display result search
منو

عارف شیدا

  • 12 قطعه
  • 5':32" مدت زمان
  • 2 دریافت شده
بازخوانی تصنیف های ابوالقاسم عارف قزوینی در هشتادمین سال خاموشی او و یادمان جنبش مشروطه

نوازندگان
پویان بیگلر و سحر سخایی (تار)
ماهان نه رودی (سنتور)
سهیل صادقی و علیرضا دریایی(کمانچه)
زمان خیری (نی)
مهیار اسدی (عود)
نیما جان محمدی (رباب)
سعید جلالیان (تنبک)
زکریا یوسفی (دف و دایره)

آهنگ ها

  • عنوان
    زمان
  • 5:55
    بلبل شوريده فغان مي‌كنه شكوه ز آشوب جهان مي‌‌كنه دامن گل گشته ز دستش رها ناله و فرياد و فغان مي‌كنه باد خزان پيراهن گل دريد دامن گل شد ز نظر ناپديد سرو چو يعقوب ازين غم خميد غصه قد سرو كمان ميكنه
  • 4:56
    ديدم صنمي سرو قدي روي چو ماهي الهي تو گواهي خدايا تو پناهي افكنده به رخسار چو مه زلف سياهي الهي تو گواهي خدايا تو پناهي گر گويم سروش نبود سرو خرامان اين قسم شتابان چون كبك خرامان ور گويم گل پيش تو گل همچو گياهي الهي تو گواهي خدايا تو پناهي
  • 7:01
    چه خوش برقي به چشم شب درخشيد چراغم را فروغي تازه بخشيد مخوان اي جغد شب لالايي شوم كه پشت پرده بيدار است خورشيد (هوشنگ ابتهاج) غم انگيزم غم انگيزم غم انگيز چو نيشابور در چنگال چنگيز نمي داني چه فصلي داشت اين باغ نمي داني چه با من كرد پاييز (جواد زهتاب)
  • 5:35
    خون چو سرچشمه آب حيات است پيش خون نقش هر رنگ مات است خون مدير حيات و ممات است خون فقط خضر راه نجات است رنگ خون رنگ ميمون مينوست دشت بي‌لاله ديدن نه نيكوست خون به دربار گل تهنيت گوست اين كهن پي بنا بي ثبات است خون فقط خضر راه نجات است خسرو خون گر شوي خون آورد چون لاله گلگون سوزد از خون شهر و بيرون دشت و هامون جانم دشت و هامون گر از اين دل خود سر خود خون نريزد همه خون خود از مژه بيرون بريزد
  • 1:25
    برگرفته از رديف موسي معروفي
  • 3:56
    آهنگساز رضا محجوبي
  • 4:43
    دل من برد و روي از من نهان كرد خدا را با كه اين بازي توان كرد شب تنهاييم در قصد جان بود خيالش لطف ‌هاي بي ‌كران كرد چرا چون لاله خونين دل نباشم كه با ما نرگس او سرگران كرد كه را گويم كه با اين درد جانسوز طبيبم قصد جان ناتوان كرد چرا چون لاله خونين دل نباشم كه با ما نرگس او سرگران كرد (حافظ)
  • 6:49
    تا رخت مقيد نقاب است دل چو پيچه ات در پيچ و تاب است مملكت چو نرگست خراب است چاره ي خرابي انقلاب است يا درستي اندر انتخاب است سنگدل بت آيينه رو باش با بدان چو سنگ با سبو باش خانمان نگون گل عدو باش تا عدوي مملكت به خواب است ريشه ي بدان بر كن از جهان گشته امتحان تو اين بدان اي جان جان تو اين بدان اي جان جان هست اميد تا ريشه در آب است همان كه خصم خيره گردد در انتخاب چيره گردد بدان كه روزگار ملت چو طره ي تو تيره گردد شحنه مست و شيخ بي كتاب است
  • 3:44
    نداي عشق تو دوشم در اندرون دادند فضاي سينه‌ ي حافظ هنوز پر ز صداست سرم بدنيي و عقبي فرو نمي ‌آيد تبارك ‌الله از اين فتنه ها كه در سر ماست
  • 6:51
    آهنگساز و شاعر علي‌ اكبر شيدا الا ساقيا ز راه وفا به شيدايي خود جفا كم نما كه سلطان ز لطف ترحم كند به حال گدا چو ارديبهشت جهان گشته باز تو اي دل نواز به بستان خرام به صد عجز و ناز كه شد چهره ‌ات چمن را تراز كه شد عشق تو جهان را تراز اي كه به پيش قامتت سرو چمن خجل شده سوسن و گل به پيش تو بنده ي منفعل شده تا به از غمت گدازم اي صنم سوزم و بسازم حبيبم طبيبم از عشقت چه سازم
  • 6:43
    مزرع سبز فلك ديدم و داس مه نو يادم از كشته خويش آمد و هنگام درو گفتم اي بخت بخسبيدي و خورشيد دميد گفت با اين همه از سابقه نوميد مشو تكيه بر اختر شب دزد مكن كاين عيار تاج كاووس ببرد و كمر كيخسرو آسمان گو مفروشي عظمت كاندر عشق خرمن مه به جوي خوشه ي پروين به دو جو آتش زهد و ريا خرمن دين خواهد سوخت حافظ اين خرقه ي پشمينه بيانداز و برو
  • 5:32
    ترك چشمش ار فتنه كرد راست بين دو صد از اين فتنه فتنه خواست خدا فتنه خواست اي صبا زبر دست را بگوي دست ديگري خدا رووي دستهاست جانم روي دستهاست حرص بين و آز پنجه كرده باز بهر صعود باز بيخبر ز سر پنجه ي قضاست (خدا پنجه ي قضاست امان پنجه ي قضاست) ما خرابيم چو صفر اندر حسابيم چو صيد اندر طنابيم جهانرا برده آب و ما بخوابيم شد عالم غرق خون مست شرابيم همه بد خواه خود از شيخ و شابيم ما چه هستم عجب بي پا و دستيم چه شد مخمور ومستيم همه عاجز كش و دشمن پرستيم ز ناداني و غفلت زير دستيم به رغم دوست با دشمن نشستيم

تصاویر

دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه

آلبوم‌هایی از همین سبک

صدای موسیقی