display result search
منو

تحریر خیال

  • 10 قطعه
  • 6':01" مدت زمان
  • 1 دریافت شده
آلبوم موسیقی دستگاهی ایرانی
نی : حسن ناهید
عود : جمال جهانشاد
تار و تاربم : شهریار فریوسفی
کمانچه و ویولون : هادی آرزم
کمانچه : سهیل ایوانی
تار : سیامک نعمت ناصر
ویولون سل : کریم قربانی
سنتور : حسین پرنیا
تنبک : بابک خواجه نوری
بربت : علی پژوهشگر

آهنگ ها

  • عنوان
    زمان
  • 2:41
  • 3:26
  • 3:54
    آن كه رخسار تو را رنگ گل و نسرين داد صبر و آرام تواند به من مسكين داد وان كه گيسوي تو را رسم تطاول آموخت هم تواند كرمش داد من غمگين داد من همان روز ز فرهاد طمع ببريدم كه عنان دل شيدا به لب شيرين داد گنج زر گر نبود كنج قناعت باقيست آن كه آن داد به شاهان به گدايان اين داد بعد از اين دست من و دامن سرو و لب جوي خاصه اكنون كه صبا مژده فروردين داد
  • 16:58
    ما را ز خيال تو چه پرواي شراب است خم گو سر خود گير كه خمخانه خراب است افسوس كه شد دلبر و در ديده گريان تحرير خيال خط او نقش بر آب است بيدار شو اي ديده كه ايمن نتوان بود زين سيل دمادم كه در اين منزل خواب است معشوق عيان مي‌گذرد بر تو وليكن اغيار همي‌بيند از آن بسته نقاب است گل بر رخ رنگين تو تا لطف عرق ديد در آتش شوق از غم دل غرق گلاب است سبز است در و دشت بيا تا نگذاريم دست از سر آبي كه جهان جمله سراب است حافظ چه شد ار عاشق و رند است و نظرباز بس طور عجب لازم ايام شباب است
  • 3:18
    نه دل مفتون دلبندي، نه جان مدهوش دلخواهي نه بر مژگان من اشكي، نه بر لب هاي من آهي نه جان بي نصيبم را پيامي از دلارامي نه شام بي فروغم را نشاني از سحرگاهي كيم من؟ آرزو گم كرده اي تنها و سرگردان نه آرامي نه اميدي نه همدردي نه همراهي گهي افتان و خيزان چون نگاهي بر نظر گاهي رهي تا چند سوزم در دل شب ها چو كوكب ها به اقبال شرر تازم كه دارد عمر كوتاهي
  • 10:33
    يك نفس با ما نشستي خانه بوي گل گرفت خانه ات آباد كاين ويرانه بوي گل گرفت از پريشان گويي ام ديدي پريشان خاطرم زلف خود را شانه كردي شانه بوي گل گرفت پرتو رنگ رخت با آن گل افشاني كه داشت در زيارتگاه دل پروانه بوي گل گرفت لعل گلرنگ تو را تا ساغر و مي بوسه زد ساقي انديشه ام پيمانه بوي گل گرفت عشق باريد و جنون گل كرد و افسون خيمه زد تا به صحراي جنون افسانه بوي گل گرفت از شميم شعر شور انگيز آتش عاشقان ساقي و ساغر مي و ميخانه بوي گل گرفت
  • 7:17
    خمي كه ابروي شوخ تو در كمان انداخت به قصد جان من زار ناتوان انداخت نبود نقش دو عالم كه رنگ الفت بود زمانه طرح محبت نه اين زمان انداخت به يك كرشمه كه نرگس به خودفروشي كرد فريب چشم تو صد فتنه در جهان انداخت جهان به كام من اكنون شود كه دور زمان مرا به بندگي خواجه ي جهان انداخت حافظ
  • 2:03
  • 2:24
    بنفشه طره مفتول خود گره مي‌زد صبا حكايت زلف تو در ميان انداخت مگر گشايش حافظ در اين خرابي بود كه بخشش ازلش در مي مغان انداخت حافظ
  • 6:01
    از ني بي نوا مي نويسم از شب و گريه ها مي نويسم بي تو بيهوده را مي نويسم در شگفتم چرا مي نويسم صبر سنگم صبوري صدا نيست مرگ سنگينم از من جدا نيست جز شكستن مرا ماجرا نيست ني غلط گفتم اينم روا نيست واژه واژه تو را مي نويسم دل به جان از تن آسايي من خسته از سينه فرسايي من در قفس روح صحرايي من دست تنهاي تنهايي من تا ندارد صدا مي نويسم خنده ام خار پهلوي سبزه گريه ام سر به زانوي سبزه اي غزال غزلجوي سبزه پشت شب پاي گل روي سبزه من تو را هر كجا مي نويسم بوي تو بوي گل هاي خانه بوي سبزينگي در جوانه بوي دلتنگي محرمانه من تو را در غزل در ترانه از رفاقت جدا مي نويسم اين سفر با تو مجنون ديگر آسمان دشت و آهو كبوتر هر دو پايم قلم جاده دفتر تكيه چون مي كنم بر صنوبر از تو بالا بلا مي نويسم اين صدا در من از شاعري نيست شيون اهل زبان آوري نيست اين منم اين منم ديگري نيست نزد صاحبدلان كافري نيست از تو يا از خدا مي نويسم شيون فومني

مشخصات موسیقی

تصاویر

دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه

آلبوم‌هایی از همین سبک

صدای موسیقی