display result search
منو

کوچه

  • 6 قطعه
  • 11':14" مدت زمان
  • 651 دریافت شده
ترانه های ارکسترال

آهنگ ها

  • عنوان
    زمان
  • 9:57
    گل من پرنده اي باش و به باغ باد بگذر مه من شكوفه اي باش و به دشت آب بنشين گل باغ آشنايي گل من كجا شكفتي كه نه سرو مي شناسد نه چمن سراغ دارد نه كبوتري كه پيغام تو آورد به بامي نه به دست مست بادي خط آبي پيامي نه بنفشه اي نه جويي نه نسيم گفت و گويي گل من ميان گل هاي كدام دشت خفتي به كدام راه خواندي ؟ به كدام راه رفتي ؟ منم اين گياه تنها به گلي اميد بسته همه شاخه ها شكسته به اميد ها نشستيم و به يادها شكفتيم در آن سياه منزل به هزار وعده مانديم م . آزاد
  • 9:44
    نشود فاش كسي آنچه ميان من و توست تا اشارات نظر نامه رسان من توست گوش كن با لب خاموش سخن مي گويم پاسخم گو به نگاهي كه زبان من و توست روزگاري شد و كس مرد ره عشق نديد حاليا چشم جهاني نگران من و توست گرچه در خلوت راز دل ما كس نرسيد همه جا زمزمه ي عشق نهان من و توست گو بهار دل و جان باش و خزان باش ، ار نه اي بسا باغ و بهاران كه خزان من و توست اين همه قصه ي فردوس و تمناي بهشت گفت و گويي و خيالي ز جهان من و توست نقش ما گو ننگارند به ديباچه ي عقل هركجا نامه ي عشق است نشان من و توست سايه ز آتشكده ي ماست فروغ مه مهر وه از اين آتش روشن كه به جان من و توست هوشنگ ابتهاج
  • 7:45
    گل مهر برگ و بارت تو شميم آشنايي همه شوق ها نثارت تو سرود ابر و باران و طراوت بهاران همه دشت انتظارت هله اي نسيم اشراق كرانه هاي قدسي بگشا به روي من پنجره اي ز باغ فردا كه شنيدم از لب شب نفس ستاره ها را دلم آشيان دريا شد و نغمه ي صبوحم گل و نكهت ستاره همه لحظه هام محراب نيايش محبت تو بمان كه جمله هستي به صفاي تو بماند محمدرضا شفيعي كدكني
  • 11:03
    اي مهربان تر از برگ در بوسه هاي باران بيداري ستاره در چشم جويباران آيينه ي نگاهت پيوند صبح و ساحل لبخند گاهگاهت صبح ستاره باران باز آ كه در هوايت خاموشي جنونم فريادها برانگيخت از سنگ كوهساران اي جويبار جاري ! زين سايه برگ مگريز كاينگونه فرصت از كف دادند بي شماران گفتي به روزگاري مهري نشسته گفتم بيرون نمي توان كرد حتي به روزگاران بيگانگي ز حد رفت اي آشنا مپرهيز زين عاشق پشيمان سرخيل شرمساران اين نغمه ي محبت ، بعد از من و تو ماند تا در زمانه باقي ست آواز باد و باران شفيعي كدكني
  • 8:48
    اي عشق همه بهانه از توست من خامشم اين ترانه از توست آن بانــــــگ بلند صبحگاهي وين زمزمه ي شبانه از توست من اندوه خــــــويش را ندانم اين گريه ي بي بهانه از توست اي آتش جان پاكبــــــازان در خرمن من زبانه از توست افسون شده ي تو را زبان نيست ور هست همه فسانه از توست كشتي مرا چه بيم دريا ؟ طوفان ز تو و كرانه از توست گر باده دهي و گرنه ، غم نيست مست از تو ، شرابخانه از توست مي را چه اثر به پيش چشمت ؟ كاين مستي شادمانه از توست من مي گذرم خموش و گمنام آوازه ي جاودانه از توست چون سايه مرا ز خاك برگير كاينجا سر و آستانه از توست شفيعي كدكني
  • 11:14
    بي تو مهتاب شبي باز از آن كوچه گذشتم همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم شدم آن عاشق ديوانه كه بودم در نهانخانه ي جانم ، گل ياد تو درخشيد باغ صد خاطره خنديد عطر صد خاطره پيچيد يادم آمد كه شبي با هم از آن كوچه گذشتيم پرگشوديم و در آن خلوت دلخواسته گشتيم ساعتي چند بر آن جوي نشستيم تو همه راز جهان ريخته در چشم سياهت من همه محو تماشاي نگاهت آسمان صاف و شب آرام بخت خندان و زمان رام خوشه ي ماه فرو ريخته در آب شاخه ها دست برآورده به مهتاب شب و صحرا و گل و سنگ همه دل داده به آواز شباهنگ يادم آمد تو به من گفتي از اين عشق حذر كن لحظه اي چند بر اين آب نظر كن آب آيينه ي عشق گذران است تو كه امروز نگاهت به نگاهي گذران است باش فردا كه دلت با دگران است تا فراموش كني چندي از اين شهر سفر كن با تو گفتم ، حذر از عشق ندانم سفر از پيش تو هرگز نتوانم ، نتوانم روز اول كه دل من به تمناي تو پرزد چون كبوتر لب بام تو نشستم تو به من سنگ زدي من نرميدم ، نگسستم باز گفتم كه تو صيادي و من آهوي دشتم تا به دام تو درافتم همه جا گشتم و گشتم حذر از عشق ندانم ، نتوانم اشكي از شاخه فرو ريخت مرغ شب ناله ي تلخي زد و بگريخت اشك در چشم تو لرزيد ماه بر عشق تو خنديد يادم آيد كه دگر از تو جوابي نشنيدم پاي در دامن اندوه كشيدم نگسسنم ، نرميدم رفت در ظلمت شب آن شب و شب هاي دگر هم نگرفتي دگر از عاشق آزرده خبر هم نكني ديگر از آن كوچه گذر هم بي تو اما به چه حالي من از آن كوچه گذشتم فريدون مشيري

مشخصات موسیقی

تصاویر

دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه

صدای موسیقی