اینان که ز سرگذشتگانند آدم نه، مگر فرشتگانند گر آدمی، از چه سر ندارند؟ ور خود ملک، از چه پر ندارند؟ این نوگل گلشن امام است فرزند حسین تشنه کام است پیش آمد و زار زار بگریست چون ابر به نوبهار بگریست محمدبن محمد شفیع داوودی شیرازی
تصاویر
دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه
دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه
