بخش دوم آلبوم اجرای همنوازان حصار
همنوازان حصار
نگار خارکن (کمانچه)
لعیا اعتمادی (ویولا)
آتنا اشتیاقی (ویلنسل)
مصباح قمصری (بم کمان)
بهرام آقاخان (گیتار)
حسین رضایی نیا (دف، دایره)
همایون نصیری (سازهای کوبه ای)
آیین مشکاتیان (تنبک)
همنوازان حصار
نگار خارکن (کمانچه)
لعیا اعتمادی (ویولا)
آتنا اشتیاقی (ویلنسل)
مصباح قمصری (بم کمان)
بهرام آقاخان (گیتار)
حسین رضایی نیا (دف، دایره)
همایون نصیری (سازهای کوبه ای)
آیین مشکاتیان (تنبک)
آهنگ ها
-
عنوانزمان
-
7:56ای دل تو ندانستی قدر گل و بستان را بیهوده چه می نالی بیداد زمستان را گل خرم و سرو آزاد بلبل همه در فریاد الحق که ستم کردند مرغان خوش الحان را تنها ز تو دردی ماند ای مونس جان با من خواهم که نخواهم هیچ با درد تو درمان را (عماد خراسانی)
-
5:23بزم تو مرا می طلبد آمدم ای جان من عودم و از سوختنم نیست رهایی تا در قفس بال و پر خویش اسیرست بیگانه ی پرواز بود مرغ هوایی افسوس بر آن چشم که با پرتو صد شمع در اینه ات دید و ندانست کجایی وقت است که بنشینی و گیسو بگشایی تا با تو بگویم غم شب های جدایی (هوشنگ ابتهاج)
-
1:34همایون
-
5:09نه گریه ای نه خنده ای که سرکشم به پای دل پیاله را نه شاهدی که سرنهد برای من ترانه ای نه مطربی نه شاهدی نه گریه ای نه خنده ای نه شبنمی که بوسه ای زند نگاه غنچه را نه غنچه ای که سرزند در این بهار تشنه لب نه بلبلی که نغمه برکشد میان تابوتم نه سبزه ای (علی غضنفری)
-
4:00دلم دیوانه شد دیوانه شد دیوانه دیوانه دگر از خویشتن بیگانه ام بیگانه بیگانه خوشا حال و خوشا وقت دو مفتون و دو دلداده که غیر از عشقشان گیتی بود افسانه افسانه در این صحرای بی حاصل در این دریای بی ساحل به لب جان آمد از بس گفت دل جانانه جانانه (عماد خراسانی)
-
4:13بیا بیا که مرا با تو ماجرایی هست بگوی اگر گنهی رفت و گر خطایی هست روا بُود که چنین بی حساب دل ببری مکن که مظلمه ی خلق را جزایی هست به کام دشمن و بیگانه رفت چندین روز ز دوستان نشنیدم که آشنایی هست کسی نماند که بر درد من نبخشاید کسی نگفت که بیرون از این دوایی هست (سعدی)
-
2:45همایون
-
2:03
-
8:38بیایید بیایید از این عالم تاریک دل افروزتر از صبح جهانی دگر آریم گذرگاه زمان را سرافراز بپوییم شب تار جهان را فروغ از هنر آریم چه زیباست که چون صبح پیام ظفر آریم گل سرخ گل نور ز باغ سحر آریم همانگونه که خورشید بر اورنگ زر آید خرد را بستاییم و بر او رنگ زر آریم چه زیباست، که با مهر دل از کینه بشوییم چه نیکوست که با عشق گل از خار برآریم چه زیباست چو خورشید درافشان و درخشان زآفاق پر از نور جهان را خبر آریم بیایید بیایید از این عالم تاریک (فریدون مشیری)
-
2:40
-
6:18یاران موافق همه از دست شدند در پای اجل یکان یکان پست شدند خوردیم ز یک شراب در مجلس عمر دوری دو سه پیشتر ز ما مست شدند (خیام)
-
4:13
-
4:01دل می ستاند از من و جان می دهد به من آرام جان و کام جهان می دهد به من دلداده ی غریبم و گمنام این دیار زآن یار دلنشین که نشان می دهد به من جانا مراد بخت و جوانی وصال توست کو جاودانه بخت جوان می دهد به من می آمدم که حال دل زار گویمت اما مگر سرشک امان می دهد به من چشمت به شرم و ناز ببندد لب نیاز شوقت اگر هزار زبان می دهد به من آری سخن به شیوه ی چشم تو خوش تر است مستی ببین که سحر بیان می دهد به من دل می ستاند از من و جان می دهد به من (هوشنگ ابتهاج)
-
4:04بی همگان به سر شود بیتو به سر نمیشود داغ تو دارد این دلم جای دگر نمیشود دل بنهند برکنی توبه کنند بشکنی این همه خود تو میکنی بیتو به سر نمیشود خواب مرا ببستهای نقش مرا بشستهای وز همهام گسستهای بیتو به سر نمیشود بی تو نه زندگی خوشم بیتو نه مردگی خوشم سر ز غم تو چون کشم بیتو به سر نمیشود دیده عقل مست تو چرخه چرخ پست تو گوش طرب به دست تو بیتو به سر نمیشود جان ز تو جوش میکند دل ز تو نوش میکند عقل خروش میکند بیتو به سر نمیشود خمر من و خمار من باغ من و بهار من خواب من و قرار من بیتو به سر نمیشود جاه و جلال من تویی ملکت و مال من تویی آب زلال من تویی بیتو به سر نمیشود گاه سوی وفا روی گاه سوی جفا روی آن منی کجا روی بیتو به سر نمیشود بی تو اگر به سر شدی زیر جهان زبر شدی باغ ارم سقر شدی بیتو به سر نمیشود گر تو سری قدم شوم ور تو کفی علم شوم ور بروی عدم شوم بیتو به سر نمیشود گر تو نباشی یار من گشت خراب کار من مونس و غمگسار من بیتو به سر نمیشود هر چه بگویم ای سند نیست جدا ز نیک و بد هم تو بگو به لطف خود بیتو به سر نمیشود (مولوی)


کاربر مهمان