display result search
منو

مژده باران

  • 11 قطعه
  • 8':49" مدت زمان
  • 3008 دریافت شده
آلبوم «مژده باران»، شامل 11 قطعه با نام‌های باران، دونوازی تار و قیچک، آتش اشتیاق، مخالف سه‌گاه، مخالف سه‌گاه، وصال دوست، تار، مرغ جان، گنج نهان، آهوی وحشی و سوگنامه است که توسط مجید درخشانی آهنگسازی و تنظیم شده است.


نوازندگان:
شاهو عندلیبی: نی
رادمان توکلی: تار
ساناز ستارزاده: تار
حسنا پارسا: کمانچه
مهرداد ناصحی: کمانچه
شیما شاه محمدی: قیچک آلتو
حامد افشاری: قیچک باس
شهریار نظری: دف و ساز‌های کوبه‌ای
کامران یعقوبی: تمبک
رامین صفایی: سنتور
علی پژوهشگر: عود
تکنواز تار: مجید درخشانی

آهنگ ها

  • عنوان
    زمان
  • 6:13
    گو به باران ببارد امشب بشويد از رخ غبار اين كوچه باغ ها را كه در زلالش سحر بجويد ز بي كران ها حضور ما را به جست و جوي كرانه هايي كه راه برگشت از آن ندانيم من و تو بيدار و محو ديدار سبك تر از ماهتاب و از خواب روانه در شط نور و نرما ترانه اي بر لبان باديم ندانم از دور و دور دستان نسيم لرزان بال مرغي ست و يا پيام از ستاره اي دور كه مي كشاند بدان دياران تمام بود و نبود ما را درين خموشي و پرده پوشي به گوش آفاق مي رساند طنين شوق و سرود ما را شفيعي كدكني
  • 2:22
  • 6:34
    كس نگذشت در دلم تا تو به خاطر مني يك نفس از درون من خيمه به در نمي‌زني مهرگياه عهد من تازه‌ترست هر زمان ور تو درخت دوستي از بن و بيخ بركني از همه كس رميده‌ام با تو درآرميده‌ام جمع نمي‌شود دگر هر چه تو مي‌پراكني كس نستاندم به هيچ ار تو براني از درم مقبل هر دو عالمم گر تو قبول مي ‌كني سعدي ?اي عشق همه بهانه از توست، من خامشم اين ترانه از توست آن بانگ بلند صبحگاهي، وين زمزمه ي شبانه از توست? هوشنگ ابتهاج
  • 6:25
    عقل كجا پي برد شيوه? سوداي عشق باز نيابي به عقل سر معماي عشق عقل تو چون قطره‌اي است مانده ز دريا جدا چند كند قطره‌اي فهم ز درياي عشق عشق چو كار دل است ديده? دل باز كن جان عزيزان نگر مست تماشاي عشق عطار
  • 1:16
  • 5:53
    گر مرد رهي ز رهروان باش در پرده? سر خون نهان باش بنگر كه چگونه ره سپردند گر مرد رهي تو آن چنان باش خواهي كه وصال دوست يابي با ديده درآي و بي زبان باش از بند نصيب خويش برخيز دربند نصيب ديگران باش در كوي قلندري چو سيمرغ مي‌باش به نام و بي نشان باش منگر تو به ديده? تصرف بيرون ز دو كون اين و آن باش عطار ز مدعي بپرهيز رو گوشه‌نشين و در ميان باش عطار
  • 1:30
  • 4:25
    دل ز عشقت بي خبر شد چون كنم مرغ جان بي بال و پر شد چون كنم عشق تو در پرده مي‌كردم نهان چون سرشكم پرده‌در شد چون كنم يك نظر بر تو فكندم جان و دل در سر آن يك نظر شد چون كنم هر زمان تا جان فشاند بر تو دل عاشق جاني دگر شد چون كنم آتش عشق تو نتوانم نشاند كابم از بالاي سر شد چون كنم مدتي رازي كه پنهان داشتم در همه عالم سمر شد چون كنم عطار
  • 5:06
    امروز امير در ميخانه تويي تو فريادرس ناله مستانه تويي تو در كعبه و بتخانه بگشتيم بسي ما ديديم كه در كعبه و بتخانه تويي تو مرغ دل ما را كه به كس رام نگردد آرام تويي، دام تويي، دانه تويي تو آن راز نهاني كه به صد دفتر دانش بسيار از او گفته شد افسانه تويي تو بسيار بگوييم و چه بسيار بگفتيم كس نيست به غير از تو در اين خانه تويي تو حبيب خراساني
  • 11:34
    الا اي آهوي وحشي كجايي مرا با توست چندين آشنايي دو تنها و دو سرگردان دو بي‌كس دد و دامت كمين از پيش و از پس بيا تا حال يكديگر بدانيم مراد هم بجوييم ار توانيم كه مي‌بينم كه اين دشت مشوش چراگاهي ندارد خرم و خوش كه خواهد شد بگوييد اي رفيقان رفيق بيكسان يار غريبان بگفتا چون به دست آري نشانش كه از ما بي‌نشان است آشيانش برفت و طبـع خـوشباشم حزيـن كرد بـرادر با برادر كــي چـنـيــن كرد؟ مگر خـضـر مـبـارك پـي تـواند كـه ايـن تـنهـا بـدان تـنهـا رساند حافظ
  • 8:49
    موج موج ِ خزر، از سوگ سيه پوشان اند بيشه دلگير و و گياهان همه خاموشان اند بنگر آن جامه كبودان افق،صبح دمان روح ِ باغ اند كزين گونه سيه پوشان اند چه بهاري است، خدا را كه درين دشت ملال لاله ها آينه خون ِ سياووشان اند آن فرو ريخته گل هاي پريشان در باد كز مي ِ جام شهادت همه مدهوشان اند نام شان زمزمه ي نيمه شب مستان باد تا نگويند كه از ياد فراموشان اند شفيعي كدكني

تصاویر

دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه

آلبوم‌هایی از همین سبک

صدای موسیقی