افق مهر نام یک آلبوم موسیقی اثر پرویز مشکاتیان با صدای ایرج بسطامی، هنرمند ایرانی است که دارای 9 قسمت است. گروه عارف اجرای این آلبوم را بر عهده داشتهاست.
نوازندگان: سنتور: پرویز مشکاتیان، دف: بیژن کامکار، رباب: بیژن کامکار، نی: محمدعلی کیانی نژاد، کمانچه: اردشیر کامکار، کورش بابایی، قیچک: اردشیر کامکار، قیچک سوپرانو: محمد صادقی یگانه، عود: حسین بهروزی نیا، تار: سیامک نعمت ناصر، کیوان ساکت، بهرام ساعد، تارباس: بهرام ساعد، تنبک: ارژنگ کامکار، تاس: کوشان یغمایی
نوازندگان: سنتور: پرویز مشکاتیان، دف: بیژن کامکار، رباب: بیژن کامکار، نی: محمدعلی کیانی نژاد، کمانچه: اردشیر کامکار، کورش بابایی، قیچک: اردشیر کامکار، قیچک سوپرانو: محمد صادقی یگانه، عود: حسین بهروزی نیا، تار: سیامک نعمت ناصر، کیوان ساکت، بهرام ساعد، تارباس: بهرام ساعد، تنبک: ارژنگ کامکار، تاس: کوشان یغمایی
آهنگ ها
-
عنوانزمان
-
7:46
-
12:14باز چون بلبل بصد دستان ببستان آمدیم باز چون بلبل بصد دستان ببستان آمدیم باز چون مرغان شبگیری خوش الحان آمدیم همچو گل یک سال اگر کردیم غربت اختیار مژده بلبل را که دیگر با گلستان آمدیم صبح وصل از افق مهر بر آید روزی وین شب تیرهی هجران بسر آید روزی دود آهی که بر آید ز دل سوختگان گرد آئینهی روی تو در آید روزی میرسانم بفلک ناله و میترسم از آن که دعای سحرم کارگر آید روزی بفکنم پیش رخش جان و جهان را ز نظر گرم آن جان جهان در نظر آید روزی همچو خواجو برو ای بلبل و با خار بساز که گل باغ امیدت ببر آید روزی
-
3:16ای طبیب درد دلها این دل مجروح را مرهمی نه چون بامید دوا باز آمدیم گر ز بستان بینوا رفتیم یک چندی کنون چون گل و بلبل بصد برگ و نوا باز آمدیم
-
5:20گفتا تو از کجائی کاشفته مینمائی گفتم منم غریبی از شهر آشنائی گفتا کدام مرغی کز این مقام خوانی گفتم که خوش نوائی از باغ بینوائی گفتا ز قید هستی رو مست شو که رستی گفتم بمی پرستی جستم ز خود رهائی گفتا جویی نیرزی گر زهد و توبه ورزی گفتم که توبه کردم از زهد و پارسائی گفتا بگو که خواجو در چشم ما چه بیند گفتم حدیث مستان سری بود خدائی
-
5:14در دلم بود کزین پس ندهم دل بکسی چکنم باز گرفتار شدم در هوسی نفس صبح فرو بندد از آه سحرم گر شبی بر سر کوی تو برآرم نفسی
-
2:18آهنگساز: کیوان ساکت تکنواز کمانچه: اردشیر کامکار
-
8:42تار: کیوان ساکت تشنه در بادیه مردیم باومید فرات وه که بگذشت فراتم ز سر امروز بسی خیز خواجو که گل از غنچه برون میآید بلبلی چون تو کنون حیف بود در قفسی ای خوشا مست و خراب اندر خرابات آمده فارغ از سجاده و تسبیح و طاعات آمده نفی را اثبات خود دانسته و اثبات نفی و ایمن از خویش و بری از نفی و اثبات آمده کرده ورد بلبل مست سحر را استماع باز با مرغ صراحی در مناجات آمده عارفان را نغمه? چنگ مغنی ره زده صوفیان را باده صافی مداوات آمده یک ره از ایوان برون فرمای خواجو را ببین بر سر کوی تو چون موسی بمیقات آمده
-
4:50سه تار: سیامک نعمت ناصر قطعه همایون ساخته اردشیر کامکار
-
6:28عاشقان درطلبت گرد جهان می پویند عارفان از دوجهان وصل تو رامی جویند بده آن باده که مرغان چمن می گویند دلم ای وای به دل! وا دلم ای وای دلم ای خوشا پای گل و فصل بهار ولب رود صوفی از رقص نیاسوده و مطرب ز سرود بشنو این نغمه ی پر زمزمه از زخمه رود دلم ای وای به دل! وا دلم ای وای دلم از سرزلف کی شوریدگی آموخته دل آتش مهرتو در جان من افروخته دل گر از این پس ندهی داد من سوخته دل دلم ای وای به دل! وا دلم ای وای دلم
تصاویر
دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه
دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه
