display result search
منو

باد آباد

  • 6 قطعه
  • 4':21" مدت زمان
  • 1 دریافت شده
موسیقی میهنی و حماسی ساخته میدیا فرج نژاد اجرای گروه سواران و هم نوازان پژواک
گروه سواران:
شروین مهاجر (کمانچه)
رابعه زند (قانون)
کامران منتظری (تمبک)
زکریا یوسفی (دف)
سحر محمدی (همخوان)
میدیا فرج‌ نژاد (سرپرست گروه و نوازنده تار)
همنوازان پژواک:
رحمت حامدی (دمام)
فرزاد صابری (ضرب زورخانه)
آریا فرج نژاد (بندیر)
شایان ریاحی (کنگا، کاخون)
افشین بابایی (کوزه، دایره)

آهنگ ها

  • عنوان
    زمان
  • 7:51
    غزل در نزد من هر چند جان شعر ايراني ست تغزل در چنين ايام اما راوي ما نيست تغزل لهجه ي عشق است و با هر گويشي گوياست بدا در ميهنم اينك صداي عشق جاري نيست نديدي يا نه، در تصوير ها ديدي مباد اما ببيني او كه روزي هم خروش ات بود حالا نيست ببيني روبرويت ايستاده با نگاهي گنگ و در پشت نقابش هيچ ازآن ايام پيدا نيست و تو شك كرده اي بر ديده ات در خويش مي گويي زبانم لال آيا اوست آيا هست آيا نيست مبادا يا نه، هر چه بادا باد فرقش چيست زمان شرمساري چشم ها وقتي كه بينا نيست غزل مي ماند و فصل تغزل مي رسد حيفا نگاهي كه برايش فرصت ديدار فردا نيست (محمدعلي بهمني)
  • 6:55
    اگر تو فارغي از حال دوستان يارا فراغت از تو ميسر نمي‌شود ما را تو را در آينه ديدن جمال طلعت خويش بيان كند كه چه بودست ناشكيبا را هنوز با همه دردم اميد درمانست كه آخري بود آخر شبان يلدا را نگفتمت كه به يغما رود دلت سعدي چو دل به عشق دهي دلبران يغما را (سعدي)
  • 5:42
    نفسم را پر پرواز از توست به دماوند تو سوگند كه گر بگشايند بند از بندم ببينند كه آواز از توست همه اجزايم با مهر تو آمييخته است همه ذراتم با جان تو آميخته با خون پاكم كه در آن عشق تو مي جوشد وبس تا تو آزاد بماني به زمين ريخته باد (فريدون مشيري)
  • 4:01
    عزيزم پاك كن از چهره اشكت را ز جا برخيز تو در من زنده اي من در تو ما هرگز نمي ميريم من و تو با هزاران دگر اين راه را دنبال مي گيريم از آن ماست پيروزي از آن ماست فردا با همه شادي و بهروزي عزيزم كار دنيا رو به آبادي ست و هر لاله كه از خون شهيدان مي دمد امروز نويد روز آزادي ست (هوشنگ ابتهاج)
  • 3:21
    نوازنده قانون: رابعه زند
  • 4:21
    چند اين شب و خاموشي وقت است كه برخيزم وين آتش خندان را با صبح برانگيزم گر سوختنم بايد افروختنم بايد اي عشق بزن در من كز شعله نپرهيزم چون كوه نشستم من با تاب و تب پنهان صد زلزله برخيزد آنگاه كه برخيزم برخيزم و بگشايم بند از دل پر آتش وين سيل گدازان را از سينه فروريزم چون گريه گلو گيرد از ابر فرو بارم چون خشم رخ افروزد در صاعقه آويزم (هوشنگ ابتهاج)

تصاویر

دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه

آلبوم‌هایی از همین سبک

صدای موسیقی