display result search
منو

با ستاره ها

  • 7 قطعه
  • 7':15" مدت زمان
  • 35 دریافت شده
موسیقی دستگاهی
نوازنده ی ویولون : ارسلان کامکار
نوازنده ی ویولون : میثم مروستی
نوازنده ی ابوا : فرشید حفظی فرد
نوازنده ی فلوت : ناصر رحیمی
نوازنده ی قانون : پریچهر خواجه
نوازنده ی سنتور : سورنا صفاتی
نوازنده ی تار : آزاد میرزاپور
نوازنده ی عود : شهرام غلامی

آهنگ ها

  • عنوان
    زمان
  • 7:18
    چه غریب ماندی ای دل نه غمی نه غمگساری نه به انتظار یاری ، نه ز یار انتظاری غم اگر به كوه گویم ، بگریزد و بریزد كه دگر بدین گرانی نتوان كشید باری سحرم كشیده خنجر كه چرا شبت نكشته ست تو بكش كه تا نیفتد دگرم به شب گذاری نه چنان شكست پشتم كه دوباره سر بر آرم منم آن درخت پیری كه نداشت برگ و باری هوشنگ ابتهاج
  • 6:24
    بگردید بگردید در این خانه بگردید در این خانه غریبند غریبانه بگردید یكی مرغ چمن بود كه جفت دل من بود جهان لانه ی او نیست پی لانه بگردید نسیم نفس دوست به من خورد چه خوشبوست همین جاست همین جاست همه خانه بگردید چه شیرین و چه خوشبوست كجا خوابگه اوست پی آن گل خوشنوش چو پروانه بگردید هوشنگ ابتهاج
  • 4:44
    ای سینه امشب از غمش فریاد كن فریاد كن وی دیده اندر ماتمش بیداد كن بیداد كن ای پنجه بر در سینه را دل را از او بیرون بكش این صید در خون خفته را آزاد كن آزاد كن ای عشق غمگین خاطرم در دل بیفكن آذرم ویرانه ام را از كرم آباد كن آباد كن آزرده ام خواهی چرا آخر شبی از در در آ این عاشق دل خسته را دلشاد كن دلشاد كن سیمین بهبهانی
  • 7:49
    سنگ دلا چرا دگر جور و جفا نمی كنی جور و جفا بكن اگر مهر و وفا نمی كنی زخم دگر بزن به دل مرهم اگر نمی نهی درد دگر بده اگر خسته دوا نمی كنی عهد هر آن چه می كنی وعده به هر كه می دهی عهد زیاد می بری وعده وفا نمی كنی تیر غمم زدی به جان تا كه به خون نشانی ام هرچه كنی بكن بتا زانكه خطا نمی كنی احمد سهیلی خوانساری
  • 7:07
    شب كه می رسد از كناره ها گریه می كنم با ستاره ها وای اگر شبی ز آستین جان برنیاورم دست چاره ها همچو خامشان بسته ام زبان حرف من بخوان از اشاره ها ما ز اسب و اصل افتاده ایم ما پیاده ایم ای سواره ها ای لهیب غم آتشم مزن خرمنم مسوز از شراره ها حسین منزوی
  • 7:07
    عقیم دشت بی حاصل دلم وای نسیم دره ی باطل دلم وای خراب خسته ی از پا نشسته دلم وا دل ، دلم وا دل ، دلم وای دلم تنگ و دلم تنگ و دلم تنگ گریبان غمت را می زند چنگ صبوری كو كه چون دیوانه مردم بكوبم چون سبویش بر سر سنگ دلم خون و دلم خون و دلم خون از این دنیای دون دنیای وارون كمك كن تا زنیم از مكمن عشق به اردوی غم عالم شبیخون حسین منزوی
  • 7:15
    تو كیستی كه من این گونه بی تو بی تابم شب از هجوم خیالت نمی برد خوابم تو كیستی كه من از موج هر تبسم تو به سان قایق سرگشته روی گردابم من از كجا سر راه تو آمدم ناگاه چه كرد با دل من آن نگاه شیرین آه تو دور دست امیدی و پای من خسته است چراغ چشم تو سبز است و راه من بسته است تو آرزوی بلندی و دست من كوتاه مدام پیش نگاهی مدام پیش نگاه چه آرزوی محالی ست زیستن با تو مرا همین بگذارند یك سخن با تو فریدون مشیری

تصاویر

دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه

آلبوم‌هایی از همین سبک

صدای موسیقی