display result search
منو

به اصفهان رو

  • 4 قطعه
  • 13':56" مدت زمان
  • 42 دریافت شده
آلبومی با صدای جلال تاج اصفهانی که در صفحه 45 دور در سال 1333 و در سال 1383 به صورت سی دی باز نشر شده است.
آواز: تاج اصفهانی
تار: جلیل شهناز
نی: حسن کسائی
ویلون: جهانبخش پازوکی
تمبک: جهانگیر بهشتی
آهنگساز: علی اکبر شهنازی، عبدالحسین برازنده

به اصفهان رو قطعه‌ای از موسیقی ایرانی است در آواز اصفهان که خواننده آن تاج اصفهانی است و با نوازندگی تار جلیل شهناز، نی حسن کسائی، ویلون: جهانبخش پازوکی و تمبک جهانگیر بهشتی اجرا شده است. شعر آن از ملک‌الشعرا بهار، تصنیف از علی اکبر شهنازی و آهنگسازی از عبدالحسین برازنده می‌باشد.
در سال 1312 زمانی که محمدتقی بهار در اصفهان در تبعید به سر می‌برد، با علی اکبر شهنازی که به این شهر سفر کرده بود دیدار کرد. در این دیدار بهار گفت قصد دارد شعری در وصف "تبعیدگاهش" بسراید و شهنازی هم رنگی که قطعه موسیقی که تصنیف نموده بود را در اختیار او گذاشت و بهار هم بر روی همین قطعه شعری ساخت. بعضی از محققین فقط ساخت پیش درآمد این اثر را از شهنازی دانسته و ملودی تصنیف را ساخته عبدالحسین برازنده می دانند.
در دهه 1330 این قطعه توسط تاج اصفهانی اجرا شد. این قطعه در کنار چند قطعه دیگر و در قالب یک آلبوم در سال 1383 مجددا منتشر گردید.

آهنگ ها

  • عنوان
    زمان
  • 12:15
    تصنیف به اصفهان رو ساخته: عبدالحسین برازنده و علی اكبر شهنازی به زنده رودش سلامی ز چشم ما رسانی ببر از وفا كنار جلفا به گل چهرگان سلام ما را شهر پر شكوه قصر چلستون كن گذر به چارباغش گر شد از كفت یار بی وفا كن كنار پل سراغش بنشین در كریاس یاد شاه عباس بستان از دلبر می بستان پی در پی می از دست وی تا كی تا بتوانی ساعتی در جهان خرم بودن بی غم بودن بی غم بودن با بتی دلستان همدم بودن محرم بودن با هم بودن ای بت اصفهان زان شراب جلفا ساغری در ده ما را ما غریبیم ای مه بر غریبان رحمی كن خدا را ملك‌ الشعرا بهار اگر آن عهدشكن با سر میثاق آید جان رفته‌ست كه با قالب مشتاق آید همه شب‌های جهان روز كند طلعت او گر چو صبحیش نظر بر همه آفاق آید سعدی
  • 18:08
    نی: حسن كسایی تار: عباس سروری ویولون: جهانبخش پازوكی تنبك: جهانگیر بهشتی رسید مژده كه آمد بهار و سبزه دمید وظیفه گر برسد مصرفش گل است و نبید صفیر مرغ برآمد بط شراب كجاست فغان فتاد به بلبل نقاب گل كه كشید ز روی ساقی مه وش گلی بچین امروز كه گرد عارض بستان خط بنفشه دمید بهار می‌گذرد دادگسترا دریاب كه رفت موسم و حافظ هنوز می نچشید حافظ
  • 12:36
    نی: حسن كسایی پای سرو بوستانی در گل است سرو مــا را پــای معنی در دل است نسبت عاشــــق بـــه غفلت می‌ كنند آنكه معشوقی ندارد غافل است بذل جاه و مال و ترك نام و ننگ در طریق عشق اول منزل است نیكخواهانم نصیحت می‌كنند وان كه شنعت می‌زند بر ساحلست سعدیا نزدیك رای عاشقان خلق مجنونند و مجنون عاقلست معروف شد حـكایتـم اندر جـهان و نیست بـا تـو مجـال آن كـه بـگـویم حـكـایتـی سعدی
  • 13:56
    دو چشم مست تو كز خواب صبح برخیزند هزار فتنه به هر گوشه‌ای برانگیزند چنان كه در رخ خوبان حلال نیست نظر حلال نیست كه از تو نظر بپرهیزند غلام آن سر و پایم كه از لطافت و حسن به سر سزاست كه پیشش به پای برخیزند سعدی

تصاویر

دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه

صدای موسیقی