display result search
منو

از جان و از دل

  • 11 قطعه
  • 5':26" مدت زمان
  • 31 دریافت شده
موسیقی دستگاهی نواخته ی گروه قمر
نوازندگان
حریر شریعت‌ زاده : پیانو
بهزاد رواقی : تار
حمید بهروزی‌ نیا : تار
علیرضا گرانفر : سنتور
بابک غسالی : عود
شاهین صفایی : بم‌تار
حسین محمد حسینی : نی
نسیم اربابی : کمانچه
سارا هستی : کمانچه
نیلوفر شهبازی : کمانچه آلتو
مهزاد خردمند : کمانچه آلتو
فرهاد صفری : تنبک
باژنگ و شهریار نظر : دف و دایره

آهنگ ها

  • عنوان
    زمان
  • 6:25
    دل باغم عشقت چه كند گر نستيزد تا باز نيايي نه بخسبد به بخيزد آن چشم خمارت قدحي داده به دستم دل مي ‌طلبد بي تو نه نوشد نه بريزد در حلقه ما دوش بدي قصه ي كويت رسواي تو گشتم ز غمت سر چه گريزد مجنون شده ام از سر سوداي وصالت مي ميرم از اين عشق بيا جلوه ي ايزد ترسم به سر تربتم آيي و بگريي نفرين به من آن روز كه اشك تو بريزد
  • 4:39
    تكنوازي كمانچه
  • 10:22
    جان دل را چو شكسته است دگر بند چه سود كشته عشق عشق تو را وعده پيوند چه سود پاي در سلسله دل گرو و حلقه به گوش سر ز سوداي تو ديوانه دگر چه سود هست بودم به هواي تو گذشتم از خود نيست گشتم به دل سنگ تو چه سود دل ربودي به نگاهي و چنين زار شدم يار من چون نشدي زين همه ترفند چه سود
  • 3:42
    بهزاد رواقي
  • 8:07
    نوروز رسيد از ره، گل سبزه خرامان شد درده قدحي ساقي، ايام بهاران شد از خاك برون لاله بر گونه ي گل ژاله از حسن قمر هاله، بلبل به گلستان شد در سفره ي فروردين آراسته شد هفت سين سنبل به طرب آذين گو سهره غزلخوان شد نرگس همه شد صهبا سوسن نكند غوغا مجنون ز غم ليلا افسانه ي دوران شد دردي همه صافي بود صافي همه باقي بود جمشيد كه فاني بود شيدايي مستان شد
  • 6:17
    دونوازي كمانچه و سنتور
  • 7:05
    من دلستان ندارم گو دل ستان من كو جاني به جان ندارم گو جان ستان من كو محمل ز دل ببسته با كاروان خسته منزل به منزلم من پس ساربان من كو از درد دل چه گويم شب تا سحر بمويم از درد دل چه گويم او را كجا بجويم آرام جان من كو آرام جان من كو بي خويشم و خموشم دردي ز غم بنوشم روز و شبم به گوشم شيرين زبان من كو
  • 17:47
    بگذار تا مقابل روي تو بگذريم دزديده در شمايل خوب تو بنگريم شوقست در جدايي و جورست در نظر هم جور به كه طاقت شوقت نياوريم ما را سريست با تو كه گر خلق روزگار دشمن شوند و سر برود هم بر آن سريم سعدي تو كيستي كه در اين حلقه كمند چندان فتاده‌اند كه ما صيد لاغريم (سعدي) هزاران بار منعش كردم از عشق مگر برگشت از راه خطا دل از اين دل داد من بستان خدايا ز دستش تا به كي گويم خدا، دل بشد خاك و ز كويش برنخيزد زهي ثابت قدم دل، باوفا دل (ابوالقاسم لاهوتي)
  • 6:33
    ساقيا دلتنگم امشب باز كن ميخانه را چون تو داني حال زارم پر كن اين پيمانه را اين شرر تار و پود هستيم را سوخت سوخت گو بسوزد حاليا هم خويش و هم بيگانه را چشمه ي مهر و محبت را دگر جوشي نماند نيست گوشي بر خروش و نعره ‌اي مستانه را اين سر شوريده ناآرام و بي خويشم كند ساقيا جامي بپيما رام كن ديوانه را بر شرار مهر تابان اي دل عاشق بسوز تا بياموزيش سر خوش سوختن پروانه را
  • 6:52
    تكنوازي كمانچه
  • 5:26
    جان و دلم تويي دگر جان دلم جفا را جز من با دلم بگو با همگان وفا چرا در حرمت خجل منم بسته خسته دل منم مانده‌ ي پا به گل منم مي‌كني‌ ام رها چرا روز و شبم به ياد تو دل شد اسير نام تو مرغ دلم به دام تو بند به دست و پا چرا دل ز كفم ربوده اي همنفسم تو بوده اي در دل و جان غنوده اي اين همه در خفا چرا تشنه ي توست جام من پر ز تو است جان من باده مكن حرام من مي ندهي شفا چرا

تصاویر

دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه

آلبوم‌هایی از همین سبک

صدای موسیقی