ساز و آواز عرفانی
بازآ که جهان ز هجر تو دلگیر است
این تن دگر از نفس کشیدن سیر است
زین پس مرو دلشکستگی بر در تو
چون دوست دلشکسته میدارد دوست
ای دوست بیا که صبح فردا دیر است
حالا برس ای دوست که فردا دیر است
بازآ که جهان ز هجر تو دلگیر است
این تن دگر از نفس کشیدن سیر است
زین پس مرو دلشکستگی بر در تو
چون دوست دلشکسته میدارد دوست
ای دوست بیا که صبح فردا دیر است
حالا برس ای دوست که فردا دیر است
تصاویر
دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه
دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه
