display result search
منو

سرمستان

  • 9 قطعه
  • مدت زمان
  • 1 دریافت شده
آلبوم موسیقی دستگاهی ساخته سهیل ایوانی به اهتمام فریدون شهبازیان، 1373

آهنگ ها

  • عنوان
    زمان
  • 8:28
    چندان كه گفتم غم با طبيباندرمان نكردند مسكين غريبانيا رب امان ده تا بازبيندچشم محبان روي حبيبانيا رب امان ده تا بازبيندچشم محبان روي حبيبانحافظ چه نالي گر وصل خواهيخون بايدت خورد در گاه و بي‌گاهآيين تقوا ما نيز دانيمليكن چه چاره با بخت گمراهجانا چه گويم شرح فراقتچشمي و صد نم حبيبم جاني و صد آهمهر تو عكسي بر ما نيفكندآيينه رويا آه از دلت آه
  • 2:37
  • 10:52
    حسب حالي ننوشتي و شد ايامي چندمحرمي كو كه فرستم به تو پيغامي چندما بدان مقصد عالي نتوانيم رسيدهم مگر پيش نهد لطف شما گامي چندچون مي از خم به سبو رفت و گل افكند نقابفرصت عيش نگه دار و بزن جامي چندپير ميخانه چه خوش گفت به دردي كش خويشكه مگو حال دل سوخته با خامي چنداي گدايان خرابات خدا يار شماستچشم انعام مداريد ز انعامي چند
  • 10:10
    عشق تو آتش جانا / زد بر دل من / بر باد غم داد عشقت / آب و گِل منروي تو چون ديد دل / بهتر ز ليليشد بسته زنجير دام، مجنون دل منوصل تو مشكل مشكل جان دادن آسانيارب كن آسان آسان اين مشكل منز من نگارم خبر نداردبه حال زارم نظر نداردخبر ندارم من از دل خوددل من از من خبر نداردكجا رود دل كه دلبرش نيستكجا پرد مرغ كه پر نداردامان از اين عشق فغان از اين عشقكه غير خون جگر نداردهمه سياهي همه تباهيمگر شب ما سحر نداردشاعر: ملك‌الشعراي بهار آهنگساز: جهانگير مراد (حسام‌السلطنه)
  • 6:15
    عزم آن دارم كه امشب مست مستپاي كوبان شيشه‌ي دردي به دستسر به بازار قلندر در نهمپس به يك ساعت ببازم هرچه هستتا كي از تزوير باشم رهنمايتا كي از پندار باشم خودپرستپرده‌ي پندار مي‌بايد دريدتوبه‌ي تزوير مي‌بايد شكستوقت آن آمد كه دستي بر زنمچند خواهم بودن آخر پاي‌بست
  • 6:59
    اي ساقي ما سرمستان جامي بده جانم بستانز همه گريزان ناله خيزان بر تو رو كردماي شاهد بزم آرايم با ديده‌ي خونبار آيمهمه شب به يادت باده‌ي غم در سبو كردمچون آتش عشق تو به جان دارد دلصد شعله شرر خود به زبان دارد دلآه سحري سوز دلي سوداييشوق نگهت در دو جهان دارد دلاي ساقي ما سرمستان جامي بده جانم بستانز همه گريزان ناله خيزان بر تو رو كردماي شاهد بزم آرايم با ديده‌ي خونبار آيمهمه شب به يادت باده‌ي غم در سبو كردميارب يارا درياب ما را بنگر به نيازم بر سوز و گدازماي راز و نياز من اي عطر نماز من در بر نشان ما را يارااي هم نفس من بشكن قفس مناميد رهاييها پيوند جداييها در بر نشان ما را ياراسوداي شعله شدن سر زد تا از خاكستر منمي ريزد دست جنون هر دم باده در ساغر مناي ساقي ما سرمستان جامي بده جانم بستانز همه گريزان ناله خيزان بر تو رو كردماي شاهد بزم آرايم با ديده خونبار آيمهمه شب به يادت باده غم در سبو كردمشاعر محمدعلي چاوشي ؛ آهنگساز عباس خوشدل
  • 6:15
    اي دل اگر نخواندت ره نبري به كوي اوبي قدمش كجا توان ره ببري به سوي اوگر نروي به سوي او راست بگو كجا رويهر طرفي كه بنگري ملك وي است و كوي اوجام و سبوي او منم غا ليه گوي او منمپيش من آي تا شوي جمله به رنگ و بوي اوتا به گوش جان من رمز الست گفته استهيچ برون نمي رود از دلم آرزوي اوآنچه ز ما شنيده اي آن ز خدا شنيده ايچون همه گفتگوي ما هست ز گفتگوي اوهيچ مجو ز هيچ كس نام و نشان من كه منغرق محيط گشته ام از رشحات جوي اورو بر شمس تا دهد از تو خلاص مر تو راخوي بدت بدل كند جمله به خلق و خوياوي دل اگر نخواندت ره نبري به كوي اوبي قدمش كجا توان ره ببري به سوي اوگر نروي به سوي او راست بگو كجا رويهر طرفي كه بنگري ملك وي است و كوي اوجام و سبوي او منم غا ليه گوي او منمپيش من آي تا شوي جمله به رنگ و بوي اوتا به گوش جان من رمز الست گفته استهيچ برون نمي رود از دلم آرزوي اوآنچه ز ما شنيده اي آن ز خدا شنيده ايچون همه گفتگوي ما هست ز گفتگوي اوهيچ مجو ز هيچ كس نام و نشان من كه منغرق محيط گشته ام از رشحات جوي اورو بر شمس تا دهد از تو خلاص مر تو راخوي بدت بدل كند جمله به خلق و خوي او
  • 6:41
    خداوندا به فرياد دلم رسكس بي كس تويي ما مانده بي كسهمه گويند كه طاهر كس ندارهخدا يار مويه چه حا جته كسسرگردان ،‌ سرگردان ، سرگردانمنتوانم روي از تو برگردانممن از تو دوري نتوانم ، نتوانمدمي بنشين تا سوز دل بنشانم ، ‌سوز دل بنشانمبيا جانا دل پر درد ما بينسرشك گرم و آه سرد ما بينغم مهجوري و داغ غريبيهمه بر جان غم پرورد ما بينبيا تا قدر يكديگر بدانيمكه تا ناگه ز يكديگر نمانيمنگارينا دل و جان ته داريهمه پيدا و پنهانم ته دارينمي دونم كه اين درد از كه دارمهمي دونم كه درمانم ته داري
  • 3:50

تصاویر

دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه

آلبوم‌هایی از همین سبک

صدای موسیقی