display result search
منو

مهمان تو

  • 14 قطعه
  • 5':34" مدت زمان
  • 514 دریافت شده
آلبوم در فضای موسیقی دستگاهی
نوازنده ی سه تار : جلال ذوالفنون
نوازنده ی نی : جمشید عندلیبی

آهنگ ها

  • عنوان
    زمان
  • 5:13
    نور خدا جلوه کند در گل رخسار تو تشنه ترم هرنفسی ، تشنه ی دیدار تو باغ گل و لاله و لبخنده ی زیبای تو محو تو ام ، محو تو ام ، محو تماشای تو یار وفادار منی ، یار وفادار من مهر تو روشنگر جان و دل من ، یار من خندان شد گلشن جان تا تو شکفتی در آن جان و جانان منی ، تاج سر دلبران بسته به عشق تو ، بود هستی ام عشق دهد این همه سرمستی ام در این جهان مثل تو کی پیدا کنم بیا که چون آینه روی تو تماشا کنم فریدون همراه
  • 1:47
  • 5:50
    سلامم را جوابی ده که در شهر تو مهمانم غبارم را بیفشان تا به پایت جان بیفشانم بپرس از خود کجا بودی کجا هستی چه می جویی نگاهم کن چه می گویم ، سخن بشنو چه می خوانم دلم گوید سخن با تو چنین روشن که من با تو صفای این چمن با تو ، بیا مرغ سخن دانم در آن ساحل چه می گردی ، از آن دریا چه آوردی به شهر خویشتن باز آ که من پیغام جانانم به گلبانگ جهان تابم ، چه آتش هاست در دل ها نمی گیرد چرا در تو ، نمی دانم نمی دانم فریدون همراه
  • 1:16
  • 2:26
    آن که بی باده کند جان مرا مست ، کجاست آن که بیرون کند از جان و دلم دست ، کجاست آن که سوگند خورم جز به سر او نخورم آن که سوگند من و توبه ام اشکست کجاست مولوی
  • 6:28
    خبر از من ندارد گل باغ و بهارم ز فراقش چه گویم خبر از خود ندارم به امید نگاهی سر هر رهگذارم ز خیالش جدا نیست ، نفسی گر برآرم گل باغ و بهارم سر هر رهگذارم به امید نگاهی به رهش جان سپارم شده ام محو رویش همه با آرزویش همه در جست و جویش که ببخشد قرارم نی محزون چه نالی چو من آشفته حالی نکن آشفته حالم که سرشکی برآرم نی من با تو مویم غم دل با تو گویم نفسی گر بر آرم جهد از جان شرارم فریدون همراه
  • 6:48
    عجب آن دلبر زیبا کجا رفت عجب آن سرو خوش بالا کجا رفت میان ما چو شمعی نور می داد کجا شد ای عجب بی ما کجا رفت دلم چون برگ می لرزد همه روز که دلبر نیمه شب تنها کجا رفت برو در باغ پرس از باغبانان که آن شاخ گل نعناع کجا رفت چو دیوانه همی گردم به صحرا که آن آهو در این صحرا کجا رفت ز ماه و زهره می پرسم همه شب که آن مهرو بر این بالا کجا رفت مولوی
  • 7:14
    به امیدی سر راهت نشستم نگه در چشم زیبای تو بستم چنین دامن کشان از من گذشتی چرا خود را به این خواری شکستم تو گفتی من به غیر از دیگرانم چنینم در وفاداری چنانم تو غیر از دیگران بودی که امروز نه می دانی نه می پرسی نشانم در آن چشمان افسونگر چه داری در آن دل غیر شور و شر چه داری گهی می رانی و گه می نوازی بگو ای نازنین ، در سر چه داری مرا در عاشقی پروا نباشد دلم را بی از این غم ها نباشد از آن ترسم که از بسیاری غم برای عشق در دل جا نباشد عراقی
  • 5:49
    دمی با غم به سر بردن جهان یک سر نمی ارزد به می بفروش دلق ما ، کز این بهتر نمی ارزد به کوی می فروشانش ، به جامی برنمی گیرند زهی سجاده ی تقوی که یک ساغر نمی ارزد تو را آن به که روی خود ز مشتاقان بپوشانی که شادی جهانگیری غم لشگر نمی ارزد چو حافظ در قناعت کوش و از دنیی دون بگذر که یک جو منت دونان به صد منظر نمی ارزد حافظ
  • 1:20
  • 11:13
    به هست و نیست مرنجان ضمیر و خوش می باش که نیستی ست سرانجام هر کمال که هست بیار باده که در بارگاه استغنا چه پاسبان و چه سلطان و چه هوشیار و چه مست به بال و پر مرو از ره که تیر پرتابی هوا گرفت زمانی ولی به خاک نشست شکوه آصفی و اسب باد و منطق طیر به باد رفت و از او خواجه هیچ طرف نبست حافظ
  • 3:14
  • 5:50
    در نظربازی ما بی خبران حیرانند من چنینم که نمودم ، دگر ایشان دانند عاقلان نقطه ی پرگار وجودند ولی عشق داند که در این دایره سرگردانند مفلسانیم و هوای می و مطرب داریم آه اگر خرقه ی پشمین به گرو نستانند عهد ما با لب شیرین دهنان بست خدا ما همه بنده و این قوم ، خداوندانند لاف عشق و گله از یار زهی لاف دروغ عشق بازانان چنین مستحق هجرانند مگرم چشم تو سیاه تو بیاموزد کار ورنه مستوری و مستی همه کس نتوانند حافظ
  • 5:34
    شدم از عشق تو شیدا کجایی به جان می جویمت جانا کجایی فتادم در سرم سودای عشقت شدم سرگشته زین سودا کجایی ز عشقت عالمی پرشور و غوغاست چه دانم تو در این غوغا کجایی چو آن جا که تویی ، کس را گذر نیست ز که پرسم که داند تا کجایی حافظ

تصاویر

دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه

آلبوم‌هایی از همین سبک

صدای موسیقی