display result search
منو

ابوالقاسم عارف قزوینی

  • 1 قطعه
  • 13':15" مدت زمان
  • 3 دریافت شده
بررسی یادداشت‌هایی از عارف قزوینی، تصنیف ساز، خواننده و شاعر برجسته‌ ی عصر مشروطه که در 1300 شمسی و در برلن ، به کوشش عبدالرحمن سیف آزاد با نام «دیوان کامل عارف قزوینی» چاپ شد .
از بین رجال فرهنگی عصر ناصری به بعد ، تنها عارف است که به شیوه‌ ی اعترافات ژاک ژان روسو و با تأثیر از او ، دست به نوشتن اتوبیوگرافی‌ زد و تا جایی که توانست ، درونش را بی ‎پرده روی کاغذ آورد . از این‌ رو خاطرات او برای ما یک منبع منحصر به‌ فرد با امتیازات و ارزش‌ های خاصی است . از طرف دیگر باید توجه داشت که حیات موسیقایی عارف ، بخشی از کل حیات او در جنبه‌ های مختلف زندگی اوست که متأسفانه این جنبه‌ از زندگانی او ، در نوشته‌ هایش کمتر دیده می‌ شود و با این وجود ، عارف در عرصه‌ ی تاریخ موسیقی ما بسیار مشهورتر است تا عرصه‌ ی تاریخ سیاسی و اجتماعی .
عارف هم مانند شیدا و جاهد ، سازنده‌ ی تصنیف‌ هایی است که سراینده‌ ی شعر و خواننده‌ ی آن خودش است . این تصنیف‌ ها روح جامعه‌ ی درون خود را بازتاب می‌ دهند ؛ اما در این کتاب ما با ماجراهای فردی و گرایش‌ های سیاسی و اجتماعی او سرو کار داریم .
این کتاب در اواخر عمر عارف و درحالی‌که در تبعید به سر می برد ، نوشته شد ؛ با حالتی از تلخی و بیزاری و انزوا ... .
اما همان مقدار کم هم که درباره‌ ی موسیقی‌اش نوشت ، قابل توجه است .
نکته‌ ی جالب و مهم در آثار عارف ، از یک‌ سو ، تعلق وی به سنت موسیقایی پیش از خود ، از جمله برادران فراهانی و از سوی دیگر ، جریان متجدد موسیقی ایرانی است . درویش خان ، نماینده ی گرایش موسیقی متجدد ایرانی است که ابتدا از دوستان عارف بود و بعدها از دشمنان او شد .
ما در اینجا با فردی مواجهیم که حاوی آموزش‌ های موروثی و سنتی دوره‌ ی خودش است و وقتی موسیقی را در قالب تصنیف ارائه می‌ دهد ، از یک طرف خیلی فردی و از طرف دیگر در چارچوب سنت حرکت می کند . می‌ توان گفت که عارف در مرام سیاسی ، متجدد است اما در مرام هنری و موسیقی ، این‌ گونه نیست .
قرائت عارف از تجدد در موسیقی ، بسیار شبیه روشنفکران آن دوره است . او می‌ گوید زمانی تصنیف ملی را ساختم که اگر از ایرانیان می‌ پرسیدند که وطن چیست ، پاسخ می‌ دادند وطن شهر و روستایی است که در آن زاده شده‌ ایم و مفهوم وطن به عنوان یک کلیت و یک کشور، که قومیت‌ های مختلف بتوانند در آن بدون احساس غربت و دوری از هم و با همبستگی و منافع مشترک زندگی کنند ، وجود نداشت . او مدعی است که این مفهوم را برای اولین بار وارد موسیقی کرده ؛ البته نه با استفاده از عنصر موسیقی ، بلکه با استفاده از شعر ، کنسرت و کاریزمای شخصیت خودش .
اگر دقت کنیم متوجه می‌ شویم سهم موسیقی در کاری که عارف ساخته ، آن‌ قدر نیست که سهم فردیت خودش ؛ شعر عارف نسبت به شعر استادان آن عصر ضعیف‌ تر است . از طرف دیگر او دلباخته‌ ی تجدد است و فکر می‌ کند که می‌ توان الگوهایی که در غرب جاافتاده را ، بدون تغییر در ایران اجرا کرد . یکی از این الگوها، «اپرا» بود که هنگام تبعیدش به ترکیه آن را دیده و تحت تأثیر ارکسترهای پرشور آن زمان قرار گرفته بود .
گفتنی است این برنامه پیش از این از شبکه‌ی رادیویی فرهنگ پخش شده است .

صداها

مشخصات برنامه

سایر مشخصات

تصاویر

دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه

صدای موسیقی